دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر وهابیت درباره منجی

No image
نظر وهابیت درباره منجی

نویسنده : حبيب عباسي

كلمات كليدي : منجي، مهدي، وهابيت، اعتراف به مهدويت

در روایات اهل سنت درباره منجی موعود روایات فراوانی وجود دارد. این که شخصی به نام مهدی(عج) از فرزندان پیامبر می­آید و این شخص از فرزندان فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است. در روایات اهل سنت این نکته نیز وجود دارد که بعد از اینکه جهان پر از ظلم و جور شد ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد میکند و این بدان معناست که اصل منجی وظهور مهدی را قبول دارند اما اینکه این مهدی در حال حاضر به دنیا آمده است و زنده است ودر حال غیبت است این را قبول ندارند ومیگویند هنوز به دنیا نیامده است. لذا حضرت مهدی­ای را که ما به آن اعتقاد داریم که فرزند امام حسن عسگری علیه السلام است وهزار و اندی سال پیش به دنیا آمده و اکنون در پرده غیبت به سر می­برد را انکار می­کنند و آن را ساخته و پرداخته شیعه میدانند. لذا در بسیاری از مکتوبات خود از آن به عنوان مهدی موهوم یاد میکنند.

اعتراف به اصالت مهدویت

نکتۀ جالب توجه این است که ابن تیمیه ، بزرگ تئورین وهابیت هم وقتی در برابر انبوهی از روایات در صحاح سته و حتی در صحیح بخاری و مسلم در بارۀ حضرت مهدی واقع می‌شود، صراحتاً می‌گوید:

«إن الأحادیث التی یحتج بها على خروج المهدی أحادیث صحیحة ، رواها أبو داود والترمذی وأحمد وغیرهم من حدیث ابن مسعود وغیره.»[1]

احادیثی که می‌توانیم احتجاج کنیم بر آن احادیث بر قیام حضرت مهدی ،‌ این احادیث صحیح هستند . این روایات را ابو داود ، ترمذی و احمد نقل کرده‌اند .

جالب‌تر این که بن باز مفتی اعظم سابق عربستان سعودی، می­نویسد:

«مسئله حضرت مهدی علیه السلام واضح است و احادیث پیرامون آن مستفیضه بلکه متواتر است و تعداد زیادی از اهل علم متواتر بودن احادیث حضرت مهدی علیه السلام را نقل کرده اند . و تواتر آن تواتر معنوی است به خاطر کثرة طرق احادیث آن، و اختلاف در لفظ احادیث و راویان و الفاظ بحق دلالت بر این دارد که این شخص موعود امر ثابتی دارد و خروج او حق است. و ما دیده ایم که علما مسائل زیادی را با روایاتی کمتر از این ثابت کرده اند . و قول حق از علما بلکه اتفاق علما بر ثبوت مسئله مهدویت است و همین قول حق است و به حق که او در آخر الزمان خارج خواهد شد . و اما عده قلیلی از علما (در این مسئله) توجهی به صحبت درباره او نکرده اند.»[2]

رابطة العالم اسلامی که در حقیقت مرکز فرهنگی وهابیت است ، در برج می 1976 رسماً اعلام کرد :

«فإنّ الاعتقاد بظهور المهدی یعتبر واجباً على کل مسلم وهو جزء من عقائد أهل السنة والجماعة ولا ینکر ذلک إلاّ کلّ جاهل أو مبتدع.»

«اعتقاد به ظهور حضرت مهدی ، یک امری است واجب بر همۀ مسلمان‌ها . این عقیده ، جز عقائد اهل سنت و جماعت است و جز جاهل و نادان و بدعت گذاری کسی نمی‌تواند این عقیده را انکار کند .»

اشکال وهابیت نسبت به حضرت مهدی(عج)

اشکال وهابیت نسبت به حضرت مهدی(عج) ولادت آن حضرت و این که آیا حضرت مهدی(عج) از نسل امام عسکری (علیه السلام) است و در سال 255 هـ به دنیا آمده یا نه، می­باشد. علمای زیادی از اهل سنت صراحتاً در کتاب‌های خودشان گفته‌اند که حضرت مهدی(عج) هما السلام)در سال 255 یا در سال 258 از نرجس خاتون و امام عسکری(علیه السلام) به دنیا آمده است .آمار 120 نفر از علمای اهل سنت جمع­آوری شده است که همگی بر ولادت حضرت مهدی اعتراف دارند. جناب ابو نصر سهل بن عبد الله از اعلام قرن چهارم در کتاب سر السلسلة العلویة صراحت دارد بر این که حضرت مهدی(عج) فرزند امام عسگری(علیه السلام) به دنیا آمد و او را قائم و حجت می‌دانند .

بعد می گوید : هیچ اشکالی در نسب آن حضرت نیست ؛ ولی به خاطر برخی از مسائل سیاسی برادرش جعفر آمد و ادعای میراث امام عسکری را کرد.[3]

جناب فخر رازی از مفسرین اهل سنت، صاحب کتاب تفسیر کبیر، به صراحت می­نویسد:

«فله ابنان وبنتان . اما الإبنان فأحدهما صاحب الزمان والثانی موسی دُرِّج فی حیات أبیه.»

«امام عسکری (علیه السلام) دو تا دختر و دو تا پسر داشتند . یکی از فرزندان آن‌ها صاحب الزمان و دیگری موسی بوده که در زمان حیات پدرش از دنیا رفته است.»[4]

آقای ابن خلّکان از بزرگان اهل سنّت می‌نویسد:

«کانت ولادته یوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس وخمسین ومأتین.»[5]

«ولادت حضرت مهدی ، روز جمعه نیمۀ شعبان ، سال 255 هجری بوده است».

همچنین ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب‌های متعددش در این زمینه سخن گفته است . وی در تاریخ اسلام می­نویسد:

«وأما ابنه محمد بن الحسن الذی یدعوه الرافضة القائم الخلف الحجة ، فولد سنة ثمان وخمسین وقیل سنة ستة وخمسین.»

«و اما فرزندش محمد بن حسن که رافضه(شیعه) او را قائم خلف و حجت می­نامند، پس سال سال 258 یا 256 به دنیا آمده است.»[6]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS