دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرکت ارادی

No image
حرکت ارادی

كلمات كليدي : حركت ذاتي، حركت ارادي، طبيعت، شوق، اراده

نویسنده : حسن رضايي

حرکت از لحاظ فاعل بر سه قسم است طبیعی، ارادی و قسری.[1] زیرا هر انجه موصوف به حرکت می‌شود یا حرکت در آن متحرک موجود می‌باشد ویا حرکت در امر دیگری است که در مجاورت آن شئ است و یا مقترن با آن می‌باشد. به هر حال مستقیما در آن نیست. قسم اول حرکت ذاتی نامیده می‌شود و قسم دوم حرکت بالعرض.[2] حرکت ذاتی خودش بر دو نوع است؛ زیرا یا علت و سبب حرکت در خود متحرک است و یا خارج از آن . اگر علت حرکت خارج از حرکت باشد حرکت فسری محقق شده است و اگر در درون متحرک باشد؛ یا علت دارای شعور است که حرکت آنرا حرکت ارادی می نامند و یا بدون شعور است که این حرکت را حرکت طبیعی گویند.[3] بنابراین، حرکت ارادی حرکتی است که مبدأ آن در خود شیئ متحرک باشد به اضافه شعور و آگاهی وی به اینکه خودش مبدأ حرکت است.مثل حرکت موجود زنده به اراده خودش.[4]

این حرکت همراه با شوق متحرک به حرکت است و حتما به خاطر غرضی انجام می شود؛ زیرا در صورتی فعل و حرکت از حیوان تصور می شود که فعل آن بر ترکش اولویت داشته باشد.[5]

برخی از مصادیق این حرکت هست که از جنبه‌ای حرکت ارادی و از جنبه‌ای دیگر حرکت دیگری خوانده می شود. مثلا نفس به عقیده برخی از حکما، از جهت اینکه یک عمل ضروری است یک حرکت طبیعی شمرده می شود ولی از این جهت که شخص می تواند با اراده‌اش نفس‌ها را متقدم و متأخر کند یک حرکت ارادی نامیده می شود.و نیز در برخی موارد ومصادیق این حرکت اختلاف نظر وجود دارد. مانند "نبض" که به نظر عده ای یک عمل ارادی است ولی به نظر محققین، یک عمل طبیعی شمرده می‌شود.[6]

مبادی حرکت ارادی

هر حرکت ارادی، دارای یک سری مبادی قریبی است که عبارتند از؛ قوه و نیروی محرک اعضای بدن که مبدأ قریب حرکت ارادی است. سپس مبدأ بعدی، عزیمت و قصد نفس اراده کننده است که به آن شوق موکد[7] نیز می گویند و مبدأ دورتر تصور آن شیئ در ذهن شخص مرید حرکت است.[8]

اقسام حرکت ارادی[9]

حرکت ارادی از نظر نوع فاعل آن بر دو قسم است؛

1. حرکت بالرضا: حرت بالرضا حرکتی است که در آن فاعلش علم به فعل خود دارد و فعل خود را اراده کرده است و علم تفصیلی او به فعلش عین فعل اوست و قبل از فعل، به جز علم اجمالی به فعل که از طریق علم به ذات خودش حاصل شده است علم دیگری ندارد. مانند انسان که صورتهای خیالی را ایجاد می‌کند و علم تفصیلی او به این صورتها عین واقعین آنهاست و انسان پیش از ایجاد این صورتها، به واسطه علم به ذات خود، علم اجمالی به آن صورتها نیز دارد.

2.حرکت بالقصد: حرکتی است که در این فاعلش اراده فعل خود را دارد و قبل از این فعلش تفصیلا به آن آگاهی دارد ولی علم او مقرون به داعی و انگیزه زائدی است؛ مانند فاعلیت انسان در کارهای اختیاری خود.

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS