دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مفهوم دین از نگاه فویرباخ بازخوانی شد

No image
مفهوم دین از نگاه فویرباخ بازخوانی شد

خودآگاهی هسته اصلی دین و خداآگاهی

روزنامه ابتکار

چهارشنبه 22 شهریور ماه 1396

آگاهی نسبت به متعلق آگاهی در مورد اشیاء محسوس به خوبی از خود این آگاهی قابل تمیز است. اما در مورد متعلق دین، آگاهی به گونه ای بی واسطه با خودآگاهی یکی می شود. شیئ محسوس خارج از انسان موجود است، حال آنکه متعلق دین در خود اوست، موضوعی درونی است و به همین دلیل موضوعی است که از او جدا نمی شود، همچنان که خودآگاهی و وجدانش او را ترک نمی گوید.

متعلق دین، موضوعی خودی بلکه خودی ترین موضع است. آوگوستین، به عنوان نمونه، می‌گوید: «خدا به ما نزدیکتر است و با ما قرابت بیشتری دارد و به همین سبب از همه اشیاء محسوس جسمانی آسانتر می توان او را شناخت.» شیء محسوس فی حد نفسه برای ما موضوعی بی تفاوت است و مستقل از نیت و قوه حکم ماست، در حالی که متعلق دین، موضوعی ممتاز است؛ ممتازترین، نخستین و برترین ذات است. لازمه فرض آن حکمی نقادانه است، یعنی همان تمایز میان موجود الهی و غیر الهی، میان آن که شایسته پرستش است و آن که شایسته پرستش نیست. لذا در اینجا بدون هیچ گونه قید و شرطی این جمله صادق است که: متعلق نشاخت انسان چیزی جز ذات خود او نیست که موضوع شناسایی او واقع شده است. خدای انسان همان گونه است که انسان او را می اندیشد و مراد می کند.

دین یعنی بودن کودکانه بشر

البته اگر دید و خداآگاهی را به خودآگاهی انسان تعبیر کنیم نباید چنین پنداشت که انسان دیندار نیز مستقیما از خویش آگاه است و آگاهی او بر خداوند همان آگاهی اش بر ذات خود اوست، چرا که ماهیت خاص دین بر همین ناآگاهی استوار است. برای رفع سوء تفاهم بهتر است این گونه بگوییم: دین نخستین آگاهی، آن هم آگاهی غیر مستقیم انسان نسبت به خویش است. به همین سبب دین همواره پیش قراول فلسفه است، چه در تاریخ بشریت و چه در تاریخچه زندگی فرد انسانی. انسان، ابتدا ماهیت خود را بیرون از خود قرار می دهد، پیش از آنکه آن را در خودش بیابد. ماهیت انسان، نخست در قالب موجود دیگری موضوع شناخت او قرار می گیرد. دین، بدون کودکانه بشریت است. کودک، بودن خودش یعنی بودن انسان را بیرون از خودش می بیند به همین سبب، روند تاریخی در ادیان چنین است که آنچه برای ادیان اولیه امری عینی و بیرونی بود، اینک به امری ذهنی و درونی مبدل می شود، یعنی آنچه به عنوان خدا تصور و پرستیده می شد اینک به عنوان امری انسانی تلقی می شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS