دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله عباسقلی صادق پور وجدی

No image
تدریس آیت الله عباسقلی صادق پور وجدی

فعالیتهاى علمى ـ فرهنگى

آیت الله چرندابى در کنار درس و بحث روزانه شروع به تدریس کتابهاى حوزوى در سطوح پایین نمود و در حالى که 21 سال از عمرش سپرى نشده بود، مدرسه اى به اسلوب جدید تأسیس کرد که توجه بزرگان آن روز را به خود جلب نمود . وى در این خصوص مى گوید :

در سال 1336 ق مدرسه اى به نام «ارشاد» در محله «راسته کوچه» در محلى که مشهور به «دیک باشى» مى باشد تأسیس کردم که دقت نظر اولیاى وقت را بسى جلب مى کرد .[7] در آن وقت دانشمند محترم جناب آقاى حاج میرزا ابوالقاسم خان فیوضات ، کفیل معارف و دکتر اعلم الملک سمت ریاست معارف را داشتند ، و تشکیلات فرهنگى هنوز در کشور عزیزمان ایران مراحل ابتدایى خود را طى مى کرد و پس از چندى که دانشمند فقید میرزا محمّد على خان تربیت ریاست معارف را عهده دار شدند ، من از مدرسه ارشاد دست کشیدم و در مدرسه طالبیه در گوشه اى خزیدم و مدتى به تدریس علوم متداوله به ویژه ریاضیات قدیمه و منطق اشتغال ورزیدم و از متمولین محصلین اجرت مختصرى مى گرفتم و با آن امرار حیات مى نمودم .[8]

در این اوقات بود که علما و حجج الاسلام وقت ، بدین فکر افتادند که مدرسه اى تحت نظر خودشان بنام «مدرسه سرخاب و شتربان» در حوالى درب سرخاب جنب مسجد شاه تشکیل دهند . بالاخره مرا با اصرار تمام به مدیریت همان مدرسه واداشتند (در حدود 1341 هـ) و چند سال با طرز جدید و مطلوب به خدمات فرهنگى خود ادامه دادم و آیت الله فقید و حجت الاسلام سعید مرحوم آقا میرزا صادق آقا مجتهد و مرجع تقلید ـ رحمه الله رحمة واسعة ـ تقدیر شایانى از خدمات و زحماتم به دستخط زیباى خود صادر فرمودند .

در این اوان جناب آقاى حاج اسماعیل آقا امیر خیزى مدیریت مدرسه متوسطه (دبیرستان فردوسى کنونى) را در کوچه حرمخانه به عهده داشتند ، پس از چند سال همان مدرسه را نیز ترک گفتم .[9]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS