دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرزند کشی

No image
فرزند کشی

فرزند، بچه كشي، قتل، پدر و مادر، قاتل، مقتول، جد پدري، ابوت، عدم قصاص

نویسنده : محسن نجف پور

فرزند کشی عبارتست از سلب ارادی و ظالمانه حیات فرزند به وسیله پدر و مادر بالغ و عاقل.[1]

حقوق جزایی ایران به رابطه پدر و فرزندی و حقوق ولایت پدر و جدّ پدری نسبت به فرزند بیش از روابط عاطفی مادر توجه نموده و در این رابطه قتل فرزند دارای حکم خاص است. که در ماده 220 ق. م . ا آمده پدر یا جدّ پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.[2]

علت فرزند کشی

با مطالعه و بررسی موارد فرزند کشی در ایران می‌توان عوامل متعددی را به عنوان علل جرم برشمرد:

فقر، مشکلات اجتماعی، بیماریهای روانی، عصبانیت، بارداری ناخواسته دختران جوان، اختلافات خانوادگی، انتقام جوئی از همسر سابق، تضعیف نقش خانواده، اعتیاد والدین و مورد آزار و اذیت قرار گرفتن قاتل در زمان کودکی.[3]

مجازات فرزند کشی

دیدگاه قرآن

در قرآن آیات متعددی بر حرمت فرزند کشی وجود دارد مانند مائده/ 32- بقره/ 178- بقره/ 179- اسراء/ 33- نساء/ 93 بعنوان مثال آیه 32 سوره مائده، کشتن نابحق فرزند از سوی پدر و مادر گناهی بزرگ و دارای کیفر و مجازات بسیار سنگین بوده و در نزد خداوند به منزله کشتن همه مردم است از دیدگاه الهی مقتول اگر چه فرزند قاتل است لیکن از حق حیاتی مساوی با پدر و مادر برخوردار بوده و قاتل با این اقدام خود تنها فرزند خود را به قتل نرسانده بلکه حرمت انسانها را هتک نموده و به عبارتی امنیت جانی را از همگان سلب کرده است.[4]

دیدگاه فقه عامه

مجازات کشتن فرزند از سوی پدر

در فقه شافعی و حنبلی و حنفی اعتقاد به عدم قصاص پدر بخاطر قتل فرزند دارد ولی در فقه مالکی قتل عمدی فرزند توسط پدر را مستحق قصاص می‌دانند.

مجازات کشتن فرزند از سوی مادر

فقهای عامه مادر را ملحق به پدر می‌دانند در قصاص یا عدم قصاص بخاطر قتل فرزند.[5]

دیدگاه فقه امامیه

مجازات کشتن فرزند توسط پدر

از قواعد مسلم در نزد امامیه آنست که پدر در صورتی که فرزندش را به قتل رساند قصاص نمی‌شود و در این مسئله اختلافی بین فقهای امامیه نبوده و بر همین اساس همگان انتفاء ابوّت را در قصاص معتبر می‌دانند و امامیه بر این مدعای خود به دلایل زیر استدلال می‌کنند:

1- روایات و نصوص

اولین دلیلی که امامیه بر حکم مذکور اقامه کرده‌اند روایات و نصوص است که در مقام موجود است که از حیث سند صحیح و از نظر دلالت واضح و روشن و از جهت عمل نیز شرایط لازم را دارا بوده و هیچ یک از اصحاب نیز از آن اعراضی نکرده و همگان به آن عمل نموده‌اند

2- اجماع

3- شهرت

4- مؤیدات موجود در متون فقهی.[6]

حجت الاسلام اصغری در باب کیفیت قصاص پدر و فرزند و جدّ پدری دلایلی را ابراز می‌کنند:

1- پدر و جد پدری فطرتاً سعادت و کمال فرزند خود را می‌خواهند

2- علاقه و محبت شدید پدر نسبت به فرزند تا آخرین نفس ادامه دارد ولی فرزند اینطوری نیست

3- قصاص پدر هرگز با حرمت مقام پدری سازگاری ندارد

4- پدر نان آور خانواده است و با مرگ او نه تنها یک نفر مرده است بلکه سایر اعضای خانواده از کوچک و بزرگ از حیث زندگی و جنبه‌های اقتصادی و مالی با مشکلات فراوانی مواجه می‌شوند.

5- پدر و جدّ قیم و سرپرست اعضای خانواده است حتی این مقام برای مادر نیز مقرر نشده است.

از این موارد نتیجه می‌گیریم که پدر و جد پدری در عوض فرزند و نوه خود قصاص نمی‌شوند.[7]

مجازات کشتن فرزند توسط مادر

در قتل مادر، فرزندش دو قول میان فقهای امامیه است

قول اول

قصاص مادر بخاطر قتل فرزند و این قول مشهور امامیه است بدلیل عمومات آیات قصاص – روایات – شهرت و اجماع

قول دوم

عدم قصاص مادر به فرزند، در میان فقهای امامیه ابن جنید اسکافی معتقد است مادر همانند پدر در صورتی که فرزندش را به قتل رساند قصاص نمی‌شود و به اینصورت استدلال می‌کنند که کلمه والد که در روایات و قاعده مشهود [لابقاد والد بولده] بکار رفته شامل مادر نیز می‌شود و همچنین موارد متعددی کلمه والدان که از آن پدر و مادر اراده شده است و یا در آیه شریفه: و والد و ما ولد، مراد از والد بدون هیچ گونه تردیدی پدر و مادر است آیت الله مرعشی نجفی بعد از بررسی ادله و اقوال در ابتدا قائل به قصاص مادر می‌شود ولی در انتها مقتضای احتیاط را در عدم قصاص مادر اعلام می‌کنند.[8]

عنصر جرم فرزند کشی

أ‌. عنصر مادی

1- مرتکب پدر و مادر

2- رفتار مرتکب

قتل عمدی فرزند در حال حیات اگر چه نمی‌توان منکر شد که جنین نیز از حمایت کامل برخوردار بوده و ارتکای جنابت مستوجب مجازات‌های گوناگون خواهد بود ولی در قانون جزای اسلام و قوانین فعلی جهان سقط جنین را به عنوان قتل عمدی مجازات نمی‌کنند پس در تحقق جرم فرزند کشی وجود حیات خارج از رحم مادر در لحظه وقوع جرم از شرایط حتمی و لازم است.

3- موضوع جرم

وجود فرزند دارای حیات خارج از رحم مادر[9]

4- شخصیت مرتکب

پدر و مادر عاقل و بالغ.

ب‌. عنصر معنوی

برای تحقق جرم فرزند کشی، قصد فعل و قصد شخص معین و قصد نتیجه و آگاهی جانی از کشنده بودن فعل لازم است.[10]

ت‌. عنصر قانونی

ماده 220 ق. م. ا بیانگر این مهم می‌باشند بنابراین رابطه ابوت منحصراً قصاص را منتفی می‌کند ولی دیه و کفاره سرجای خود است و علاوه بر آن قاتل به مجازات تعزیری نیز محکوم می‌کند ولی دیه و کفاره سرجای خود است و علاوه بر آن قاتل به مجازات تعزیری نیز محکوم می‌شود لازم به ذکر است که صرف وجود رابطه ابوت مانع ثبوت قصاص است اگر چه پدر کافر و فرزند مسلمان خود را به قتل برساند.[11]

زیرا مقتضی منع قصاص موجود بود، و علاوه بر آن اصل عدم اشتراط امر دیگر نیز موجود است.[12]

مقاله

نویسنده محسن نجف پور
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS