دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خشم و غضب

خشم و غضب کلید هر شرّی است.
خشم و غضب
خشم و غضب

خشم و غضب

قال الامام الحسن العسکری (ع) :« الغضبُ مفتاحُ کلّ شرّ »(تحف العقول، ابن شعبه حرانی)

پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرمایند :

« الغضبُ یُفسد الایمانَ کما یُفسد الخلُّ العسلَ»[1]

خشم و غضب ایمان را از بین می‌برد همانگونه که سرکه عسل را از بین می‌برد.

غضب یکی از صفاتی است که در درون همه انسانها به ودیعه گذاشته شده است؛ که می‌تواند منفی یا مثبت باشد. خشم و غضب مؤمنین جز به‌خاطر خدا و ارزش‌های الهی بروز نمی‌کند.[2]

خداوند در قرآن درباره مؤمنین می‌فرماید:

«أشدّاءُ علی الکفّار رحماءُ بینهم[3]»

مؤمنین کسانی هستند که نسبت به دشمنان شدید و با یکدیگر بسیار مهربان می‌باشند.

غضب شعله‌ای است که از آتش برافروخته جهنم گرفته شده است؛ تنها با این تفاوت که این آتش فقط بر دلها، افروخته شده و همچون آتش زیر خاکستر در درون دل عمل می‌کند و تکبّر مدفون در وجود، خشم و غضب را از قلوب ستمگران لجوج ظاهر می‌کند.

آنچه در مورد غضب مورد نکوهش است افراط و تفریط در آن است. خشم و غضب باید در کنترل عقل انسان و دین باشد. در جایی که خشم و غضب لازم است انسان خشمگین شود و در جایی که حلم لازم است انسان بتواند حلیم باشد و لذا خدای تعالی می‌فرماید :

« والکاظمین الغیظ »

و آنها که خشم وغضب خود را فرو می‌برند.

در حالی که اگر نداشتن خشم و غضب پسندیده بود، می‌بایست بفرماید : والفاقدین الغیظ ؛ آنهایی که هیچ خشم و غضبی ندارند.[4]

بنابراین مطلوب این است که خشم و غضب در اختیار انسان باشد.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند :

«مَن غلب علیه غضبُه و شهوتُه فهو فی حیّز البهائم[5]»

کسی که غضب و شهوتش بر او غلبه کند در شمار حیوانات به حساب می‌آید.

اما در جایی که انسان باید به‌خاطر خدا و ارزش‌های الهی غضب کند سکوت کردن و بی‌تفاوت بودن بی‌معنا است. حضرت علی (ع) درباره ارزش خشم و غضب در راه خدا می‌فرماید :

« من أحدَّ سنان الغضب لله قوی علی قتل أشدّاء الباطل »

آن کس که دندان خشم در راه خدا بر هم فشارد، بر کشتن باطل‌گرایان، توانمند گردد.[6]

    پی نوشت:
  • [1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ج2 ص303
  • [2]. شبّر، سید عبدالله، اخلاق، ترجمه محمدرضا جباران، قم، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1379هش، ص246
  • [3]. فتح / 29
  • [4]. شبر، سید عبد الله، اخلاق، ص249
  • [5]. آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مصطفی درایتی و حسین درایتی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1378هش، حدیث 6874
  • [6]. نهج البلاغه، محمد دشتی، نشر لقمان، چاپ سوم، 1379هش، حکمت 174

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS