دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تواضع و فروتنی

No image
تواضع و فروتنی

تواضع حالتى درونى است كه نمى‌گذارد انسان خود را از ديگران برتر ببيند و احترام به بزرگداشت ديگران مى‌انجامد. تواضع و فروتنى در برابر ديگران موجب خشنودى خداوند است و در دنيا بزرگى و عزت مى‌آورد. كسى كه خويشتن را كوچك نمى‌شمارد و احساس ضعف و كمبود در برابر ديگران ندارد مى‌تواند براى خدا در برابر بندگان او فروتنى كند و كسى كه معيار نيكى و بزرگى هر كسى را نزديكى به خداوند مى‌داند، در برابر هر مؤمن فروتن مى‌شود و اين فروتنى را مايه رفعت مقام خويش در نزد خداوند مى‌شمارد. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: ما تواضع احدلله الا رفعه‌ا...؛ هيچ كس براى خدا فروتنى نكرد جز آن كه خداوند او را بلند مرتبه داشت. و خداوند بندگان خويش را به سبب فروتنى ستود آن گاه فرمود: و عبادالرحمان الذين يمشون على الارض هونا؛ و بندگان خداى رحمان آنانند كه روى زمين به نرمى گام بر مى‌دارند. و نيز خداوند پيامبر بزرگوارش را به اين خلق نيكو امر فرمود: و احفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين؛ و براى مؤمنانى كه تو را پيروى كردند بال خود فرو گستر (فروتنى كن). تواضع اگر ناشى از ايمان و براى بزرگداشت مؤمنان باشد براى رسيدن به هدف غايى انسان سودمند است.

قناعت

افراد باایمان در پرتو بهره‌مندی از روحیه قناعت، عزت می‌یابند. بدین ترتیب، هیچ گاه چشم طمع به دارایی دیگران نمی‌دوزند و برای کسب مال و مقام دنیا، شخصیت والای خویش را پای مال نمی‌سازند. بزرگان اخلاق، «قناعت» را نقطه مقابل حرص و طمع می‌دانند و در تعریف آن می‌گویند: قناعت، ملکه ای است برای نفس که از مال به قدر حاجت و ضرورت بسنده می‌کند، بدون اینکه فرد در زیاده خواهی بکوشد و خود را به رنج و سختی بیفکند. پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «طُوبی لِمَنْ اَسْلَمَ وَ کانَ عِیْشُه کَفافا؛ خوشا به سعادت فردی که مسلمان است و زندگی او در حد کفاف می‌گذرد». در روایتی دیگر از ایشان نقل می‌کنند که از جبرئیل معنای قناعت را پرسید. جبرئیل پاسخ داد: «به هر مقدار که از دنیا به او می‌رسد، راضی باشد و به کم بسنده کند و شکرگزار همان مقدار کم باشد.» قناعت پیشگان، بهترین‌های امت رسول ا...(ص) در مقابل، طمعکاران بدترین افراد هستند. رسول بزرگوار در این باره می‌فرماید: «خِیارُ اُمَّتی الْقانِعُ وَ شِرارُهُم الطّامِع؛ بهترین مؤمنان، فرد قانع و بدترین آنها شخص طمعکار است.» شایسته است که آدمی، نفس خود را به زیور قناعت بیاراید و هیچ‌گاه در دام حرص و طمع نیفتد که در این صورت، به آسانی نجات نمی‌یابد. امیرمؤمنان علی‌(ع) در هشداری می‌فرماید: ای فرزند آدم! اگر از دنیا به اندازه کفایتت بخواهی، اندکی از آن نیز تو را بس است و اگر به هیچ اندازه از دنیا کفایت نکنی، در این صورت همه دنیا نیز تو را کافی نخواهد بود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS