دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله سید الوالقاسم خویی

No image
تدریس آیت الله سید الوالقاسم خویی

اسطوره تدریس

یکى از بارزترین خصوصیات آیت الله خویى، اهمیت دادن به تدریس و تعلیم است. او بیش از هفتاد سال، شیفتگان معارف جعفرى(علیه السلام) و تشنگان فقه امامیه را از کوثر زلال معارف آل محمّد(صلى الله علیه وآله) سیراب نمود.

وى در طول این مدت، توانست با تحمل زحمات طاقت فرسا، صدها مجتهد تربیت کند. بسیارى از شاگردان او به مقام مرجعیت، تدریس و اداره حوزه هاى علمیّه نائل آمده اند. این استاد گرانمایه درباره اهمیت تدریس، فرمود:

«من به تجربه دریافته ام که انسان باید آموخته هایش را به دیگران بیاموزد. در درس گفتن یک نوع نبوغ براى انسان حاصل مى شود که خیلى مفید است.»

ایشان در آغاز جوانى، به تدریس پرداخت. او در این باره مى گوید:

«زمانى که دومین جلد شرح لمعه را فرا مى گرفتم، به تدریس اولین جلد این کتاب پرداختم.»

آیت الله خویى درباره پیشینه تدریس خویش، مى نویسد:

من بسیار تدریس کرده ام و در فقه، اصول و تفسیر جلسات درس بسیارى تشکیل داده ام و جمعى بى شمار از اندیشمندان را در حوزه علمى نجف اشرف پرورش داده ام. من خارج مکاسب شیخ انصارى و همچنین کتاب صلوة را، از اول تا آخر، دوبار تدریس کرده ام. در 27 ربیع الاول 1377 هـ .ق. به تدریس کتاب عروة الوثقى پرداختم ـ از باب طهارت شروع نمودم و در 26 ربیع الاول 1400 هـ .ق. به کتاب اجاره رسیدم و اکنون (ماه صفر 1401 هـ .ق.) در صدد اتمام این کتاب هستم. محاضرات خود در فن اصول را ـ از آغاز تا پایان ـ شش بار (بر صدها نفر از دانشوران) القاء کردم و دوره هفتم را به سبب سنگینى وظایف و مسئولیت هاى مرجعیت، در مبحث ضدّ رها ساختم.

در سال هاى گذشته، به تدریس علم تفسیر همت گماشتم و پس از مدتى، بر خلاف خواسته قلبى ام، از آن دست برداشتم و چقدر دوست مى داشتم این درس ادامه مى یافت و منتشر مى شد. خداوند را سپاس مى گویم که در خلال این سالیان طولانى، لحظه اى از تدریس باز نایستاده و به جز روزهاى بیمارى و سفر، همواره به تعلیم اشتغال داشتم.([9])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS