دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار مخرب دروغگویی

No image
آثار مخرب دروغگویی

دروغگویى به هر شكل كه باشد بى‌صداقتى را همراه خود دارد و اثر وضعى را هم داراست. بعضی‌جاها اشخاصی توجیه می‌کنند که دروغ مصلحتی گفتم. درست است که دروغ مصلحتی داریم، اما اثر وضعی‌اش را می‌گذارد، یعنى علاوه بر اینكه اثر تكلیفى‌اش، جهنم و تجسّم عمل است، یك اثر وضعى نیز در این دنیا دارد و لذا اگر واقعاً دروغ مصلحتی هم باشد و عقاب نداشته باشد، حتماً سبب بی‌اعتمادی خواهد شد؛ بعضی از اثرات دروغ و نشانه‌های شخص دروغگو آنطور که از آیات و روایات استفاده می‌شود عبارتند از:

1.روسیاهی دروغگویان

خداوند عزّ و جلّ كه می‌فرمایدالزمر/ 60]روز قیامت خواهى دید كسانى را كه بر خدا دروغ‌ بستند رویشان سیاه شده‌ است.

2.محرومیت از نماز شب

یکی دیگر از آثار دروغ گفتن این‌است که طرف از روزی‌ای که برایش مقدّر شده بود محروم گردد. همان‌طور که حسین بن حسن كندى از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده است كه فرمود:« شخص گاهى دروغى گوید و باعث آن شود كه از روزى مقدّرش محروم گردد، گفتم چگونه از روزى محروم مى‌‌شود؟ فرمود: اثر دروغ گفتن موفّق نشدن به نماز شب است، و چون از نافله شب محروم ماند، از روزى مقدّر بى‌‌نصیب گردد»[1].یکی دیگر از نشانه‌های آدم دروغگو بی‌عقلی اوست.هشام بن حكم گوید: امام کاظم(ع) به من فرمود: «اى هشام! عاقل دروغ‌ نگوید اگر چه دلخواه او باشد.»[2].

3.ویرانی خانه و کاشانه

حضرت باقر(ع) فرمود: «بدرستى كه قسم دروغ‌ و قطع رحم، خانه‌‌ها را ویران و خالى از اهل و خانمان كند، و خویشاوندى را از جا بركند، و از جاى بركندن خویشى‌ مایه قطع نسل گردد.»[3].

4.جرأت به گناه‌های بزرگ

زین‌العابدین على بن الحسین (ع) می‌‌فرماید: «از دروغ‌ كوچك و بزرگ، جدى و شوخى، بپرهیزید، كه چون كسى دروغ‌ كوچك گفت كم‌كم به بزرگ هم جرات مى‌‌كند»[4]. على بن رئاب گوید: شنیدم حضرت صادق(ع) می‌فرمود: «سرشت و طبیعت مؤمن دروغ‌ و بخل و زناكارى نیست»[5].همچنین امیرالمؤمنین على(ع‌) می‌فرمایند: «هیچ بنده‌اى مزه ایمان را نچشد، مگر آنگاه كه دروغ- چه به شوخى و چه به جدّى- را ترك كند»[6].

5.خدا او را تکذیب کند

عبداللَّه بن عجلان گوید: امام صادق(ع) می‌فرمود: «چون بنده‌‌اى راست گوید نخستین كس كه او را تصدیق كند خدا خواهد بود، و خودش نیز داند كه‌ راستگو است، و هر گاه دروغ گوید اوّل كس كه او را تكذیب كند خداست و خود نیز داند كه دروغگو است»[7].

6.مبارزه با خدا

یعقوب احمر گوید: امام صادق(ع) فرمود:«هر كس (نزد قاضى براى اثبات حقّى یا نفى آن) قسم یاد كند و خود بداند كه دروغ می‌گوید، گویى به مبارزه با خداى عزیز و جلیل برخاسته است»[8].

اینها تنها بخشی از هزاران اثر مخرب و ویران کننده دروغ است، لذا آنان که میل به کمال دارند، ناگزیر به برنامه‌ریزی جهت پیشگیری و استفاده از این سم هلاک کننده می‌باشند.

نقش اراده در رسیدن به هدف

انسان به خاطر عقل و اراده‌ای‌ که دارد می‌تواند بر وجود خود و تربیت و پرورش تمامی‌ رفتارها و واکنش‌های خویش تسلط و اشراف کامل داشته باشد و تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار نگیرد. او باید درباره خودش، توان‌مندی‌ها و رشد و پرورش آن‌ها در راستای رسیدن به اهدافش بیندیشد و تا رسیدن به تمامی‌اهدافش با اراده‌ای قوی جلو برود. این توان‌مندی درونیِ اراده و تدبیر و تسلطی که فرد می‌تواند بر نفس و رفتار خود داشته باشد، از نظر اسلام زمینه تکلیف و مسئولیت برای خود را در امر تربیت و مربی‌گری نسبت به خودش ایجاد می‌کند (قرآن و روانشناسی و علوم تربیتی، محسن عباس نژاد،392).انسان فرزند اراده و تلاش خویش است؛ به بیان حضرت علی(ع): (قصار/ 22) آن كه كرده وى او را بجایى نرساند نسب او وى را پیش نراند.اراده انسان عاملی اساسی در پرورش قابلیت‌های اوست؛ هرچند که عوامل دیگر در او تأثیرگذار است ولی انسان نباید هرگز به سستی و ناامیدی تن بسپارد و از تلاش برای اصلاح و سیر به سوی اهدافش بازماند. حضرت علی(ع) می‌فرماید: (غررالحکم،ص447) بر تو باد کوشش و جدیّت اگر چه پیکرت همراهی نکند.از مهم‌ترین دلایلی که اثبات می‌کند انسان تا مادامی‌که در این دنیاست می‌تواند به اختیار و اراده خود در جهت سعادت و موفقیّت و پرورش اکمل توان‌مندی‌های خویش پیش رود و امکان رسیدن به والاترین درجات را دارد، ارسال رسل، انزال کتاب و نویدهایی است که از سوی خداوند وارد شده است. حضرت علی(ع) در این مورد سخنی دارند که کاملاً گویا و رهگشاست. شخصی خدمت حضرت رسید و از ایشان پرسید: (قصار /75)«رفتن ما به شام به قضا و قدر خدا بود؟» ایشان در پاسخ گفتند: واى بر تو شاید قضاء لازم و قدر حتم را گمان كرده‌اى، اگر چنین باشد پاداش و كیفر باطل بود، و نوید و تهدید عاطل. خداى سبحان بندگان خود را امر فرمود به آنچه بدان مأمور و داراى اختیارند، و نهى نمود تا بترسند و دست باز دارند. آنچه تكلیف كرد آسان است نه دشوار و پاداش او بر كردار اندك، بسیار. پیامبران را به بازیچه نفرستاد، و كتاب را براى بندگان بیهوده نازل نفرمود و آسمان‌ها و زمین و آنچه میان این دو است به باطل خلق ننمود. «این گمان كسانى است كه كافر شدند. واى بر آنان كه كافر شدند از آتش.» راه موفقیت انسان از خود او می‌گذرد، اگر انسان به خودش و ارزش‌های خود توجّه نماید استعدادها و توان‌مندی‌هایش را معطل نمی‌گذارد و در راه پرورش آن‌ها نهایت تلاش و کوشش خود را به کار می‌گیرد. امام علی(ع) همواره در سخنانشان ارزش انسان‌ها را به ایشان یادآوری می‌کردند تا آنها بدانند چه ارزشی دارند و نباید استعدادهای گران‌قدر خود را با وجود مشکلات و عدم امکانات دیگر به تباهی بکشانند. دنیای نکوهیده سبب می‌شود که آدمی‌از حرکت به سوی مقصدی که برای آن آفریده شده باز بماند. پس همّتی باید تا انسان خود را آزاد نماید و ارزش و توان‌مندی‌های خود را جلوه دهد تا اینکه به نهایت آمال و موفقیت‌هایش دست یابد (قرآن و روانشناسی و علوم تربیتی، محسن عباس نژاد،392).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS