دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آشنایی با شرایط تجدیدنظرخواهی برای اعتراض به آرای قضایی

تجدیدنظرخواهی به معنای درخواست رسیدگی مجدد به رأی صادرشده توسط یک دادگاه بوده و یکی از رایج‌ترین شیوه‌هایی است که برای اعتراض به آرا وجود دارد.
آشنایی با شرایط تجدیدنظرخواهی برای اعتراض به آرای قضایی
آشنایی با شرایط تجدیدنظرخواهی برای اعتراض به آرای قضایی

دانستنی های حقوقی؛

تجدیدنظرخواهی به معنای درخواست رسیدگی مجدد به رأی صادرشده توسط یک دادگاه بوده و یکی از رایج‌ترین شیوه‌هایی است که برای اعتراض به آرا وجود دارد. تمامی آرایی که صادر می‌شوند قابلیت تجدیدنظرخواهی دارند و دادگاهی که در رأی صادره، تجدیدنظر می‌کند، دادگاه تجدیدنظر نام دارد.

به گزارش «تابناک» هنگامی که یک شخص برای طرح شکایت خود به دادگستری مراجعه می‌کند تا از مقامات قضایی درخواست کند که به شکایت او رسیدگی کنند، طبق قانون این مقامات قضایی وظیفه دارند تحقیقات لازم را انجام دهند و با توجه به آنچه در پرونده آمده ‌است، حکم مناسب و شایسته‌ای صادر کنند.

قرار گرفتن این وظیفه بر عهده‌ مقامات قضایی به این معنا است که اگر آنها از انجام این وظیفه خودداری کنند، تخلف کرده‌اند و با مجازاتی که قانون پیش‌بینی کرده ‌است، مواجه خواهند شد.

اظهارنظر و تصمیم‌گیری در خصوص پرونده‌های قضایی در قالب صدور رأی انجام می‌شود. حال پرسش این است که اگر رأیی از جانب قاضی صادر شود، آیا می‌توان به آن اعتراض کرد؟ یا اینکه طرفین باید از رأی صادرشده به هر نحوی که هست، اطاعت کنند و به آن گردن نهند؟

پاسخ این پرسش، منفی است و راه‌های مختلفی برای اعتراض به آرای صادره در قوانین پیش‌بینی شده‌ که رایج‌ترین آنها، تجدیدنظرخواهی است.

تجدیدنظرخواهی یعنی اینکه شخص معترض به رأی صادره، از دادگاه دیگری بخواهد که رأی صادرشده توسط یک دادگاه را مجدداً مورد بررسی قرار دهد.

در واقع تجدیدنظرخواهی یکی از شیوه‌هایی است که برای اعتراض به آرا وجود دارد و قاعده این است که تمامی آرایی که صادر می‌شوند، قابلیت تجدیدنظرخواهی دارند.

دادگاهی که در رأی صادره تجدیدنظر می‌کند، دادگاه تجدیدنظر نام دارد. حال باید دید که در پرونده‌های سرقت، تجدیدنظر‌خواهی کردن دارای چه شرایطی‌است و اساساً چه مواقعی می‌توان از این روش برای اعتراض به رأیی که صادرشده ‌است، استفاده کرد؟

جهات تجدیدنظرخواهی

در صورتی که یکی از موارد زیر وجود داشته باشد، می‌توان نسبت به رأی صادرشده درخواست تجدیدنظرخواهی مطرح کرد:

در صورتی که شخص معترض ادعا کند که دلایل و مدارکی که رأی بر اساس آن صادر شده ‌است، اعتبار ندارد؛ در صورتی که شخص معترض ادعا کند که رأی صادره مخالف قانون است؛ در صورتی که شخص معترض ادعا کند که دادگاه یا قاضی، صلاحیت صادر کردن رأی نداشته‌ است و نیز در صورتی که شخص متعرض ادعا کند که دادگاه به ادله‌ای که او ارایه کرده، توجهی نداشته ‌است، می‌توان نسبت به رأی صادرشده درخواست تجدیدنظرخواهی مطرح کرد.

چه کسانی می‌توانند تقاضای تجدیدنظر کنند؟

شخصی که حکم به زیان او صادر شده ‌است، می‌تواند شخصاً یا از طریق وکیل یا نماینده قانونی خود اقدام کرده و تقاضای تجدیدنظر را مطرح کند همچنین شاکی یا مدعی ‌خصوصی می‌تواند شخصاً یا از طریق وکیل یا نماینده قانونی خود؛ این درخواست را مطرح کند؛ در نهایت نیز دادستان است که می‌تواند تقاضای تجدیدنظر کند.

مهلت تجدیدنظرخواهی

همیشه امکان تجدیدنظرخواهی نسبت به آرا وجود ندارد بلکه این فرصت بسیار محدود است و باید به این فرصت توجه کرد زیرا اگر بگذرد، رأی قطعی می‌شود؛ یعنی دیگر نمی‌توان نسبت به آن تجدیدنظرخواهی کرد.

پرسشی که مطرح می‌شود، این است که این مهلت چقدر است؟ اگر شخص معترض در ایران اقامت داشته باشد، ۲۰ روز و در صورتی که در خارج از کشور اقامت داشته باشد، ۲ ماه فرصت دارد تا نسبت به رأی صادره تجدیدنظرخواهی کند.

حال ممکن است مهلت تجدیدنظرخواهی سپری شود و فرد بعد از آن بخواهد اعتراض خود را مطرح کند. در این صورت قاعده بر این است که دادگاه درخواست او را نمی‌پذیرد مگر اینکه عذر موجهی داشته باشد؛ مانند اینکه خود او یا والدین یا همسر یا فرزند او دچار بیماری سختی باشند؛ به‌گونه‌ای که این بیماری مانع حضور او شود یا اینکه حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله بروز کند و امکان رفت‌وآمد وجود نداشته باشد.

باید توجه داشته باشید که اگر تصمیم به تجدیدنظرخواهی دارید، باید این درخواست را به صورت کتبی (نوشته) تنظیم کنید و همچنین هزینه‌ای را به عنوان هزینه ‌دادرسی بپردازید اما جای نگرانی وجود ندارد.

اگر توانایی پرداخت هزینه را ندارید، می‌توانید ادعای خود را در خصوص اعسار مطرح کنید یعنی ادعا کنید که توانایی مالی برای پرداختن هزینه ‌دادرسی را ندارید. دادگاه موظف است در ابتدا این درخواست را بررسی کند.

همچنین طرفین دعوا می‌توانند به صورت کتبی توافق کنند که حق تجدیدنظرخواهی نداشته باشند. در این حالت دیگر نمی‌توانند از این طریق به رأی اعتراض کنند مگر اینکه اعتراض آنها مربوط به صلاحیت دادگاه یا قاضی باشد.

سایت تابناک

تاریخ انتشار: 13 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS