دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انقلابی برای احیای دین و عظمت اسلام

No image
انقلابی برای احیای دین و عظمت اسلام

انقلابي براي احياي دين و عظمت اسلام

نگاهی جامعه شناختی به ضرورت تدوین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت

جامعه ایران به دلایل گوناگون یکی از پویاترین جوامع کنونی جهان را تشکیل می دهد و همین امر سبب شده است که فرایند ایجاد هویت‌های جمعی در آن گسترش، عمق و شدت زیادی به خود بگیرد و این روند به صورت روزافزونی افزایش یابد. دلایل اصلی که می توانند این فرایند را در کشور ما توجیه کنند و تقریباً همواره به انقلاب اسلامی و روند تحولی سی ساله آن مربوط می شوند عمدتاً عبارتند از: افزایش شدید حضور اجتماعی زنان، گسترش عظیم نظام آموزش عالی در کشور و بالارفتن شدید نرخ شهرنشینی و فرهنگ شهری در جامعه ما.

هر یک از این عوامل به تنهایی برای ایجاد تحولاتی بزرگ در یک جامعه کافی می بود اما ما هر سه عامل را با یکدیگر و در کنار عوامل دگرگونی فرهنگی بی شمار دیگر تجربه کرده ایم. از همین رو نباید تعجب کرد در جامعه ای زندگی می کنیم که از لحاظ سبک‌های زندگی، رویکردهای فرهنگی، سلایق و افکار و عقاید و... به شدت تفاوت یافته و متنوع است. این تفاوت‌ها عموماً بر اساس فرایندهای شناخته شده جامعه شناختی و انسان شناختی به ایجاد هویت‌های جمعی منجر می شوند که ما در این یادداشت به گونه ای از آن یعنی هویت‌های جماعتی-فرهنگی اشاره می کنیم.

به طور کلی هر نوع از هویت یابی شیوه ای است که به یک فرد یا یک گروه اجتماعی امکان می دهد خود را در جامعه خویش تعریف و شرایط بقا و تداوم خود در آن جامعه را مهیا کند. بنابراین هویت به معنی تصویر و تصور یک فرد یا یک گروه از خود و تصویر یا تصور دیگران از آن فرد یا گروه است که از خلال مولفه‌های بسیار زیادی نظیر رفتارها، اندیشه ها، مناسک، ظواهر، حرکات، زبان و غیره خود را نشان داده و به تثبیت می رسانند. برخی از هویت‌ها جنبه پایدارتر دارند برخی عمر چندانی نداشته و صرفاً به صورت مقطعی به وجود می آیند و در این میان هویت‌های جماعتی- فرهنگی هویت هایی عموماً پایدار هستند که تعدادی از افراد را درون نوعی همبستگی با یکدیگر قرار می دهند به گونه‌ای که امتیازات را میان خود تقسیم کرده و در برابر یورش‌ها و خطرات بیرونی واکنش‌های تدافعی از خود بروز دهند.

باید توجه داشت که در فرایند عمومی مدرنیته و جهانی شدن در دنیای امروز افزایش شمار و تنوع هویتی امری بسیار رایج محسوب می‌شود. با این همه پیچیدگی جهان امروز و لزوم سازمان یافتگی جوامع برای امکان دوام آن‌ها نیاز به انسجام حداقلی نیز دارد به عبارت دیگر نمی توان انتظار داشت هیچ جامعه‌ای بتواند بیش از حد معینی در تنوع یافتن پیش رفته و افراد آن هیچ نوع وجه مشترکی با یکدیگر نداشته باشند. از این رو ما همواره با دو روند هم زمان و متناقض سر و کار داریم از یک سو روند هویت یابی‌های جدید یعنی ایجاد تنوع بیشتر در سلایق افراد و شکل گرفتن گروه‌های جماعتی جدید و از طرف دیگر فشار و نیاز جامعه به ایجاد یکدستی و یکپارچگی برای شکل دادن به مخرج مشترک‌های یکسان با هدف امکان پذیر کردن سازمان دهی و هدایت و ایجاد هماهنگی میان اعضای یک جامعه به زیستن با هم. این دو روند را ما از یک سو واگرایی و از سوی دیگر هم گرایی می‌نامیم.

جامعه ما به دلیل قرار گرفتن در فرایند یک انقلاب بزرگ اجتماعی از یک طرف و داشتن بن مایه‌های ذاتی تنوع (نظیر زبان ها، قومیت ها، اقلیم‌های متفاوت و...) از طرف دیگر، دارای توان و ظرفیت بسیار بالایی برای ایجاد فرایندهای واگرایی است. اما همین جامعه از منابعی غنی و دست ناخورده یا کمتر بهره برداری شده برای ایجاد هم گرایی نیز برخوردار است. همه چیز بدان برمی گردد که اولاً این رابطه دوگانه و بسیار پیچیده را در پیچیدگی خاص آن درک کنیم و تلاش نداشته باشیم آن را از طریق ایدئولوژی یا با ابزارهای مکانیکی تقلیل دهیم و ثانیاً پس از درک آن مرحله سخت تری که همان مدیریت و هماهنگ ساختن این روندها با هدف بهبود زندگی اجتماعی است را آغاز کنیم.

به نظر ما جامعه ایرانی دارای چنین امکانی هست. تاریخ گذشته ما نشان می‌دهد که تمدن ایرانی توانسته است فرایندهای بسیار سخت واگرایانه را پشت سر گذارد و خود را در هویت‌هایی در عین حال متنوع و هماهنگ با یکدیگر در قالب‌های بزرگ تر تعریف کند. امروز نیز این امر ممکن است به شرط آن که برای این کار به دنبال مدل بیرونی نباشیم. در حقیقت نه تاریخ گذشته اروپا و امریکا و نه بسیاری از مدل‌های دیگر کشورهای در حال توسعه به تنهایی نمی توانند به ما الگویی مناسب برای ایجاد الگویی ایرانی برای مدیریت کردن فرایندهای پیچیده واگرایی و هم گرایی عرضه کنند. ما بیش از هر چیز نیاز به ابتکار و اندیشمندی در این زمینه داریم، بدون آن که هیچ تجربه‌ای را در کشورهای دیگر نادیده انگاریم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS