دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قاضى و علامه طباطبایى

No image
قاضى و علامه طباطبایى

قاضى و علامه طباطبایى

علامه طباطبایى مى فرماید:

«من و همسرم از خویشاوندان نزدیک مرحوم حاج میرزا على آقاى قاضى بودیم او در نجف براى صله رحم و تفقّد از حال ما، به منزل ما مى آمد. ما کراراً صاحب فرزند شده بودیم، ولى همگى در همان دوران کوچکى فوت کرده بودند، روزى مرحوم قاضى به منزل ما آمد در حالى که همسرم حامله بود و من از وضع او آگاه نبودم موقع خداحافظى به همسرم گفت:

دختر عمو! این بار این فرزند تو مى ماند، و او پسر است و آسیبى به او نمى رسد، و نام او «عبدالباقى» است.

من از سخن مرحوم قاضى خوشحال شدم خدا به ما پسرى لطف کرد و بر خلاف کودکان قبلى، باقى ماند و آسیبى به او نرسید و نام او را عبدالباقى گذاردیم.»([20])

علامه طباطبایى در واقعه اى دیگر مى فرماید:

«وقتى به نجف رسیدم لدى الورود رو کردم به قبّه و بارگاه امیرالمؤمنین(علیه السلام) و عرض کردم:

یا على! من براى ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شده ام ولى نمى دانم چه روشى را پیش گیرم و چه برنامه اى را انتخاب کنم از شما مى خواهم که در آنچه صلاح است، مرا راهنمایى کنید.

منزلى اجاره کردم و در آن ساکن شدم. در همان روزهاى اوّل، در منزل نشسته بودم و به آینده خود فکر مى کردم ناگاه درب خانه را زدند درب را باز کردم، دیدم یکى از علماى بزرگ است. سلام کرد و داخل منزل شد، خیر مقدم گفته با کمال صمیمیت به گفتگو نشست و سخنانى بدین مضمون فرمود:

کسى که که به قصد تحصیل به نجف مى آید، خوب است علاوه بر تحصیل، به فکر تهذیب و تکمیل نفس خویش نیز باشد و از نفس خود غافل نماند.

این را فرمود و رفت من در آن مجلس، شیفته اخلاق و رفتار اسلامى او شدم و تا درنجف بودم، از محضرش استفاده مى نمودم. آن دانشمند بزرگ، آقاى حاج میرزا على آقاى قاضى بود.»([21])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS