دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لباس نماز گزار

اما پوشاندن عورت،‌معنایش این است که از چشمان خلق است، اما برای پوشش زشتیهای باطن و رسوائیهای درونت که جز خداوند بر آن مطلع نیست، چه کرده ای؟
لباس نماز گزار
لباس نماز گزار

نویسنده : علامه سید عبدالله شُبّر

دراین باره غزالی گفته است که :

«اما پوشاندن عورت،‌معنایش این است که از چشمان خلق است، اما برای پوشش زشتیهای باطن و رسوائیهای درونت که جز خداوند بر آن مطلع نیست، چه کرده ای؟ پس آن زشتی هارا به ذهنت بیاور و نفست را به پوشاندن آنها وادار کن، وبه وجود آنها نفست را ذلیل نما و با خجالت و شرم ،‌قلبت را آرامش بخش و بایستی که قیام تو در مقابل خدا ، قیام بنده گناهکار بد کردار گریز پایی باشد، که بر گذشته اش پشیمان بوده با سرشکستگی وشرم وترس بسوی مولایش باز می گردد. »[1]

امام صادق علیه السلام فرمود:

«برای مؤمنین زیباترین لباسها، لباس تقوی ،‌ونیکوترین پوشش ،‌پوشش ایمان است، خداوند متعال می فرماید: «لباس تقوی بهتر است»[2]

واما لباس ظاهری،‌ نعمتی خداداد است که عورتهای بنی آدم به ، وسیله آن پوشیده می شود و آن کرامتی است که خداوند، اولاد آدم علیه السلام را به آن گرامی داشته است و به جز آنان ، موجودات دیگر مشمول این کرامت الهی نیستند. و هم چنین لباس ،‌برای مؤمنین ، وسیله ای جهت انجام تکالیف الهی می باشد.

و بهترین لباس تو ،آن لباسی است که تو را از یاد خدا و انجام وظایف لازم مانع نشود و بلکه تو را به یاد او و سپاسگزاری و اطاعت او نزدیک نماید. و تو را به خود بینی و خود نمایی ، و ریا وفخر وخودستانی وادارنکند، زیرا که این صفات ،‌همه از آفات دین وسبب قساوت قلب است. هرگاه لباس خود را به تن می کنی ،متذکر باش که خداوند متعال به رحمت خود معاصی وخطاهای تورا پوشانیده است وباطن خود را به صدق و راستی بپوشان ،‌بهمان گونه که ظاهر خود را به لباس می پوشانی وباستی که باطن تو در پوشش هیبت و خوف از خدا وظاهرت در پرده پیروی و اطاعت او باشد . وفضل و احسان پرورگار متعال را بخاطر بیاور که لباس و پوشاک را برای تو فراهم کرده است تا عورتهای ظاهری تو پوشیده شود و ابواب توبه واستغفار برای تو باز کرده است تا عورتهای باطن خود را که از معاصی و اخلاق زشت حاصل می شود ،‌بپوشانی.

عیب کسی را آشکار و او را مفتضح مکن ،‌و بدان که پروردگار متعال عیوب بزرگتر و زیادتری را بر تو پوشانیده است و پیوسته به عیوب و نواقص نفس خود مشغول باش ، و از اموری که به حال تو فائده و سود نمی دهد چشم بپوشان و پرهیز کن ازاینکه ساعات عمر تو در جستجوی زشتیهای اعمال و حرکات و امور دیگران سیر شود،‌و آنان به سرمایه تو تجارت کنند و تو خود را هلاک کنی . متوجه باش که فراموشی و غفلت تو از معصیت وگناهت،‌از بزرگترین عذابها و عقوبتهای خداوند در دنیاست، و ازمؤثرترین اسباب گرفتاری و سختی در روز قیامت است و تا زمانی که بنده مؤمن ،‌اشتغال به طاعت خدا و شناخت عیوب نفسانی خویش داشته ، و آنچه را که به دین او صدمه و ضرر می رساند ، ترک می کند،‌ از آفات به دور و محفوظ مانده ، در دریای رحمت پروردگار غوطه ور خواهد شد و از فوائد حکمت و بیان ،‌استفاده خواهد کرد.

واگر کسی از توجه به گناهان خود ، غافل باشد ،‌عیوب خویش را فراموش کند و به قدرت وقوت خویش متکی باشد، هرگز رستگارنخواهد شد.[3]»

    منبع: بنیادهای اخلاق اسلامی ، علامه سید عبدالله شبر،چاپ دوم سال 1369،‌ناشر/بنیاد فرهنگی امام المهدی (عج) ، صص 137-138
    پی نوشت:
  • [1] . احیاء العلوم ،‌جلد اول ، صفحه 165
  • [2] . قرآن کریم ، سوره اعراف ،‌آیه 26
  • [3] . مصابح الشریعه  و مفتاح الحقیقه ، شرح عبدالرزاق گیلانی ، باب هفتم ،‌صفحه 60

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS