دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تشبیه و تنزیه عرفا در باب تأویل قرآن مبتنی بر اختلاف احوال آن‌هاست

No image
تشبیه و تنزیه عرفا در باب تأویل قرآن مبتنی بر اختلاف احوال آن‌هاست گروه اندیشه: عرفا در باب تأویل قرآن، در برخی موارد به شدت تشبیهی و در برخی موارد به شدت تنزیهی هستند و این امر به اختلاف احوال آن‌ها باز می‌گردد.


به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، در نشست «بررسی نقش، جایگاه و اعتبار تفاسیر عرفانی قرآن» که با حضور استاد «منوچهر صدوقی‌سها»، در محل این خبرگزاری برگزار ‌شد، استاد صدوقی‌سها به بررسی ارزش و اعتبار تفاسیر و تأویلات عرفانی قرآن ‌پرداخت.
استاد «منوچهر صدوقی‌سها» در قسمت قبلی این گفت‌وگو تأکید کرد که ابن‌عربی در باب تأویل قرآن نظریه مشخص و معینی ندارد؛ گاه تأویل را می‌پذیرد و گاه آن را مقبول نمی‌داند.
گزارش بخش اول این گفت‌وگو از خاطرتان گذشت. اینک گزارش بخش دوم این نشست تقدیم حضورتان می‌شود.
قسمت اول گفت‌وگو را این‌جا بخوانید
استاد صدوقی‌سها در ادامه این گفت‌وگو با اشاره به این مطلب که ابن‌عربی در باب تأویل قرآن نظریه مشخص و معینی ندارد، گفت: البته باید اذعان کرد که ابن‌عربی در بعضی جاها آیات را به هم می‌زند؛ یعنی یک قسمت از یک آیه‌ای را می‌گیرد و در کنار قسمتی از آیه دیگر می‌گذارد و مطلبی از این آیات بیرون می‌کشد که در خود آن آیات به تنهایی وجود ندارد.
ابن‌عربی در بعضی جاها آیات را به هم می‌زند؛ یعنی یک قسمت از یک آیه‌ای را می‌گیرد و در کنار قسمتی از آیه دیگر می‌گذارد و مطلبی از این آیات بیرون می‌کشد که در خود آن آیات به تنهایی وجود ندارد
وی افزود: اما همین ابن‌عربی در بسیاری از جاها به شدت تأویل را طرد و نفی می‌کند و می‌گوید حق ندارید تأویل کنید که در این‌جا درست مشابه مولاناست که می‌گفت: خویش را تأویل کن نه ذکر را.
مؤلف «تاریخ حکمای متأخر ایران» با اشاره به این امر که این اختلاف نظر عارف، به اختلاف در احوالش برمی‌گردد، تأکید کرد: اصلا عارف است و احوالاتش؛ احوال عارفان مختلف است؛ زیرا عارف که همیشه در یک حال نیست. در بعضی از احوال از تأویل هم فراتر می‌رود؛ یعنی تابع هیچ ضابطه‌ای، سابقه‌ای و لاحقه‌ای نیست. در مثل مانند «آن‌چه می‌خواهد دل تنگت بگو» است.
وی در ادامه افزود: اما همین ابن‌عربی در بسیاری از جاها، اصلا تأویل را تقبیح می‌کند، مخصوصا به قول مولانا، اهل اعتزال یا اهل فلسفه را، زیرا فلاسفه در تبعیت از معتزله، دست به تأویل می‌زنند. در واقع تأویل به این معنا از معتزله آغاز شده است و قصه آن هم این بود که آنان فضلایی بودند که با فلسفه یونان آشنا شده بودند و می‌خواستند بگویند که باید عقل را مبنا قرار دهیم.
مؤلف «تاریخ تصوف جدید در ایران» اظهار کرد: اما در واقع باید در نظر بگیریم که کدام عقل و کدام عاقل را باید مبنا قرار دهیم؟؛ چرا که عقل به این اطلاق هم که نیست. معتزله می‌گفتند که ـ البته آن‌گونه که ما می‌فهمیم، شاید خود آن‌ها این‌گونه نپذیرند ـ در واقع باید دین را عقلی کرد و این فرق می‌کند با این‌که دین را تفسیر عقلانی کنیم.
در واقع تأویل از معتزله آغاز شده است و قصه آن هم این بود که آنان فضلایی بودند که با فلسفه یونان آشنا شده بودند و می‌خواستند بگویند که باید عقل را مبنا قرار دهیم
مصحح «اسرارالحکم» در باب عقلانی کردن دین تصریح کرد: یک وقت کسانی می‌خواهند معارف دینی را تفسیر عقلانی کنند و یک وقت دین را می‌خواهند عقلانی کنند که این‌ها با هم متفاوت است و در صورت دوم، به این معناست که اگر امری خلاف عقل آن‌ها درآمد، باید حذف شود.
صدوقی‌سها افزود: هم مولانا و هم ابن‌عربی که هر دو در رأس معارف اسلامی هستند، هر دو هم شدیدا با این فکر مخالفند و می‌گویند اگر چیزی مورد قبول عقلتان قرار نگرفت، حق ندارید در مورد آن‌ها دست به تأویل بزنید. منتها این مسائل گفته نمی‌شود.
مؤلف «سلسلة‌المختارات من نصوص التفسیرالمستنبط» در این مورد تأکید کرد: اگر متون این‌جا بودند، از روی متون روشن می‌کردم که هم ملای رومی و هم محیی‌الدین در موارد بسیاری می‌گویند که حق ندارید چیزی را متوجه آن نمی‌شوید، تأویل کنید. پس باید به همان ظاهر آن اکتفا کنید و از آن بگذرید؛ یعنی در یک جاهایی شدیدا تشبیهی هستند و در جاهایی هم شدیدا تنزیهی که این امر به اختلاف احوال آن‌ها باز می‌گردد.
استاد صدوقی‌سها خاطرنشان کرد: پس نه مولانا و نه ابن‌عربی هیچ‌کدام در باب تأویل نظریه معین و مشخص غیر قابل عدولی ندارند. ولی در یک جاهایی اصلا هیچ ضابطه‌ای نمی‌شناسند. هر چه می‌خواهند می‌کنند. در برخی جاها هم چنان تأویل می‌کنند که انسان مست می‌شود.
منبع: خبرگزاری قرآنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS