دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بررسی زشتی طلاق به ويژه نوع توافقی آن

No image
بررسی زشتی طلاق به ويژه نوع توافقی آن

در آموزه هاي اسلامي ازدواج و تشکيل خانواده صرفا يک عمل طبيعي و غريزي همچون ازدواج حيوانات و جانوران نيست؛ بلکه يک فرهنگ و سنت والاي انساني است؛ از همين رو طلاق و جدايي در آن معنايي ديگر مي يابد و به عنوان بدترين حلال ها معرفي مي شود. نويسنده در مطلب حاضر چرايي مبغوض ترين مباح را تشريح کرده است.

        ***

    ازدواج، سنت الهی و سيره انسانی

    با نگاهي به جوامع جانوري به سادگي مي توان دريافت که موجودات براي بقاي نسل و تکثر همنوعان خويش به جفت گيري اقدام مي کنند. برخي از آن ها در يک دوره زماني با هم هستند و پس از جفت گيري از هم جدا مي شوند و مستقل از هم به سر مي برند، برخي ديگر از آنها همواره در کنار هم هستند و تا زماني که مرگ، آنها را از هم جدا کند يکديگر را ترک نمي کنند.

    بر پايه آموزه هاي معرفت شناسي و هستي شناسي قرآن، همه موجودات داراي جفت هستند که گاه اين زوجيت به همان معناي زوجيت مذکر و مونث است (نجم، آيه 45؛ قيامت، آيه 39) و گاه ديگر به معناي وجود اصناف در ميان موجودات هستي. (الرحمن، آيه 52؛ ص، آيه 58؛ واقعه، آيه 7؛ طه، آيه 53)

    براساس آياتي چون آيه 25 سوره بقره، 15 سوره آل عمران، 57 سوره نساء و 56 سوره يس، انسان ها همان طوري که در دنيا داراي جفت هستند در جهان آخرت و بهشت نيز داراي جفت مي باشند.

    جفت انسان در دنيا از همان نفس و جنس اوست. در آياتي از جمله آيه 6 سوره زمر آمده که همه انسان ها از نفس واحدي آفريده شده و خداوند جفت آنان را از همان نفس واحد قرار داده است. در ايه 11 سوره شوري و آيه 72 سوره نحل نيز بر اين نکته تاکيد مي شود که جفت هر انساني از خود انسان است و فرزندان و نوادگان هم از همين جفت گيري پديد مي آيند.

    البته جفت آخرتي انسان مي تواند از همين نفس و جنس خود انسان باشد که صلاحيت يافته به بهشت در آيد و با هم باشند (رعد، آيه 23؛ غافر، آيه 8)، يا آنکه از جنس ديگري همچون کواعب اتراب= دختران هم سن و سال (نباء آيه 33)، عرب اتراب= دوشيزگان عشق ورز هم سن و سال (واقعه، آيه 37) قاصرات الطرف اتراب= کوتاه نظران هم سن و سال (ص، آيه 52)، حورالعين= سيه چشمان (دخان، آيه 54؛ رحمن، آيه 72؛ واقعه، آيه 22) فرش= زنان بلند قامت و رفيع منزلت (واقعه، آيه 34)، غلمان و پسران نو رسيده (طور، آيه 24) و مانند آنها مي باشند که از عناصر بهشتي آفريده مي شوند.

    خداوند درباره ازدواج انسان ها تعابير بلندي دارد که نشان مي دهد انتظاري که از زوج انساني مي رود تنها بقاي نسل نيست، بلکه افزون بر ارضاي شهوات و بقاي نسل، سنتي براي ازدواج انساني قرار داده است که جايگاه ارزشي و والايي بيرون از دايره غريزه و مانند آن است. از همين رو در آيه 21 سوره روم مي فرمايد: و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها و جعل بينکم موده و رحمه ان في ذلک لايات لقوم يتفکرون؛ و از نشانه هاي او اينکه از نوع خودتان همسراني براي شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستي و رحمت قرار داد. آري در اين نعمت براي مردمي که مي انديشند قطعا نشانه هايي است.

    پس سنت الهي در ازدواج نوع بشر اين است که انسان ها با ازدواج بتوانند به سکونت و آرامش دست يافته و براساس مودت و رحمت زندگي کنند و از اين رو آنچه سنت ازدواج را در اسلام معنا و مفهوم مي بخشد، همان عناصر عاطفي و روحي است که شامل سکونت، رحمت و مودت است.

        اهميت ازدواج

    پيامبر گرامي اسلام (ص) مي فرمايد: النکاح سنتي فمن رغب عن سنتي فليس مني؛ ازدواج سنت من است. هر کسي از سنت من روي گرداند، از من نيست. (بحارالانوار، ج 3، ص 221؛ وسايل الشيعه، ج 20، ص 1)

    همچنين آن حضرت فرمود: هر که ازدواج کند نصف دين خود را حفظ کرده، درباره نصف ديگر تقوي پيشه کند و نيز فرمود: در اسلام کاخي که در نزد خدا محبوب تر از ازدواج باشد بر افراشته نشده است. (مکارم الاخلاق- ترجمه ميرباقري، ج 1، ص: 374)

    در اين حديث بصراحت بيان شده که ازدواج انساني در راستاي حفظ دين بايد معنا يابد. بر همين اساس ازدواجي که سنت الهي است در جواني نقش بارز و مهم تري دارد چنانکه پيامبر گرامي(ص) مي فرمايد: ما من شاب تزوج في حداثه سنه الاعج شيطانه: يا ويله! عصم مني ثلثي دينه، فليتق الله العبد في الثلث الباقي؛ هيچ جواني نيست که در دوره جواني اش ازدواج کند، مگر آنکه شيطان او فرياد برآورد که: اي واي، اي واي! دو سوم دينش را از گزند من حفظ کرد: بنابر اين، بنده بايد براي حفظ يک سوم ديگر، تقواي الهي در پيش گيرد. (بحارالانوار، ج 103، ص 221، ح 34)

    اين گونه است که نماز و خواب و ديگر اعمال عبادي همسرداران با مردان بي همسر متفاوت مي شود، چنانکه در روايات بسياري بر اين نکته تاکيد شده است. (بحارالانوار، ج 103، ص 219، حديث 15؛ بحارالانوار، ج 103، ص 221، حديث 25؛ قرب الاسناد، ص 20، حديث 67. بر اين اساس توجه به فرزندان و انتخاب همسر و ازدواج آنان مورد تاکيد قرار مي گيرد و حتي براساس آيات قرآني بر حاکم شرع و دولت اسلامي است که جوانان عزب را همسر دهد (نور، آيه 32) پيامبر خدا (ص) نيز مي فرمايد: هر کس فرزندش به سن ازدواج برسد و توانايي مالي داشته باشد که او را همسر دهد و ندهد و از آن فرزند خطايي سر زند، گناهش به گردن اوست. (ميزان الحکمه، ري شهري، حديث شماره 22713)

    پيامبر خدا (ص) همچنين مي فرمايد: از جمله حقوق فرزند بر پدرش سه چيز است: برايش نام خوب انتخاب کند، علم به او بياموزد و هر گاه به سن بلوغ رسيد، او را همسر دهد. (ميزان الحکمه، حديث شماره 22709)

    امام باقر (ع) در پاسخ سوالي درباره شرايط ازدواج فرمود: هر گاه کسي از دختر شما خواستگاري کرد و دينداري و امانتداري او را پسنديديد، به او همسر دهيد که اگر چنين نکنيد فتنه و فساد بزرگي در روي زمين پديد آيد. (ميزان الحکمه حديث شماره 16009)

        طلاق، مبغوض ترين حلال ها

    به همان اندازه که ازدواج نقش تاثير گذار در کمال انساني و دينداري انسان و حفظ عقل و حيا و اخلاق او دارد، طلاق از نظر اسلام زشت ترين و مبغوض ترين چيزها دانسته شده است. پيامبر گرامي (ص) مي فرمايد: ما احل الله شيئا ابغض اليه من الطلاق؛ خداوند چيزي منفورتر از طلاق را حلال نکرده است. (ميزان الحکمه، حديث شماره 11330)

    امام صادق (ع) مي فرمايد: ما من شي ء مما احله الله عز و جل ابغض اليه من الطلاق، و ان الله يبغض المطلاق الذواق؛ از چيزهايي که خداوند عز و جل حلال فرموده هيچ چيز نزد او منفورتر از طلاق نيست. خداوند مردي را که زن، زياد طلاق مي دهد و پيوسته تغيير همسر مي دهد دشمن دارد. (ميزان الحکمه، حديث شماره 11335)

    در روايات آمده طلاق موجب مي شود تا عرش الهي به لرزه در آيد؛ زيرا عرش، مقام فرمانروايي و حاکميت و حکومت الهي و اسنان خليفه الله است و هر عملي که موجب شود تا دين و ايمان مردم در خطر قرار گيرد و خليفه الهي در مسير نادرست گام بردارد و جامعه انساني تباه شود، عرش الهي مي لرزد و چون طلاق بنيان ايمان و خانواده را در معرض خطر قرار مي دهد و جامعه انساني را به تباهي و آلودگي مي کشاند، موجب لرزش عرش مي شود. از امام صادق (ع) روايت است که فرمود: طلاق مدهيد که از طلاق عرش به لرزه آيد. (مکارم الاخلاق، ترجمه مير باقري، ج 1، ص: 377)

    از نظر اسلام طلاق آخرين درمان دردي است که چاره اي جز آن نيست؛ يعني انسان تا مي تواند بايد صبر کند و طلاق را نپذيرد و تن به آن ندهد مگر آنکه همانند داغ کردن چاره اي جز آن نداشته باشد. از اين رو پيامبر خدا (ص) مي فرمايد: جبرئيل پيوسته مرا درباره زن سفارش مي کرد، تا جايي که گمان بردم طلاق او جايز نيست مگر در صورت زشت کاري آشکار. (ميزان الحکمه، حديث شماره 8067)

        طلاق توافقی، راه نفاق و دشمنی با خدا

    طلاق در هر شکل و شمايل آن زشت بوده و مبغوض ترين عملهاست و انسان تا مي تواند بايد صبر کند مگر آنکه ديگر چاره اي جز داغ طلاق نباشد که آثار زشت آن همچنان بر روح و جان و تن آدمي باقي خواهد ماند.

    بدترين امر در طلاق آن است که انسان براساس هوي و هوس و دل بخواهي هاي نفساني يا مسايل جزيي بخواهد از همسرش طلاق بگيردو برخي گمان مي کنند که طلاق توافقي جاي خوشحالي دارد؛ در حالي که امري زشت است و نشان مي دهد که از انسانيت بهره اي نبرده اند؛ زيرا انسانيت انسان مقتضي آن است که در برابر ناملايمات صبر کند و اهل عفو و گذشت و احسان و اکرام و ايثار باشد؛ کسي که خودش را مي بيند يا اهل عفو و ايثار اکرام نيست، چه بهره اي از انسانيت برده است و چه فرقي با ديگر موجودات دارد؟

    اصولاطلاق آسيب هاي بسياري به شخص و جامعه مي زند که در اينجا جاي طرح آن نيست، اما خلاصه مي توان گفت که اين رويه بويژه طلاق هاي توافقي زمينه ساز هنجار شکني و بي حيايي و بي عفتي جامعه در پيش گرفته شده تبديل ضد ارزش ها و نابهنجاري ها به ارزش ها و هنجارهاست به طوري که حتي برخي براي طلاق نيز جشن مي گيرند. و هديه مي دهند؛ در حالي که بدترين و تلخ ترين عمل جراحي روي دو انسان و عواطف آنان انجام شده و بدترين و مبغوض ترين رفتار اجتماعي صورت گرفته است. آيا گناه کردن و خشم و غضب الهي را به جان خريدن جشن دارد؟

    از نظر اسلام ازدواج توافقي نيز امري ناپسند و زشت است. پيامبر (ص) نسبت به طلاق توافقي مي فرمايد: هر زني که [از روي هوا و هوس] از شوهرش طلاق خلع توافقي بگيرد، پيوسته مورد لعنت خدا و فرشتگان او و پيامبرانش و همه مردم باشد و زماني که فرشته مرگ به سراغش آيد به او گويد: مژده باد تو را به آتش. چون روز قيامت شود به او گفته شود: با ديگر دوزخيان به دوزخ رو. هان، خداوند متعال ورسول او از زناني که به ناحق طلاق خلع مي گيرند بيزارند بدان که خداوند عز و جل ورسول او از مردي که چندان بر همسر خود سخت گيرد که از او طلاق خلع بخواهد، متنفر و بيزارند. (ميزان الحکمه، حديث شماره 20804)

    پيغمبر خدا زني را به نکاح مردي در آورد، زن از شوهر ناملايماتي ديد و به پيغمبر (ص) شکايت برد. پيغمبر فرمود: گويا مي خواهي طلاق بگيري که در نزد خداوند از مردار الاغ بدتر و پست تر باشي. (مکارم الاخلاق- ترجمه مير باقري، ج 1، ص: 410)

   

               روزنامه كيهان، شماره 21027 به تاريخ 18/1/94، صفحه 8 (معارف)

مقاله

نویسنده محمد رضا مسلمی
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

راه های تربیت کودک از نظر اسلام

راه های تربیت کودک از نظر اسلام

آنان می‌پوشانند و موهای ایشان را برهنه می‌گذارند. سپس توقع دارند که در هنگام بلوغ شکل و ظاهری دیگری به خود گیرد و حجاب داشته باشد، درحالی که تا بیش از این نیمه عریان در اجتماع رفت و آمد داشته است.
No image

مهرورزی و گذشت

پر بازدیدترین ها

راه های تربیت کودک از نظر اسلام

راه های تربیت کودک از نظر اسلام

آنان می‌پوشانند و موهای ایشان را برهنه می‌گذارند. سپس توقع دارند که در هنگام بلوغ شکل و ظاهری دیگری به خود گیرد و حجاب داشته باشد، درحالی که تا بیش از این نیمه عریان در اجتماع رفت و آمد داشته است.
No image

چادر حجاب برتر

Powered by TayaCMS