دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بوعلی‌سینا در صدد جمع عقل و عرفان است

No image
بوعلی‌سینا در صدد جمع عقل و عرفان است به نقل از بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی ‌سینا، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی با بیان این مطلب افزود: آنچه که به عنوان حکمت مشرقی ابن‌سینا مطرح شده است، توسط خود او طراحی و بیان شده و این چنین نیست که دیگران درباره او گفته باشند. خود ابن‌سینا از یک حکمت مشرقی سخن گفته و ادعا کرده به آن حکمت دست یافته است، و این مطلب را در مقدمه کتاب "منطق‌المشرقیین" آورده است و این ادعا را کرده که من به نوعی دیگر از حکمت دست یافته‌ام که این برای عامه مردم نیست و این همان حکمت مشرقی نام دارد. اما گفته می‌شود این کتاب در حمله‌ای که به خانه ایشان در اصفهان شد، از بین رفته است.
دکتر دینانی در ادامه می‌افزاید: من باور ندارم که ابن‌سینا در اواخر عمر به حکمت مشرقی توجه کرده باشد بلکه باورم این است که از همان اوایل عمر و از جوانی متوجه این مسئله بوده است ولی به دلایلی آنها را برملا نکرده است.
وی همچنین خاطرنشان کرد: ابن‌سینا در نمط نهم "اشارات"، مطلبی را مطرح کرده که در مورد عرفان است و فی‌ المقامات ‌العارفین نام دارد.
همچنین رساله‌های مفرده مثل «حی‌‌بن یقظان»، «سلامان و ابسال»، «رساله‌الطیر»، و امثال آن همه جنبه شرقی دارد و می‌توانیم آنها را از نوع حکمت مشرقی بشناسیم.
دکتر دینانی در ادامه در رابطه، ارتباط ابن‌سینا و ارسطو می‌گوید: ابن‌سینا ارسطو را خوانده و از افکار او استفاده کرده بود ولی حتی از ارسطو هم عبور کرده بود، آثاری که از او در دست است این را نشان می‌دهد که در واقع ابن‌سینا حرف‌های تازه‌تری به آراء ارسطو افزوده است. ضمن اینکه ابن‌سینا ذوق شرقی هم داشته است.
غلامحسین دینانی در ادامه به گفته‌های سایر اندیشمندان در مورد ابن‌سینا اشاره می‌کند و می‌افزاید: امام فخر رازی در جایی می‌گوید «هیچ کس تاکنون نتوانسته مطالب عرفان را به این پاکیزگی و زیبایی بیان کند که ابن‌سینا بیان کرده است» به علاوه شواهدی در دست است که عارف بزرگ و قلندری مانند عین القضات همدانی در جایی مقام ابن‌سینا را بالاتر از ابوسعید دانسته است، در حالی که بدون تردید ابوسعید ابوالخیر یکی از بزرگترین عرفانی تاریخ فرهنگ ماست.
وی در ادامه می‌افزاید: ابن‌سینا در نمط نهم "اشارات" می‌گوید: کسی که عرفان را فقط برای عرفان بخواند، مشرک است. این حرف هم عرفان است هم عقل. اما عده‌ای نمی‌خواهد ابن‌سینا را عارف بدانند و شاید این حرف قدری برای شنوندگان نکره باشد، ولی به هر صورت ابن‌سینا از عرفان دور نیست و این مطلبی است که من می‌گویم و ادعا دارم و اثبات می‌کنم.
وی در ادامه تاکید می‌کند: بیش از هزارسال است که به گوش بسیاری از مردم رسیده، هر چند عده‌ای آن را می‌پذیرند ولی اکثریت می‌خواهند فقط او را فیلسوف بدانند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS