دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تبعیت از ولایت فقیه زمینه ساز تبعیت از امام زمان است

No image
تبعیت از ولایت فقیه زمینه ساز تبعیت از امام زمان است

غيبت، امام زمان، احساسي، ولايت فقيه

حجت الاسلام مهدی طائب

نباید با غیبت امام زمان صرفا برخورد احساسی داشت / تبعیت از ولایت فقیه زمینه ساز تبعیت از امام زمان است

وظیفه ما زمینه سازی است نه تشخیص مصادیق؛ ظهور چیزی نیست که کسی بخواهد در جهت سیاسی از آن استفاده کند.

امام، نقطه جهل ندارد و به منزله عقل برای جامعه است، غیبت امام اختیاری نیست اما با فلسفه امامت هم تعارضی ندارد چرا که ارسال امام از سوی خدا انجام گرفته و حفاظت او که وظیفه امت بوده درست انحام نشده لذا اکنون خداوند خود حافظ امام زمان(عج) شده است.

محال است انسان محبوبش را بشناسد و از او دفاع نکند ما اگر امام زمانمان را شناخته بودیم اینگونه مظلوم واقع نمی شد.

ما در این عالم سلطه زوری نداریم، اگر امام ظهور کند برترین عدالت را در جهان پیاده می‌کند و این برقراری عدالت نیازمند نیروی انسانی است تا تمام اجزا حکومت عادل باشند وگرنه حتی اگر یکی ناعادل باشد عدالت خدشه دار می‌شود.

این عدالت، شامل عدالت وصفی و علمی به صورت توأم است. عدالت وصفی آن است که همه کارهای حکومتی فرد عادلانه باشد. از ابتدای انقلاب تاکنون مدام داریم به عدالت علمی نزدیک می‌شویم.

یکی از دلایل این است که مردم تربیت شوند زیرا وقتی امام زمان(عج) می‌آیند فرصت تربیت ندارند و بلافاصله حکومت را شروع می کنند. اینکه عده‌ای شایع می‌کنند ظهور بسیار نزدیک است یعنی چه؟ شما از غیب چه می‌دانید؟ ما دستور داریم منتظر باشیم و به سمت عدالت حرکت کنیم اما تعیین زمان و مصداق وظیفه ما نیست.

همانطور که غیبت منطق دارد ظهورهم منطق دارد و شعار نیست که هر وقت هرکس خواست اتفاق بیفتد صحبت از ظهور، شعر نیست تا احساسی با آن برخورد شود. نتیجه این عجله کردن‌ها و تطبیق‌های نادرست مانند اینکه امسال سال ظهور است این است که اگر ظهور واقع نشود مردم را دلسرد و بی اعتماد می‌کند. داستان ظهور چیزی نیست که کسی بخواهد در جهت سیاسی استفاده کند. این شوخی با شهدای تاریخ است.

قطعا انقلاب ما مقدمه ساز بود و امام می‌دانست چه کند چرا که در اصل از سوی امام زمان هدایت و راهبری می‌شد. این انقلاب اسلامی مقدمه ساز حرکت‌های دیگر است و خاموش نمی‌شود بلکه جاهای دیگر را هم روشن می‌کند، این معنای مقدمه سازی است.

وی با اشاره به لزوم صدور انقلاب ادامه داد: اوج شعار انقلاب اسلامی، عدالتخواهی بود، جهان باید به سمت عدالتخواهی حرکت کند. عدالت مطلوب مردم است لذا هر که با پرچم عدالت می آید مردم به سویش می روند این عدالتخواهی باید فراگیر شود تا امام بیاید.

این شبیه سازی ها در طول تاریخ همواره وجود داشته است. ما موظف نیستیم سید خراسانی را تشخیص دهیم، در هیچ یک از روایات نیامده که موظف به مصداق سازی هستیم. اگر قرار بود سید خراسانی قبل از ظهور شناسایی شود روایات طوری می‌بود که بتوانیم او را تشخیص دهیم.

وی با تأکید براینکه تبعیت از ولایت فقیه زمینه ساز تبعیت از امام زمان است گفت: باید ببینیم تحمل حکومت امام زمان را داریم یا نه. ظهور آمادگی می‌خواهد اگر می گوییم مضطر هستیم باید واقعا اضطرار داشته باشیم.

فرآیندها را باید دید نه مصادیق را. همه جامعه باید برای تحقق چشم انداز20 ساله کار کند. آنچه از زمینه‌های ظهور وجود ندارد را باید ایجاد کرد نه اینکه دست روی دست گذاشت.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS