دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرکت بسیط و مرکب

No image
حرکت بسیط و مرکب

كلمات كليدي : حركت، بسيط، مركب، اشتدادي، طولي، عرضي، لبس بعد لبس، خلع و لبس، صورت، ماده

نویسنده : حسن رضايي

حرکت در زبان فارسى به معنای جنبش، در لغت فرانسه معادل Mouvement است و معادل انگلیسی آن واژه‌های Movement ,Motion, Move می‌باشد. حرکت در مقابل سکون است و در نظر قدما تعاریف گوناگون دارد.[1] مشهورترین تعریف آن عبارتست از نحوه وجودی که شی به واسطه آن به تدریج از قوه به سوی فعل می‌رود و تدریجی بودن آن بدین معناست که اجزایی که برای وجود آن فرض می‌شود در زمان واحد با هم جمع نمی‌شوند بلکه در طول زمان به وجود می‌آیند. [2] به عبارت دیگر مقصود از تدریجی بودن حرکت این است که هر یک از حدود و اجزای فرضی وجود آن، فعلیت جزء فرضی پیشین و قوه جزء پسین می‌باشد. [3] تدریج یک امر بدیهی است و با کمک حس شناخته می‌شود[4] و مقصود از تدریج واقع شدن در زمان‌هاى یکى پس از دیگرى است.[5]

بسیط [6]در لغت به معنی ساده و مرکب[7] به معنی آمیخته است. ‌حرکت بسیط و مرکب که نام دیگر حرکت عرضی و طولی می‌باشد، عبارتست از وقوع حرکت و تغییر تدریجی در ماهیت‌های نوعی.

حرکت عرضی

در حرکت عرضی (حرکتی که در ماهیت های نوعی زیر مجموعه یک جنس قریب که در عرض یکدیگرند نه در طول هم، روی دهد)[8]، موضوع حرکت در تمام مراحل حرکت ثابت است و همان موضوع اولیه تا اخرین مرحله، موضوع می‌باشد و در هر مرحله به نحو "خلع و لبس" این موضوع صورتی را پذیرفته، حرکتی را تشکیل می دهد و سپس با از دست دادن آن صورت که " خلع" نامیده می شود صورت جدیدی را می‌پذیرد و به این علت که موضوع همیشه ثابت است و تغییر نمی‌کند، از بساطت خارج نمی‌شود و تا آخرین مرحله از حرکت در میان ماهیت‌های نوعی موجود تحت یک جنس قریب که در عرض یکدیگر قرار دارند، واحد است و صورتی را بر روی صورت دیگر نمی‌پذیرد تا مرکب شود، این نوع حرکت را حرکت بسیط می‌نامند.[9]

حرکت طولی

در حرکت طولی (حرکتی که در ماهیت‌های نوعی یک سلسله که از بالا به پایین بر یکدیگر مترتب می‌باشند صورت می‌پذیرد. حرکتی که از نوع عالی آغاز شده و به نوع متوسط رسیده و سرانجام به نوع اخیر پایان می‌یابد)[10]، موضوع حرکت در هر یک از حدود حرکت تغییر می‌کند. در یک مرحله ماده اولی، موضوع حرکت است، در مرحله بعد ماده اولی همراه با صورت نخستین، موضوع حرکت است و به همین ترتیب در هر مرحله از حرکت، موضوع متحول می گردد، ولی این تغییر موضوع که در فلسفه به "لبس بعد از لبس" معروف است، به صورت کامل گشتن می‌باشد؛ یعنی در هر مرحله از حرکت، کمالی بر موضوع پیشین افزوده می‌شود؛ زیرا در هر یک از حدود حرکت ، فعلیت آن حد و قوه حد پس از آن مجموعا قوه برای فعلیت حرکت بعدی و حد بعدی حرکت می‌شوند.[11] البته در این حرکت، وقتی صورت دوم بر روی صورت اول قرار می‌گیرد، فعلیت نوع را همان صورت دوم تشکیل می‌دهد و همه آثار مترتب بر شیء از آن صورت سرچشمه می‌گیرد و به همان صورت تعلق دارد؛ زیرا هر حکمی که برای چیزی ثابت می‌شود از ناحیه فعلیت آن شیء است و فعلیت فقط یک مرتبه است و فعلیت دوم مستلزم از بین رفتن فعلیت قبلی است وگرنه فعلیت‌های متعدد موجب این می‌شود که یک شیء در عین اینکه یک شیء است، چند شیء باشد[12]به این بیان که به نظر ملاصدرا و پیروان او، در یک مرکب حقیقی، فعلیت‌های متعدد نمی‌تواند وجود داشته باشد. از این رو در حرکت طولی که به حرکت مرکب و حرکت اشتدادی نیز معروف است، صورت پیشین با آمدن صورت جدید فعلیت خود را از دست می‌دهد و جزء ماده صورت جدید می‌گردد و از این رو، همه آثاری که از مرکب صدور می‌یابد، به صورت اخیر آن که تنها فعلیت آن است نسبت داده می‌شود.[13]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS