دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آداب سفر

«در تعطیلات عده بسیاری از هموطنان عزیز به سفر می‌روند، چه مسافرتهای دیداری و صله رحم، چه برای زیارت، چه به قصد تفریحات سالم، که هر سه نوع آن خوب و پسندیده است. به همین مناسبت، نگاهی به سفر از دید معارف اسلامی داریم، تا سفرهایمان هم مکتبی و خداپسندانه باشد.»
آداب سفر
آداب سفر

«در تعطیلات عده بسیاری از هموطنان عزیز به سفر می‌روند، چه مسافرتهای دیداری و صله رحم، چه برای زیارت، چه به قصد تفریحات سالم، که هر سه نوع آن خوب و پسندیده است. به همین مناسبت، نگاهی به سفر از دید معارف اسلامی داریم، تا سفرهایمان هم مکتبی و خداپسندانه باشد.»

بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی! امام صادق (علیه السّلام) درحدیثی فرموده است: مسافرت باید برای یکی از این سه امر باشد:

1ـ تهیه توشه آخرت

2ـ تأمین معاش و زندگی

3ـ لذّت مباح و تفریح غیر حرام [1]

بنابراین، در سفرها باید آدابی را که از پیشوایان دین نقل شده است، به عنوان رهنمود گرفتن از مکتب، رعایت کرد.

فواید مسافرت بسیار است. کسب تجربه و پخته شدن، آشناییها و ارتباطات جدید، از آن جمله است.

سفر، آزموده کند مرد را هم از دل براند غم و درد را ز گیتی بدو نیک،بنمایدش وز آن گنج دانش بیفزایدش نگاهی به مجموعه روایات اسلامی، نکاتی را به عنوان «آداب سفر» به ما می‌آموزد که مهمترین آنها، آموختنِ «آیین همراهی و همسفری» است. تأکید شده است که پیش از سفر، همسفر مناسبی پیدا کنید. چرا که مسافرت تنهایی مکروه است. رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از سه کس مذّمت کرده است: یکی آنکه غذایش را تنها می‌خورد. یکی آنکه در خانه‌ای تنها می‌خوابد. سوّم آنکه تنها به مسافرتهای دور و دراز می‌رود. آداب دیگر سفر را طبق تعالیم دینی، فهرست‌وار اینگونه می‌یابیم:

1ـ خداحافظی کردن از خانواده و بستگان از سوی مسافر، بدرقه کردن کسی که به سفر می‌رود، از سوی اهل خانه و بستگان.

2ـ شروع کردن سفر با «صدقه»، جهت سلامتی و رفع و دفع بلاها.

3ـ خواندن دو رکعت نماز، دعا کردن و جان و مال خانواده را به خدا سپردن و بر او توکل کرد.

4ـ خواندن این دعا: «بسم اللّه‌، آمَنتُ باللّه‌، توکّلتُ عَلَی اللّه‌، ماشاءَ اللّه‌، لا حولَ و لا قوَّة الاّ باللّه‌.»

5ـ برداشتن عصا، یا وسیله‌ای جهت دفع شرّ و خطرات احتمالی و حمل ابزار دفاعی.

6ـ همراه داشتن مسواک و شانه و لباس و ظرف.

7ـ همراه برداشتن مواد غذایی و خوراکهای مورد نیاز و ره‌توشه سفر.

8ـ همراه داشتن داروهای مورد نیاز، سوزن، نخ، طناب و زیرانداز.

9ـ رعایت اخلاق خوب با همسفر در طول مسافرت.

10ـ در سفر، بار بر دوش دیگران نبودن، خرج خود را به گردنِ دیگران نینداختن.

11ـ مراعات حال همسفر، در صورتی که خسته یا مریض باشد.

12ـ همکاری در کارها، برعهده گرفتن کارهای سنگین در مسافرت.

13ـ گوش کردن به حرف بزرگترها.

14ـ مشورت با همسفران در انجام کارها و تصمیم‌گیریها.

15ـ مواظبت بر خواندنِ نماز در اول وقت.

16ـ پس از سفر، نقل نکردن سختیها و ناملایمات مسافرت.

17- در بازگشت از سفر، برای اهل خانه، هدیه و سوغات آوردن.

18ـ هنگام مراجعت از مسافرت به وطن، خدا را شکر کردن و بر نعمتِ سلامتی، حمد کردن.

برای تک تک آنچه یاد شد، احادیث مکرری در متون دینی آمده است که مجال طرح آنها نیست.[2] به علاوه، سفر وسیله شناخت است، هم شناختِ خود، هم شناختِ دیگران. چون رنجها و سختیهای مسافرت و حالتهای فوق‌العاده، جوهره انسان را می‌نمایاند و خصلتهای درونی بروز می‌کند. حتی انسان میزان تحمّل و مقاومت و کاردانی و تجربه خود را هم در سفر به محک می‌تواند بزند.

از جمله سفرهای پسندیده، مسافرت به شهرهای مذهبی و زیارتگاه ها و دیدن اماکن تاریخی و دیدار با بزرگان و شخصیت های علمی و اخلاقی است.

زیارت خانه خدا، مرقد حضرت رسول، قبور مطهر معصومین (علیهم السّلام)، مزار پاکِ شهدای راه حق، زیارت قبر انبیا و اوصیاء و اولیا صحابه و تابعین. دیدار از مرقد علمای بزرگ، فرزندان اهل بیت و قبور مؤمنان و صالحان، همه از مواردی است که در متون دینی به آنها تشویق شده است و زیارت قبور امامان، نوعی تجدید عهد و پیمان با صاحبانِ ولایت است. امام سجاد(ع) بیست و پنج بار به سفر حج رفت.

به فرموده حضرت رضا(علیه السّلام):

«هر امامی بر گردن دوستان و پیروانش، عهد و پیمانی دارد. از جمله اموری که وفای به این عهد و پیمان است، زیارت قبور ائمه است.»[3]

امید است که هر جا باشید، چه در سفر و چه حضر، ایامی خجسته و روز و شبی پر برکت داشته باشید.

«سفر آخرت»، سفر دیگری است که همه در پیش داریم.

آن هم آداب و شرایط و پیش‌نیاز و تهیه مقدمات و رهتوشه لازم دارد که موضوعی جداست و نیازمند نگاهی دوباره و جدّی.

ما ... همه مسافریم، و نیازمند آمادگی برای آن «سفر بی‌بازگشت علی(علیه السّلام)، رهتوشه آن سفر را «تقوا» می‌داند.

    پی نوشت:
  • [1]. نهج‌لبلاغه خطبه/ 148.
  • [2] . از جمله در کتابهای: مکارم‌الاخلاق، ص 240؛ محاسن برقی، ص 345؛ بحارالانوار، ج 73 (بیروت)؛ سفینة البحار، ج 1، واژه سفر؛ میزان الحکمه، ج4، ص467.
  • [3]. ِنّ لِکلّ امامٍ عهدا فی عُنُقِ اولیائه و انّ مِن تمام الوفاء بالعهد زیارة قبورهم (محجة البیضاء، ج 4، ص 45).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS