دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فقر نتیجه رفتار انسان

پرسش: بر اساس آموزه‌های وحیانی آیا پدیده فقر منشأ طبیعی و ذاتی دارد یا اینکه تحمیلی و عارضی است و به نوع عملکرد و کنش و رفتار خود انسان بر می‌گردد؟ لطفاً به نحو اجمال توضیح دهید.
فقر نتیجه رفتار انسان
فقر نتیجه رفتار انسان

پرسش: بر اساس آموزه‌های وحیانی آیا پدیده فقر منشأ طبیعی و ذاتی دارد یا اینکه تحمیلی و عارضی است و به نوع عملکرد و کنش و رفتار خود انسان بر می‌گردد؟ لطفاً به نحو اجمال توضیح دهید.

پاسخ: از دیر زمان صاحبان قدرت و ثروت به اشکال مختلف، با بیان فلسفه‌های گوناگون سعی کرده‌اند این باور را در اذهان مردم به وجود آورند که امکانات و منابع جامعه محدود و نیاز انسان‌ها نامحدود است. بنابراین به طور طبیعی عده‌ای از دسترسی به نیازمندی‌های زندگی محروم خواهند بود، و در اینجا پسندیده این خواهد بود که هر کس به هر آن چه طبیعت به او عطا کرده است راضی باشد و قبول کند که فقیر و گرسنه ماندن عده‌ای بهتر از فقر عمومی است. بنابراین، نه فقرا به دیده ظلم و خیانت به اغنیا بنگرند و نه اغنیا از حضور تهیدستان و محرومین آزرده خاطر گردند، چون مسابقه‌ای که یک جایزه بیشتر ندارد، تنها یک نفر کامیاب خواهد داشت. (ظهور و سقوط لیبرالیسم، ترجمه عباس مخبر، ص 374-390)

بر اساس آموزه‌های اسلام، خداوند متعال طی آیات متعددی، تفکر «فقر طبیعت» را باطل دانسته و ریشه همه بدبختی‌ها و پدیده فقر را نه در کمبود امکانات و خست طبیعت، بلکه در اعمال زشت و ظالمانه انسان‌ها می‌داند، و طی پنج مرحله آنها را بیان می‌کند.

مرحله اول: خداوند متعال وعده داده است که روزی هر جنبنده‌ای را فراهم می‌کند: «هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست. او قرارگاه و محل رفت و آمدش را می‌داند، همه این‌ها در کتاب آشکاری ثبت است. (هود-6)

مرحله دوم: خداوند به عنوان یک سنت همیشگی اعلام نموده است که به هیچ وجه از وعده خود تخلف نمی‌کند (ان الله لایخلف المیعاد- رعد-31)

مرحله سوم: خداوند راه کسب روزی را نشان داده و به انسان‌ها پیام داده است که خزاین روزی همه به دست خداست و او اندازه روزی همه را می‌داند. (حجر-19)

مرحله چهارم: به انسان‌ها خبر داده است هر آن چه برای زندگی لازم دارید به اندازه فراوان آماده است.

«خداوند همان کسی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرستاد و با آن میوه‌های (مختلف) را برای روزی شما (از زمین) بیرون آورد... و از هر چیزی که از او خواستید (نیازمند بودید) به شما داد و اگر نعمت‌های خدا را بشمارید هرگز آنها را شماره نتوانید کرد. (ابراهیم-32)

مرحله پنجم: در این مرحله خدای متعال روشن ساخت که اگر گروهی به روزی خود نمی‌رسند و فساد و بدبختی به وجود می‌آید، این نتیجه اعمال ناشایست خود انسان هاست: «فساد در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام داده اند آشکار شده است، خدا می‌خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنها بچشاند، شاید (به سوی حق) باز گردند. (روم- 41) بنابراین بر اساس تعالیم اسلام و آموزه‌های وحیانی خداوند وعده کرده است روزی انسان‌ها و همه موجودات را تأمین نماید، و هر گونه کاستی و کمبود، ناشی از اعمال و رفتار خود انسان‌هاست. در نتیجه فقر و تنگدستی گروهی از انسان‌ها نه به خست طبیعت بلکه به رفتار خود آنان یا گروهی دیگر از انسان‌ها مرتبط است و پدیده فقر نه حقیقتی ذاتی و حتمی بلکه پدیده‌ای عارضی و تحمیلی است و به عملکرد و کنش و رفتار خود انسان‌ها برمی گردد. بر همین اساس علی(ع) می‌فرماید:

«ما جاع فقیر الابما منع غنی»

هیچ فقیری گرسنه نماند مگر آنکه توانگری از دادن حق او ممانعت کرد. (نهج البلاغه، حکمت 320)

همچنین آن حضرت در جایی دیگر می‌فرمایند:

«ان الناس ما افتقروا و لااحتاجوا ولاجاعوا و لاعروا الابذنوب الاغنیاء»

همانا مردم جز در اثر گناه ثروتمندان، فقیر و محتاج و گرسنه و برهنه نمی‌شوند. (الحیاه ، ج4، ص329)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS