دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شخصیت پارانوئید Paranoid

No image
شخصیت پارانوئید Paranoid

نویسنده : سمانه خالدی

كلمات كليدي : پارانوئيد، حالات هذياني، سوگيري، بي اعتمادي

پارانویا درعلم روان‌پزشکی جزء آن دسته از بیماریهاست که به آنها «حالات هذیانی» لقب داده‌اند. «شخص پارانویایی آدمی است خودمحور، معتقد به اینکه یک یا چند نفر و گاهی همه مردم، در صدد فریب دادن یا آسیب رساندن به او هستند. شخصیت پارانویایی عموماً دارای وجوهی از خودبیگانگی است. الگویی از روابط متقابل اجتماعی غیر رضایت بخش و نامطلوب(همراه با این توضیح که تقصیر با دیگران است، آنها بدند و مرا دوست ندارند) نیز از ویژگی‌های شخصیت پارانویایی است»[1]؛ اگر چه گاهی در این شخصیت، کوششهایی برای برقراری روابط متقابل دیده می‌شود، اما فرد هنگامی بیشتر به رضایت خاطر می‌رسد که کنترل این روابط را در دست داشته باشد و احساس نکند که دیگران کنترل ارتباط متقابل را در دست دارند. بنابراین شخصیت پارانویایی همواره نوعی گسستگی کنترل شده در روابط متقابل را حفظ می‌کند»[2]

بیمار مبتلا به پارانویا، قربانی تخیلات بزرگ‌منشانه و اوهام مربوط به اعتقادات سیاسی یا مذهبی است. او با دلائل و استدلالات مبهم از تخیلی به تخیل دیگر می‌پردازد و نگرشها و رفتارهای عجیبی از خود نشان می‌دهد. در نتیجه این تخیلات، بیمار به بخشی از نیازهای اساسی خویش(مثل نیاز به پایگاه اجتماعی) که در زندگی واقعی آن مورد انکار بوده است، می‌رسد»[3]

نظرات جامعه‌شناسان

«طبق نظر فروید، پارانویا با نوعی همجنس‌گرایی نهفته در شخص ارتباط دارد؛ اما فرض فروید با مطالعات تجربی تأیید نشده است. به نظر اریکسون، فقدان اعتماد بنیادی، عامل اصلی پارانویا است. فقدان اعتماد بنیادی سبب می‌شود که شخص خود را در برابر حمله دیگران حفظ کرده و مانع از آزمودن واقعیات از سوی خود شود. در موقعیتی که مستلزم همراهی با دیگران است شخصیت پارانویایی خود را کنار می‌کشد؛ زیرا هیچ کس در آن موقعیت نیست که مورد اعتماد او باشد. بنابراین حقایق را دوباره‌سازی می‌کند تا در چارچوب ادراک‌های او بگنجد و آن‌گاه به جستجوی اطلاعات اضافی برمی‌خیزد که نتایج به دست آمده او را تأیید کند. این کار به طور معمول با متهم کرن به سوء نیت یا نادرستی و نظایر آن انجام می‌گیرد»[4].

به عقیده برخی نظریه‌پردازان رفتاری، شخصیت پارانویایی، از یک گروه در نمونه معترضانه و دارای سوگیری خاص، نتایج مغرضانه و بی‌طرفانه می‌گیرد. شخصیت پارانویایی به علت نداشتن رشد اجتماعی کافی، الگویی از رفتار عیب‌جویی از دیگران در او شکل گرفته است؛ بنابراین خود را مرکز و محور جامعه‌ای از افراد می‌بیند که به توطئه علیه او مشغولند. از آنجا که چنین موقعیتی به آن صورت که فرد پارانویایی آن را می‌بیند، وجود ندارد، گفته می‌شود که چنین فردی در یک شبه جامعه زندگی می‌کند.

شخصیت پارانویا قدرت اقناعی بالایی دارد. ممکن است حتی نزدیکان خود را قانع کند که او راست می‌گوید. گاهی بیمار دست به عمل نیز می‌زند و پرخاشگری بدنی یا زبانی علیه همسایه یا همکار انجام داده و گاهی کار او به تیمارستان نیز می‌کشد.

 

مقاله

نویسنده سمانه خالدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS