دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرکت در سایر مقولات عرضی

No image
حرکت در سایر مقولات عرضی

كلمات كليدي : حركت، حركت در فعل و انفعال، حركت در جده، حركت در اضافه، حركت در متي، حركت در مقولات وضعي

نویسنده : حسن رضايي

مشهور فلاسفه پیش از ملاصدرا معتقد بودند که در مقولاتی مانند جوهر، فعل و انفعال، جده و اضافه و متی حرکت روی نمی‌دهد.[1] ملاصدرا با نظریه حرکت جوهری، وقوع حرکت در مقوله جوهر را نیز اثبات نمود و پس از وی، برخی از فلاسفه و محققین، اشکالات حرکت در این پنج مقوله که از سوی قدما مطرح شده بود را بررسی نمودند و وقوع حرکت در این مقولات را نیز اثبات نمودند.

شبهات حرکت در مقولات

در مورد هر یک از این موارد، ایرادات و جواب هایی مطرح است که به بررسی اجمالی آنها پرداخته می‌شود.

الف) حرکت در مقوله فعل و انفعال؛

قدما به دو دلیل معقتد بودند که در این دو مقوله، حرکت روی نمی‌دهد:

1-این دو مقوله عبارتند از هیئتی تدریجی و غیر قار که در شیء تأثیر پذیر یا تاثیر گذار، تا وقتی که در حال اثر پذیری یا اثر گذاری است به وجود می‌آید،[2] پس در مفهوم این دو مقوله، تدریجی بودن اخذ شده است و از طرفی، حرکت در این دو مقوله مستلزم انقسام آن به اجزایی است که وجودشان آنی و لحظه‌ای است در حالی که این دو مقوله چنین افرادی ندارند.[3]

2-این مقولات، خودشان دچار تغییر و تدریج هستند. (چون در مفهوم آنها تدریجی بودن اخذ شده است) پس وقوع حرکت در آنها مستلزم حرکت در حرکت است که محال می‌باشد.[4]

در مقابل، عده‌ای که حرکت در این مقوله‌ها را قبول دارند در جواب از این ایرادات می‌گویند:

اولاً: وقوع حرکت در حرکت ممکن است.[5]

ثانیاً: انتزاع مقوله از حدودی که به صورت آنی و لحظه‌ای محقق می‌شوند، فقط در جایی ضرورت دارد که ذات مقوله تدریجی و ممتد نباشد. اما در آنجا که ذات مقوله متقوم به تدرج و سیلان است، مقوله از اجناس حرکت، که آن هم تدریجی و سیال است، انتزاع می‌شود و همین اندازه‌ برای تصویر حرکت در چنین مقوله‌هایی کفایت می‌کند.[6]

ب) حرکت در مقوله متی:

در این زمینه نیز دو قول وجود دارد؛ قدما معتقد بودند که وقوع حرکت در این مقوله نیز محال است. زیرا «متی» هیئتی است که از نسبت شیء با زمان حاصل می‌شود و چون زمان امری تدریجی است، این هیئت نیز تدریجی می‌شود و به همین علت، دو اشکال مطرح در مقوله فعل و انفعال در مقوله متی هم جاری است.

علامه طباطبایی در جواب از این ایرادها می‌گوید:

حرکت در حرکت محال نمی‌باشد و انتزاع مقوله از اجزای حرکت در مقوله‌هایی که ذات آنها تدریجی است، کفایت می‌کند و در این موارد نیازی به وجود حدود آنی و لحظه‌ای، جهت انتزاع مقوله نمی‌باشد.[7]

ج) حرکت در مقوله اضافه و جده:

در این زمینه، قدما می‌گویند: به این علت که این دو مقوله مفاهیمی انتزاعی هستند و تابع طرفین اضافه (در مقوله اضافه) و موضوع خود (در مقوله جده) می‌باشند از این روی، هیچ حکم مستقلی (از جمله حرکت) برای آنها صادق نمی‌باشد. پس اگر حرکتی باشد اولا و بالذات متعلق به طرفین و موضوع آنهاست و تغییر در این دو مقوله، تغییر در طرفین اضافه و موضوع آنهاست.[8]

در جواب از این ایرادات آمده است؛

اتصاف این دو مقوله به حرکت، به تبع حرکت در طرفین اضافه و موضوع آنهاست، مانند اتصاف مقوله وضع به حرکت که بالتبع است و تبعیت از طرفین و موضوع، در حرکت و تغییر، هیچ منافاتی با وقوع حقیقی حرکت در آنها ندارد و آنچه که با اتصاف حقیقی منافات دارد اتصاف بالعرض است نه بالتبع. پس در این h2 مقوله نیز حقیقیتا حرکت روی می‌دهد.[9]

با توجه به مطالب فوق به نظر می‌رسد که ایرادات قدما بر طرف شود و وقوع حرکت در پنج مقوله عرضی دیگر نیز ثابت شود.

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS