دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ملاك عمل صالح

No image
ملاك عمل صالح

مهمترين اصل در قبولي اعمال آن است که «عمل صالح» باشد. عمل صالح حتي شامل ايمان نيز مي شود؛ زيرا ايمان حالتي است که از جزم عقلي و عزم قلبي و جوارحي به دست مي آيد. از همين رو کسي که در دنيا ايمان نياورد در آخرت نمي تواند ايمان بياورد؛ زيرا آخرت جاي عمل نيست و تنها در دنيا مي توان عمل داشت. شخص در آخرت با آنکه اهل جزم مي شود و همه چيز برايش يقيني و شهودي است، ولي نمي تواند به همان يقين خودش ايمان بياورد؛ چون آخرت جاي عمل نيست. اميرمومنان امام علي(ع) مي فرمايد: اليوم عمل بلاحساب و غدا حساب بلاعمل، امروز- دنيا - زمان تلاش و فعاليّت، بدون حساب است و فرداي قيامت، زمان حساب و بررسي اعمال است.(شرح نهج البلاغه ابن عبده: ج 1، ک 41).

حال سؤال اين است که ملاک صالح بودن عمل چيست؟ به کدام عملي عمل صالح گفته مي شود و به کدام عمل، عمل طالح و فاسد مي گويند؟

برخي گفته اند: عمل صالح هر چيزي است که خداوند آن را به عنوان عمل واجب و مستحب بيان کرده است.

برخي ديگر گفته اند: اين نمي تواند معيار عمل صالح باشد؛ زيرا بسياري از اعمال است که انسان انجام مي دهد و از واجبات و مستحبات است ولي عمل صالح نيست؛ از جمله نمازي که با ريا اقامه مي شود و يا احسان و خدمت به ديگري که با ريا و منت همراه است. در مقابل گاه آدم به گمان آنکه کاري خير و صالح است، انجام مي دهد و همان ثواب و خير را برايش مي نويسند.

پس بايد گفت ملاک عمل صالح بايد چيز ديگري باشد. به نظر مي رسد که ملاک عمل صالح همان وجه الله و تقرب جويي به خداست؛ چنانکه از آيه 8 سوره انسان و آيات و روايات ديگر به دست مي آيد. کسي که عملي را براي تقرب به خدا و رضايت او انجام دهد و وجه الله را در نظر داشته باشد، اين عملش عمل صالح است حتي اگر اشتباه در مصداق و خطا در عمل داشته باشد و کاري انجام دهد که فاسد است و يا نتيجه اي فاسد دارد، ولي چون به قصد وجه الله و رضايت او انجام داده، اين عمل صالح خواهد بود.

بر همين اساس کارهايي که يک شخص بدون قصد تقرب به خدا و وجه الله انجام مي دهد حتي اگر از مصاديق احسان و خير و عمل خوب و صالح ظاهري باشد وحسن فعلي داشته باشد، ملاک عمل صالح را ندارد و موجب نمي شود تا شخص به خدا نزديک شود و تقرب جويد. البته خداوند اجرعمل صالح را در همين دنيا به او مي دهد ولي در آخرت برايش هيچ چيزي نيست؛ چون قصدش اموري چون ارضاي عواطف خودش بوده و يا به قصد ريا و منت و تفاخر و مانند آن انجام داده است و اثر اين همين اندازه است که در دنيا به او چيزي مي رسد.(بقره، آيات 200 و 201؛ آل عمران، آيه 77؛ شوري، آيه 20)

به هر حال، ملاک عمل صالح بودن، همان تقرب جويي و رضايت خواهي و انجام عمل به قصد وجه الله است.

روزنامه كيهان، شماره 21192 به تاريخ 5/8/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS