دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تشکیک منطقی

No image
تشکیک منطقی

كلمات كليدي : تشكيك، لفظ، مفهوم، صدق، متواطي، مشكك

نویسنده : محمد سربخشي

مبحث تشکیک پیش از آنکه در فلسفه مطرح شود در منطق در مورد صدق مفاهیم مطرح بوده است. در واقع منطقیین برای شروع در مباحث مربوط به اقسام مفاهیم، ابتدا از مبحث الفاظ شروع کرده و آنها را به جزئی و کلی و کلی را نیز به متواطی و مشکک تقسیم کردند. این تقسیم در حقیقت ناظر به معنی الفاظ و مفاهیمی که از این معانی در ذهن شکل میگیرد بوده و از آنجا که هر معنا و مفهومی، به وسیلة لفظی خاص ادا می‌شود این تقسیم را به الفاظ نیز نسبت دادند. بنابراین می‌توان گفت در منطق ابتدا مفاهیم به جزئی و کلی و سپس مفهوم کلی به متواطی و مشکک تقسیم شد. متواطی به مفاهیمی گفته شد که صدق آنها بر مصادیقشان به نحو یکسان است. مانند: مفهوم کلی آب که به صورت یکسان بر مولکولهای متعددش صدق میکند. و دوم مفاهیمی که صدق آنها بر مصادیقشان متفاوت است. مثل صدق مفهوم سیاهی بر مصادیق شدید و ضعیف آن. گروه دوم را مفاهیم مشکک نام نهادند.[1]

مشکک در لغت به معنی به شک اندازنده است، اینکه برخی از مفاهیم کلی را در منطق مشکک نامیده‌اند به این دلیل است که انسان را به شک می‌اندازد که آیا این مفهوم از نوع مشترک لفظی است یا مشترک معنوی؛[2] چرا که از یک جهت افراد در آن مشترکند و از جهت دیگر افراد در آن مختلفند. همین موجب می‌شود انسان شک کند این مفاهیم از کدام نوعند. به عبارت دیگر در یک تقسیم‌بندی الفاظ تقسیم می‌شوند به مشترک لفظی و مشترک معنوی؛ مشترک لفظی به الفاظی گفته می‌شود که دارای معانی متعدد بوده، بر هر معنا به صورت مستقل وضع شده و بر آن دلالت می‌کنند. معانی متعدد به یک معنا مصادیق متعدد این لفظ نیز به حساب می‌آیند. منتها هر یک از مصادیق از نظر معنایی به طور کلی با مصداق دیگر اختلاف دارد و تنها اشتراکشان در لفظی است که بر آنها دلالت می‌کند. اما مشترک معنوی به لفظی گفته می‌شود که گرچه دارای مصادیق متفاوتی است و این مصادیق به نوعی با هم اختلاف نیز دارند، اما همة آنها در اصل معنا مشترکند و اختلافشان فقط در این است که مصادیق متعددی از این معنای واحد هستند.

در این میان الفاظی وجود دارند که از یک جهت شبیه مشترک لفظی‌اند؛ زیرا مدلول این الفاظ همانند مدلول مشترک لفظی تفاوتهای زیادی با هم دارند به نحوی که تفاوتشان فقط در متعدد بودنشان به عنوان مصداق برای لفظ نیست، بلکه علاوه بر آن به نوعی با هم اختلاف دارند که گاهی گمان می‌شود دو معنای کاملا مخالف هم هستند، مثل سیاهی که دارای دو مصداق شدید و ضعیف است و در نگاه اول به نظر می‌رسد تفاوتی که در سیاهی شدید و ضعیف وجود دارد فقط از حیث تعدد در مصداق سیاهی بودن نیست، بلکه علاوه بر آن گویا اصل معنای سیاهی در این دو با هم متفاوت است. از طرف دیگر با دقت بیشتر معلوم می‌شود که سیاهی شدید و ضعیف در اصل معنای سیاهی با هم اختلافی ندارند. بنابراین گرچه دید ابتدایی آنها را مشترک لفظی گمان می‌کند، اما با دقت معلوم می‌شود که چنین نیستند و اختلافشان فقط در شدت برخورداری از اصل معنا است. همین امر باعث شده است این الفاظ را مشکک یعنی به شک اندازنده بنامند که انسان را به شک می‌اندازد که آیا آنها از سنخ مشترک لفظی‌اند یا مشترک معنوی.

چنانکه گفته شد با دقت بیشتر معلوم می‌گردد این گروه از الفاظ از سنخ مشترک معنوی‌اند، اما در عین حال با مشترک معنوی دیگری هم چون انسان متفاوت هستند. زیرا بر خلاف مصادیق سیاهی که در خود سیاهی با هم اختلاف دارند، مصادیق معنای انسان در خود معنای انسانیت هیچ اختلافی با هم ندارند. همین امر باعث شده است منطقیین پس از تقسیم الفاظ به مشترک لفظی و معنوی، خود مشترک معنوی را به متواطی و مشکک تقسیم نمایند.[3]

توجه به این نکته لازم است که گرچه در منطق لفظ است که به مشترک لفظی و معنوی تقسیم می‌شود و بر همین اساس هم عنوان مشترک لفظی به کار برده می‌شود، اما آنچه موضوع بحث منطقی است در حقیقت مفهوم این الفاظ است، بنابراین هر گاه مفهوم مشکک به کار می‌رود منظور مفهومی است که اولا دارای مصادیق متعدد بوده و ثانیا این مصادیق علاوه بر تفاوت در تعداد، یعنی کثرت عددی اختلاف دیگری نیز با هم دارند.

انواع مشکک

با توجه به آنچه گفته شد و نیز با توجه به اصالت وجود، می‌توان سه نوع اطلاق برای لفظ مشکک برشمرد:

1. مشکک گاهی وصف لفظ است و مراد از آن ضد مشترک لفظی است.

2. گاهی وصف مفهوم کلی است و مراد از آن مفهومی است که افرادش در صدق مفهوم بر آنها مساوی نیستند.[4]

3. گاهی وصف حقیقت خارجی است و مراد از آن اختلاف حقایق خارجی متکثر در عین اتحادشان است و مابه‌الامتیاز آنها عین مابه‌الاشتراک است.

مراد از تشکیک منطقی معنای دوم است، در عین حال چون مفاهیم از طریق الفاظ مورد مفاهمه قرار می‌گیرند، معنای اول نیز در منطق مورد بحث قرار می‌گیرد.

ویژگی تشکیک منطقی

ویژگی‌های مختلفی برای تشکیک منطقی می‌توان برشمرد. این ویژگی‌ها در موارد ذیل قابل احصاء است:

1. تشکیک در منطق وصف لفظ کلی یا به عبارت دقیقتر وصف مفهوم کلی است.

2. مراد از اختلاف مفهوم کلی این است که افراد در صدق مفهوم کلی بر آنها مختلف هستند.

3. تشکیک در منطق به دو قسم عامی و خاصی تقسیم می‌شود.

4. تشکیک در منطق در مقابل تواطؤ مفاهیم است. منظور از تواطو هم این است که مفهوم کلی به یک نحو بر افراد مختلفش صدق نماید. یا به عبارت دقیقتر افراد در صدق مفهوم کلی بر آنها اختلافی نداشته باشند.[5]

همان گونه که گفته شد تشکیک در منطق به دو قسم عامی و خاصی تقسیم می‌شود. برای توضیح و تبیین این مطلب لازم است به این نکته توجه شود که مصادیق مفهوم مشکک در عین اینکه در اصل معنای مفهوم مشترک هستند، اختلافاتی نیز با هم دارند. بنابراین می‌توان گفت مصادیق مفهوم مشکک باید دو حیثیت داشته باشند، یعنی از یک جهت با هم مشترک باشند که این جهت مشترک همان اصل معنا است و از جهت دیگر با هم اختلافاتی داشته باشند تا اطلاق مشکک بر آنها صحیح باشد و همین جهت اختلاف، وجه تمایز آنها از مصادیق مفهوم متواطی گردد. به همین دلیل می‌توان در مفاهیم مشکک، این دو حیثیت را از هم تفکیک کرده و به آن اشاره کرد. با توجه به این نکته تقسیم دیگری برای مفهوم مشکک در منطق ذکر گردیده است؛ زیرا حیثیت اختلافی که بین مصادیق متعدد مشکک می‌تواند تحقق یابد به طور کلی دو صورت می‌تواند داشته باشد. لذا تشکیک منطقی به دو قسم عامی و خاصی تقسیم می‌گردد:

تشکیک عامی

به تشکیکی گفته می‌شود که مابه‌الاختلاف مصادیق، غیر از مابه‌الاتفاق باشد. یعنی مصادیق متعدد این مفهوم در همان معنایی که با هم اشتراک دارند اختلاف نداشته باشند، بلکه اختلاف‌شان در چیزی خارج از آن معنا باشد. مثلا اختلافی که در نور خورشید و نور ماه وجود دارد از این سنخ است. اگرچه حقیقت نور در هر دو یکی است، اما اختلاف نور این دو به خود نور بودن برنمی‌گردد، بلکه اختلاف ناشی از اختلاف قابلها یا وجود ‌و عدم مانعهاست.[6]

تشکیک خاصی

تشکیک خاصی عبارت است از اینکه مابه‌الاختلاف در آن عین مابه‌الاشتراک باشد. مثل مقدار که اختلاف افراد آن در خود مقدار می‌باشد. مثلا خط طویل و خط قصیر در خط بودن مشترکند و در همان خط بودن هم با هم اختلاف دارند.

مقاله

نویسنده محمد سربخشي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS