دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مرز صله‌رحم تا كجاست؟

No image
مرز صله‌رحم تا كجاست؟

گسستن پيوند خويشاوندي و پاس نداشتن حرمت والدين عوامل گوناگوني دارد؛ ليكن دو عامل مهم آن، بي‌حيايي و حرص اشاره مي‌شود. ديد و بازديد و صله رحم، يكي از سنت‌هاي پسنديده و ارزشمند در دين اسلام است. پيوند با خويشاوندان و نيكي به آنان به ويژه پدر و مادر را از راه‌هاي مهم رشد و تعالي در همه زمينه‌ها و تقرب به خداي سبحان برشمرده است كه پس از ايمان به خدا از بافضيلت‌ترين اعمال ديني به شمار مي‌آيد به‌طوري كه اجر و پاداش مادي و معنوي فراواني دارد.

برخی از عوامل قطع رحم

گسستن پيوند خويشاوندي و پاس نداشتن حرمت والدين عوامل گوناگوني دارد؛ ليكن دو عامل مهم آن، بي‌حيايي و حرص اشاره مي‌شود: امام صادق (ع) به مفضّل فرمود: برخي چنان‌اند كه اگر حيا نبود حق پدر و مادر و صله رحم را رعايت نمي‌كردند. پيامبر (ص) نيز فرمود: از حرص بپرهيزيد، زيرا پيشينيان را به خونريزي و قطع رحم كشانده است.

مصاديق و شيوه‌های صله رحم

صله رحم تنها رفتن به خانه بستگان نيست، بلكه مصاديق فراواني دارد و مصداق كاملش اين است كه پيش از ديگران نياز آنان را برطرف و آنان را خوشحال مي‌كند. پس صله رحم و پيوند با هر خويشاوندي متناسب با شأن اوست، چنانكه گاه تنها به سلام كردن به او يا پاسخ نيكو دادن به سلام اوست زيرا وي به كمك مالي نياز ندارد. برخي شيوه‌ها و مصاديق صله رحم عبارتند از: ترك آزار خويشاوندان، سلام و تكريم، اطعام گرچه به جرعه آبي باشد، عيادت از بيمار، شركت در مراسم عزا، زيارت و ديدار، هديه دادن و تامين نيازهاي آنان پيش از ديگران. جهم بن حُميد از امام صادق (ع) پرسيد: خويشاونداني كه مخالف عقيده ديني من هستند آيا حقي بر عهده دارند؟ فرمود: آري، حق خويشاوندي دارند كه هيچ چيزي آن را قطع نمي‌كند و اگر با تو هم عقيده باشند دو حق دارند: حق رحم و حق اسلام. امام صادق (ع )در احاديثي چنين فرمود: صله رحم كنيد، هر چند با سلام كردن باشد، با خويشانت پيوند برقرار كن، هر چند با دادن جرعه‌اي آب، با عشيره خود صله رحم كنيد و در تشييع جنازه آنان حاضر شويد، از بيمارشان عيادت و حقوق آنان را رعايت كنيد، برترين پيوند خويشاوندي اين است كه از آزارشان خودداري شود.

مرز صله رحم

پيوند خويشاوندي تنها به بستگان خوب و با ايمان اختصاص ندارد، بلكه وظيفه‌اي اخلاقي و الهي است كه فراگير است، از اين رو چنانچه پدر و مادر و ديگر خويشاوندان، مومن نيز نباشند احترامشان لازم و بر رفع نيازهاي آنان تاكيد شده است ليكن اين ارتباط تا جايي است كه به ديگر احكام دين آسيبي نرسد؛ ولي اگر براثر اين ارتباط، ديگر احكام دين در خطر قرار گيرد نه تنها ارتباط با غير متدينان لازم نيست بلكه جايز هم نيست. خداي سبحان فرمود: ... سفارش ما به انسان اين بود كه به وي فرمان داديم كه پدر و مادرت را سپاسگزار باش، همان‌گونه كه فرمانش داديم كه مرا شكرگزار باش، مبادا فرمان نبري و سپاسگزاري نكني كه بازگشت همگان به سوي من است. اگر پدر و مادرت تلاش كردند كه چيزي را كه بدان علم نداري - از آن روي كه وجود ندارد شريك من‌سازي، از آنان پيروي مكن. البته در كارهاي دنيا با آنان به نيكي معاشرت كن. امام صادق (ع) فرمود: مردي نزد رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: اي رسول خدا! خويشاونداني دارم كه جز ستم، قطع رحم و دشنام من، كاري نمي‌كنند، آيا آنان را رها كنم؟ فرمود: در اين صورت خدا همه شما را ترك خواهد كرد. پرسيد: پس چه كنم؟ فرمود: با كسي كه پيوند خود را با تو گسسته، پيوند برقرار كن و به آنكه تو را محروم ساخته عطا كن و از آنكه بر تو ستم كرده در گذر. هر گاه چنين كردي خدا در برابر آنان پشتيبان تو است. جهم بن حُميد از امام صادق (ع) پرسيد: خويشاونداني كه مخالف عقيده ديني من هستند آيا حقي بر عهده دارند؟ فرمود: آري، حق خويشاوندي دارند كه هيچ چيزي آن را قطع نمي‌كند و اگر با تو هم عقيده باشند دو حق دارند: حق رحم و حق اسلام. برخي شيوه‌ها و مصاديق صله رحم عبارتند از: ترك آزار خويشاوندان، سلام و تكريم، اطعام گرچه به جرعه آبي باشد، عيادت از بيمار، شركت در مراسم عزا، زيارت و ديدار، هديه دادن و تامين نيازهاي آنان پيش از ديگران.

اولويت در صله رحم

با توجه به گستره پيوند خويشاوندي از يك سو و ناتواني انسان‌ها در رعايت آن با همه خويشاوندان از سوي ديگر، در آيات و روايات به رعايت ترتيب در پيوند خويشاوندي توجه شده است. بر پايه روايات ياد شده مراتب صله رحم شرح زيرند: 1 - پدر و مادر و از اين دو نيز مادر مقدم است؛ 2. برادران و خواهران، 3. ديگر اقوام نسبي (عشيره: عموها، عمه‌ها، عموزاده‌ها و... .) 4. بستگان سببي (دامادها و...) . البته ازدواج زمينه لحوق سبب به نسبت را فراهم مي‌كند. از رسول گرامي‌(ص) روايت شده است كه مي‌فرمايد: پنج دانه خرما با پنج گرده نان يا پنج دينار و درهمي‌كه انسان به دست مي‌آورد و مي‌خواهد آن را مصرف كند باارزش‌ترين انفاق‌ها آن است كه به والدين خود انفاق كند. دوم بر خود و خانواده‌اش و سوم به نزديكان تهيدستش. چهارم به همسايگان فقير و پنجم در راه خدا كه از نظر پاداش كمترين است، يعني تمام اقسام پنج‌گانه چون به دستور خدا و در راه اوست ثواب دارند؛ ولي ثواب صدقه از ثواب آن چهار كار خير كمتر است. امام حسين (ع) مي‌فرمايد: از رسول خدا (ص) شنيدم مي‌فرمود: (در رعايت حقوق خويشاوندي) از خانواده خود آغاز كن: نخست به مادرت، پدرت، خواهرت، برادرت. سپس با رعايت مراتب نزديكان، هر يك به تو نزديك‌ترند. در روايت ديگري آمده است: اي علي! براي نيكي با والدين خود دو سال و براي پيوند خويشاوندي يك سال سفر كن.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS