دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آشنايي با انواع «عفو» و جرايمي که شامل عفو نمي شوند!

مطمئناً در دنياي پرتلاطم امروزي، يکي از موضوعاتي که مي تواند جوامع بشري را از اختلافات شخصي و جمعي در امان بدارد، «آشنايي با حقوق متقابل افراد با يکديگر و قانون» است که مهمترين اثر اين آشنايي و آگاهي را مي توان در پيشگيري از وقوع بسياري از مشکلات حقوقي دانست؛ بنابراين، امروز تلاش داريم تا موضوع «آشنايي با مفهوم عفو » را بررسي کنيم.
آشنايي با انواع «عفو» و جرايمي که شامل عفو نمي شوند!
آشنايي با انواع «عفو» و جرايمي که شامل عفو نمي شوند!

دانستني هاي حقوقي؛

مطمئناً در دنياي پرتلاطم امروزي، يکي از موضوعاتي که مي تواند جوامع بشري را از اختلافات شخصي و جمعي در امان بدارد، «آشنايي با حقوق متقابل افراد با يکديگر و قانون» است که مهمترين اثر اين آشنايي و آگاهي را مي توان در پيشگيري از وقوع بسياري از مشکلات حقوقي دانست؛ بنابراين، امروز تلاش داريم تا موضوع «آشنايي با مفهوم عفو » را بررسي کنيم.

عفو و بخشش نهايي از آن پروردگاري است که آدميان را خلق کرده و راه و رسم به تعالي رسيدن را به ايشان نشان داده است، ليکن انسان از راه راست منحرف مي‌شود و سرکشي مي‌کند اما خداوند راه برگشت را نبسته است و مي‌فرمايد: «ان الله کان عفوا غفورا»، امام علي (ع) نيز حديثي در بيان بزرگي و جايگاه والاي عفو و بخشش آورده‌اند: «دو چيز است که (عظمت) يا ثواب آنها قابل ارزيابي نيست: يکي عفو و اغماض و ديگري عدل و انصاف.» و همچنين ما در دعاهايمان به پيشگاه خداوند التماس مي‌کنيم که «اللهم انک عفو تحب العفو فاعف عنا.»

در اين نوشته قصد داريم شما را با عفو و انواع آن در قوانين حقوقي آشنا کنيم.

عفو در مباحث حقوقي

وليکن عفو و گذشت در مباحث حقوقي عناوين کاملاً مجزايي مي‌باشند. از منظر علم حقوق، جرايم به دو گروه جرايم قابل‌گذشت و جرايم غيرقابل‌گذشت تقسيم مي‌شوند. در جرايم قابل‌گذشت، شاکي که خود مي‌تواند شخص آسيب‌ديده يا از وراث او باشد، مانند شخصي که در درگيري صدمه ديده است، رضايت مي‌دهد و آسيب‌زننده يا مقصر را مي‌بخشد، اما در جرايم غيرقابل‌گذشت، در صورتي که شاکي خصوصي از شکايت خود صرف‌نظر کند، مراجع قضايي نمي‌توانند از جرم مجرم گذشت نمايند؛ همچون زماني که فردي توسط ديگري به قتل مي‌رسد، وراث يا اولياي دم مي‌توانند از قصاص گذشت نمايند اما قاتل تنها از جنبه‌ي عمومي جرم که باعث ترس و وحشت مردم مي‌شود، مجازات مي‌گردد.

دلايلي از جمله مصالح اجتماعي، سياسي و منطقه اي اصلاح فرد بزهکار و فراهم آمدن موجبات تأمين زيان شاکي خصوصي، موجباتي براي عفو و بخشش فراهم مي‌کند. عفو به دو قسمت عفو عمومي و عفو خصوصي تقسيم مي‌شود.

تفاوت عفو عمومي و عفو خصوصي

مقصود از عفو عمومي آن است که براساس حکمي قانوني و اجرايي، دولت يا حکومت، بخشي يا تمامي محکومان و مجرمان را مورد بخشش عمومي قرار مي‌دهد. اين نوع از عفو بيشتر در زمان وقوع انقلاب‌ها يا آشوب‌ها صورت مي‌پذيرد. اما عفو خصوصي تنها در خصوص برخي از جرايم و مجرمين اعمال مي‌شود.

عفو و انواع آن

عفو عمومي تنها در خصوص جرايم تعزيري (مانند فروش مال غير، تهيه و ترويج سکه‌ي تقلبي، تخريب اموال تاريخي و فرهنگي، خيانت در امانت و ..) قابل اعمال است و جرايم حدي (مانند شراب خواري و زنا) قصاصي هستند و مستوجب ديه‌ي قابل‌عفو نمي‌باشند. جرايمي که مجازات آنها قصاص و پرداخت ديه است، به دليل حرمت و حق‌الناس بودن‌شان به ‌طور کلي از شمول عفو مستثني هستند. مجازات‌هاي حدود، فقط در موارد خاص پس از آنکه جرم با اقرار متهم به اثبات رسيد و به شرط توبه‌ي او، مي‌توانند مشمول عفو شوند.

عفو عمومي مربوط به نظم جامعه است و طرفين دعوا نمي‌توانند پيرامون آن تراضي کنند. عفو عمومي تمامي آثار محکوميت را منتفي مي‏کند و ناظر به جنبه‌ي عمومي جرم مي‏باشد و تأثيري در حقوق شاکي خصوصي مانند پرداخت ديه و جبران خسارت زيان‌ديده، نخواهد داشت.

عفو خصوصي بر اساس تعريف قانون تنها شامل محکومان مي‌شود و متهمان را دربر نمي‌گيرد. به اين معنا که زماني مي‌توان براي شخصي درخواست عفو کرد يا فرد موردعفو قرار مي‌گيرد که حکم محکوميت او صادر شده باشد و در مرحله‌ي اجراي مجازات باشد. در اين نوع از عفو، برخي از اشخاص، از جمله رئيس دادگستري مربوط، دادستان مربوط، قاضي ناظر زندان مربوط، خود شخص محکوم عليه، پدر، مادر، همسر و فرزندان ايشان، مجازند تا درخواست عفو را پيشنهاد دهند. اين پيشنهاد پس از طرح در کميسيون عفو و تخفيف مجازات که در استان‌ها تشکيل مي‌شود و زير نظر کميسيون عفو و تخفيف مرکز مي‌باشد، توسط رئيس قوه‌ي قضاييه به استحضار مقام رهبري مي‌رسد چرا که تأييد نهايي ايشان لازم است.

جرايمي که مشمول عفو نمي‌شوند

در نهايت پس از طي مراحل قانوني آن، در ايام فرخنده‌ي سال مانند اعياد سعيد قربان يا غدير، محکومان بخشيده مي‌شوند يا مجازات‌شان تخفيف مي‌يابد. اما برخي از جرايم مشمول عفو و تخفيف مجازات نمي‌شوند، از جمله قاچاق عمده‌ي مواد مخدر، سرقت مسلحانه، تجاوز و زناي به عنف و مصاديق مهم مجرمانه‌اي از قبيل جاسوسي، محاربه، قاچاق سلاح و مهمات، اختلاس، ارتشاء و آدم ربايي، جرايم مستوجب حد شرعي، اعدام و سنگسار که با شهادت شهود اثبات شده باشند.

سايت تابناک

تاريخ انتشار: دوشنبه 13 آذر ماه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS