دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاویل پذیری زبان دین از دیدگاه گالیله

از مجموع سخنان صریح و غیرصریح گالیله در باب تعارض احتمالی علم و دین راه حل هایی به دست می آید.
تاویل پذیری زبان دین از دیدگاه گالیله
تاویل پذیری زبان دین از دیدگاه گالیله

از مجموع سخنان صریح و غیرصریح گالیله در باب تعارض احتمالی علم و دین راه حل هایی به دست می آید.(1)

یکی از این راه حل ها، تاویل پذیری زبان دین است. به موجب این راه حل، هرگاه تعارض ظاهری میان معرفت علمی و کتاب مقدس رخ دهد، راه حل آن تاویل کتاب مقدس است. گالیله در حقیقت یک مبنای دینی برای موضع خود گرفته بود که توانست دلیرانه اعلام کند، فقراتی از کتاب مقدس که تفسیر روشنی ندارد، باید در پرتو اکتشافات جدید علمی تفسیر و تقریر گردد. آن مبنای دینی این بود که خدا جهان را براساس یک نظام هندسی و ریاضی تغییر ناپذیر آفریده است. زبان کتاب طبیعت، ریاضیات است؛ لذا برای فهم طبیعت باید از عقل و حس مدد جست. راه شناخت جهان چیزی جز مشاهده و استدلال ریاضی نیست. با استفاده از روش ریاضی می توان به معرفت قطعی در باب طبیعت دست یافت؛ معرفتی که تردیدپذیر یا تاویل پذیر نیست. ولی این مطلب در مورد کتاب مقدس صادق نیست؛ زیرا در الهیات یقین ریاضی به چنگ نمی افتد. “[از این رو باید] متشابهات کتاب مقدس را در پرتو محکمات علم جدید تفسیر نمود.”(2)

به نظر گالیله، زبان دین غیر از زبان دقیق، تاویل ناپذیر و خالی از کنایه و مجاز علم است.(3)

زبان دین در مواردی که به حقایق علمی و تجربی پرداخته، یا همزمان با مخاطبان عصر نزول است (زبان عرفی)، یا تمثیلی و مجازی (زبان نمادین) است؛ در غیر این صورت، باید شاهد معتقداتی در بین مردم باشیم که در صورت واقعیت، عجیب و غیرعقلانی خواهد بود. کتاب مقدس با در نظر گرفتن نحوه اندیشه و ادراک مخاطبان خود، به شیوه گفتار عامه فهم زمان نزولش سخن گفته است. لذا در این گونه مطالب که جنبه تمثیلی داشته، بر طبق عرف زمان رفتار کرده و صحت و سقم آن مورد نظر نبوده است.

رفع تعارض علم و دین

براساس راه حل گالیله (تاویل پذیری زبان دین) تعارض میان علم و دین به این صورت قابل رفع است که با اجتناب از معنای حقیقی گزاره های علمی موجود در متون مقدس که بطلان آنها توسط علوم و معارف بشری اثبات شده است، آنها را بر معنای مجازی حمل کنیم.

گالیله می گوید: بعضی از عبارات کتاب مقدس نباید تحت اللفظی یا به معنای حقیقی معنا شود. “بنابراین، اگر کسی در تفسیر کتاب مقدس همیشه افکار خود را حصر در معنای لغوی ساده آن بکند، ممکن است دچار خطا شود. بدین طریق ممکن است در کتاب مقدس نه تنها تناقضات و مطالب دور از حقیقت بروز کند، بلکه احتمالا بدعت گذاری ها و بلاهت های شدید نیز پایدار خواهد گشت؛ مثلا لازم خواهد آمد که به خداوند پاها، دستها، چشمها و همچنین عواطف جسمانی و انسانی مانند خشم، پشیمانی، تنفر وامثال آنها بدهیم.”(4)

البته گالیله همانند مفسران و متکلمان مسلمان، این مطلب را قبول دارد که حمل بر معنای غیرحقیقی نباید بدون دلیل و ضرورت باشد و ظاهر الفاظ مادامی که خلاف آن ثابت نشود، حجت است؛ مثلا گالیله حرکت خورشید را بر معنای مجازی و تاویل یعنی: حرکت نور و حرارت خورشید حمل کرده است. همچنان که علامه طباطبایی در بحث از آسمان های هفت گانه(5) و شهاب های آسمان(6) در قرآن از یافته های علمی مدد می گیرد و تفسیری متفاوت از تفاسیر گذشتگان ارائه می دهد. به هنگام تعارض ظاهری میان علم ودین، پاسخ گالیله براساس راه حل تاویل پذیری زبان دین، این خواهد بود که کتاب طبیعت صریح و گویاست، ولی کتاب شریعت که به زبان عرفی و تمثیلی است، باید درست فهم و تفسیر شود. این دیدگاه اگرچه ممکن است در مورد تعارض ظاهری میان دین و علوم تجربی قابل توجه باشد؛ ولی مشکل تعارض احتمالی دین با علوم انسانی را ملحوظ نداشته است. علی رغم این مسئله، شریعت باید در تفسیر و تاویل فقراتی از خود که معنای روشنی ندارد، منتظر اکتشافات جدید علمی بنشیند و در پرتو آنها خود را معنا کند؛ این سخن ناشی از آن است که گالیله معرفت علمی را یک معرفت یقینی می داند که امروزه بطلان این سخن در حوزه فلسفه علم آشکار است. گالیله اگرچه در بیان روش خود استدلال های جالب و برخی سخنان قابل قبول دارد، اما دین را منفعل و بی دفاع در برابر علم رها می کند که به هیچ وجه مورد قبول مفسران و متکلمان دینی نیست.

    پی نوشت ها در دفتر روزنامه موجود است.
    برگرفته از: روزنامه رسالت، شماره6082

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS