دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرق ضلالت و غوايت

No image
فرق ضلالت و غوايت

ضلالت به معناي گمراهي و بيراهه رفتن است. ضال کسي است که راه را گم کرده است. اما غوايت به معناي کسي است که هدف ندارد و هدفش را گم کرده است و نمي داند به کجا مي رود.

به سخن ديگر، يک وقت است انسان هدفدار است ولي راه را بلد نيست، مثل مسافري كه مي خواهد جايي برود، اما راه را گم كرده است. چنين شخصي را «ضال» مي گويند؛ اما يك وقت است که انسان بي هدف و پوچ گراست و اصلاً نمي داند كجا بايد برود. چنين شخصي را «غاوي» مي گويند.

شيطان مي گويد که هم شما را گمراه مي کنم و از هدف و مقصد دور مي سازم: لَاُضِلَّنَّهُمْ(نساء، آيه 119) و هم شما را پوچ گرا مي سازم که بي هدف در زندگي باشيد: لَاُغْوِيَنَّهُمْ(حجر، آيه 39)

پس گام اول شيطان اين است که مي گويد: من اول اين مردم را از راه به در مي برم كه اينها راه را گم كنند و بعد پوچ گرا شوند تا ندانند كجا مي خواهند بروند و عاقبتشان چيست؟

اين دو خطر همواره در کمين مردم است. اما خداوند پيامبري را مي فرستد که هم هدفمند است و هم راه شناس و راه بلد است. خداوند مي فرمايد که پيامبر(ص) از اين دو خطر و آسيب در امان است: ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوي؛ يار شما نه گمراه است نه بي هدف.(نجم، آيه 2) پس چنين رهبري براي مسلمانان است که نه راه را گم کرده است نه هدف را؛ چرا که بر صراط مستقم و متن راه است (زخرف، آيه 42) و هم هدفدار است.

روزنامه كيهان، شماره 21200 به تاريخ 14/8/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS