دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تراکب صور

No image
تراکب صور

كلمات كليدي : صورت، تركيب صورتها، تراكب صور، ماده اولي، هيولي، صورت نخستين، حركت طولي، حركت اشتدادي، ماده ثانوي، ماده نسبي

نویسنده : حسن رضايي

صورت، جوهر بالفعلی است که منشأ آثار و خواص شیء است[1] و به هیج وجه بالقوه است. هیچ صورتی بدون ماده ممکن نیست که محقق شود همانطور که هیچ ماده‌ای بدون صورت وجود خارجی نخواهد یافت؛ زیرا صورت حلول می‌کند و بدون محل که همان ماده می‌باشد تحققی ندارد و ماده نیز قوه و استعداد محض است و فعلیت آن عبارتست از صورت. یعنی باید صورتی باشد که در ماده حلول کند و با آن ترکیب شود تا با این ترکیب، ماده فعلیت یابد.[2]این حالت جزء از طریق حس و تجربه قابل کشف نیست و فقط با برهان عقلی می‌توان به وجود آن پی‌برد.[3]پس جسم، مرکب از صورت جسمیه و ماده‌ای است که به آن "هیولی" یا "ماده حقیقی" گفته می‌شود. البته این نظر به منسوب به ارسطو و مشهور فلاسفه اسلامی است وگرنه افلاطونیان، برخلاف نظر آنان معتقدند که وجود چنین جوهری که ذاتا فاقد هرگونه فعلیتی باشد قابل اثبات نیست و نخستین ماده، ماده‌ای است که دارای فعلیت است. با انکار این جوهر (هیولی اولی)، وجود جوهری که به عنوان صورت برای ماده نخستین می‌باشد نیز مورد انکار قرار می‌گیرد.[4]

به هر حال، طبق نظر مشهور، ماده حقیقی در میان اجسام همان هیولی است و باقی مواد، نسبت به آن، ماده ثانوی و نسبی می‌باشند و به اعتبار هیولی درونی‌شان است که ماده خوانده می‌شوند.[5] به نظر جمهور فلاسفه،[6]این ترکیب از نوع انضمامی نیست بلکه اتحادی است؛ یعنی چنان نیست که در خارج دو وجود باشد یکی متعلق به صورت و دیگری برای ماده بلکه در خارج حقیقتا یک چیز بیشتر وجود ندارد که مرکب از ماده و صورت است و در آن، ماده و صورت متحد شده‌اند و شیء سومی را به وجود آورده‌اند.[7]

حرکت طولی

به غیر از این ترکیب میان ماده و صورت، در میان ماهیت‌های نوعی یک سلسله که از بالا به پایین پی در پی یکدیگر قرار گرفته‌اند، حرکت تکاملی وجود دارد که به حرکت طولی یا حرکت مرکب معروف است و از نوع عالی شروع و به طرف نوع اخیر ادامه می‌یابد.[8] در این حرکت صورت‌های جسمانی به صورت متناوب در این ماده تحقق می‌یابند و هر یک باعث تحقق صورت عنصری خاصی می‌شوند. در این حرکت، موضوع حرکت متناوباً تغییر می‌نماید؛ یعنی در وهله اول که جسم مرکب از ماده اولی و صورت نباتی بود، در مرحله بعد، این مجموع مرکب از ماده و صورت نباتی موضوع می‌شود برای صورت بعدی که صورت حیوانی است و ماده آن قرار می‌گیرد. این سیر تکاملی در مراحل بعد نیز ادامه می‌یابد و در هر مرحله جسم قبلی، ماده برای صورت جسمی بعدی می‌گردد تا به نوع اخیر برسد. به همین ترتیب در هر مرحله از حرکت، موضوع متحول می‌گردد و این تغییر موضوع که در فلسفه به "لبس بعد از لبس" معروف است، به صورت کامل می‌باشد؛ یعنی در هر مرحله از حرکت، کمالی بر موضوع پیشین افزوده می‌شود؛ زیرا در هر یک از حدود حرکت، فعلیت آن حد و قوه حد پس از آن مجموعا قوه برای فعلیت حرکت بعدی و حد بعدی حرکت می‌شوند.[9] البته فعلیت نوع را همان صورت اخیر تشکیل می‌دهد و همه آثار مترتب بر شیء، از آن صورت سرچشمه می‌گیرد و به همان صورت تعلق دارد؛ زیرا هر حکمی که برای چیزی ثابت می‌شود از ناحیه فعلیت آن شیء است و فعلیت فقط یک مرتبه است و فعلیت دوم مستلزم از بین رفتن فعلیت قبلی است وگرنه فعلیت‌های متعدد موجب این می‌شود که یک شیء در عین اینکه یک شیء است، چند شیء باشد[10] از این رو در حرکت طولی که به حرکت مرکب و حرکت اشتدادی نیز معروف است، صورت پیشین با امدن صورت جدید فعلیت خود را از دست می‌دهد و جزء ماده صورت جدید می‌گردد و از این رو، همه آثاری که از مرکب صادر می‌شود، به صورت اخیر آن، که تنها فعلیت آن است نسبت داده می‌شود.[11]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS