دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تربیت دینى خانواده (قسمت اول)

No image
تربیت دینى خانواده (قسمت اول) نویسنده: محمد احسانى
خبرگزاری فارس: تربیت داراى دو نقش مهم آموزش و پرورش است که در یکى اهتمام به آموزش فنون، مهارت ها و توانایى هاى لازم براى رفع نیازهاى جامعه است و در دیگرى پرورش حس دینى و مذهبى کودک که به صورت فطرى در نهاد او به ودیعت گزارده شده، مورد توجه است.

مقدمه
آدمى از دیر زمان درصدد بوده معمّاى حیات و مقصود از زندگى را بداند، از آینده و سرنوشت خویش تا حدّى باخبر شود، توجیه درستى از رویدادهاى این عالم به دست آورد و تفسیر معقولى نسبت به پدیده ها و دگرگونى هاى جهان داشته باشد.
پاسخگوى این گونه مسائل، که همواره ذهن انسان را به خود مشغول داشته، بدون شک، در هر زمانى «دین» بوده است; زیرا حقیقت زندگى را تفسیر مى نماید، هدف از آمدن و ماندن در این عالم را معنا مى کند و مسیر درست زندگى و راه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را نشان مى دهد.1 اساسى ترین رکن دین ـ یعنى: ایمان به خداى یکتا ـ انسان را از نگرانى، اضطراب و دغدغه خاطر مصون داشته، در برابر رویدادهاى نامطلوب زندگى ثابت و استوار نگه مى دارد، به گونه اى که هیچ حادثه اى نمى تواند تزلزلى در او ایجاد نماید.
بر اساس بینش اسلامى، هر انسانى از هنگام تولد با فطرت الهى و گرایش به خداشناسى قدم به عرصه زندگى مى گذارد; ساختار وجودى انسان به گونه اى است که او را به سوى خدا هدایت مى کند و در این میان، تفاوتى بین مسلمان و غیر مسلمان وجود ندارد، بلکه همه انسان ها در آغاز زندگى، از استعداد خاصّى براى حقیقت جویى و نیل به کمال بهره مندند و به فرموده پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)، «کلُّ مولود یُولَد على الفطرةِ»;2 هر نوزادى با فطرت خدایى زاده مى شود.
با وجود این، فطرت و ساختار وجودى انسان در هر شرایطى به صورت یکسان عمل نمى کند و ممکن است عوامل نامساعد بیرونى و محیط ناسالم زندگى مانع از شکوفایى و بروز نقش صحیح آن گردد.3 بر این اساس، لازم است به این جنبه از وجود آدمى توجه ویژه اى مبذول گردد تا حسّ دینى اش شکوفا گردد، به خصوص در مورد کودکان و نوجوانان، توجه به این جنبه وجودى آنان اهمیت فراوان دارد; زیرا نسبت به بزرگ سالان تربیت پذیرترند. این کار تنها در سایه تربیت صحیح امکان پذیر است.
ابعاد تربیت
«تربیت» به مفهوم عام آن، شامل جنبه هاى گوناگون جسمانى، روانى، عاطفى، عقلانى، اجتماعى، اخلاقى و دینى است و هر یک از این ابعاد به لحاظ روان شناختى و تربیتى در زندگى انسان اهمیت فراوان دارد. آنچه در دوره نخست زندگى توجه بدان لازم است پرورش و رشد هماهنگ و منظّم ابعاد وجودى کودک است; به گونه اى که اگر در بعضى آن ها، دچار نارسایى گردد و یا احیاناً رشد مطلوب نیابد در آینده دچار مشکل خواهد شد. تحقق این امر، مسؤولیت بزرگى است که بر دوش مربیّان کودک و نوجوان، اعم از والدین، آموزگاران و دست اندرکاران امور تربیتى مدارس، گذاشته شده است.4
تربیت داراى دو نقش مهم آموزش و پرورش است که در یکى اهتمام به آموزش فنون، مهارت ها و توانایى هاى لازم براى رفع نیازهاى جامعه است و در دیگرى پرورش حسّ دینى و مذهبى کودک که به صورت فطرى در نهاد او به ودیعت گزارده شده، مورد توجه است. بررسى همه ابعاد تربیت به لحاظ نقش اساسى آن ها در زندگى انسان لازم است، ولى در یک مقاله نمى گنجد، بدین روى، در این نوشتار، تنها به بررسى تربیت دینى اکتفا مى شود:
تربیت دینى
شناخت مفهوم «تربیت دینى» منوط به شناخت معناى دو کلمه «تربیت» و «دین» است. از این رو، لازم است به معانى این دو واژه اشاره شود:
واژه «تربیت» در لغت، به معناى پرورانیدن یا پرورش دادن ـ یعنى: به فعلیت رساندن نیروهاى بالقوّه ـ5 آمده. اما در اصطلاح، تعاریف متعددى از آن ارائه شده است. این تعاریف در عین تعدّد، همگى در این جهت توافق دارند که تربیت فرایندى است که نتیجه اش تغییر رفتار فرد (اعم از ظاهرى و باطنى) و کسب هنجارهاى مورد قبول مى باشد.
با توجه به این مطلب، اولاً، حصول چنین چیزى نمى تواند دفعى باشد. ثانیاً، متربّى نیز باید استعدادهاى لازم را براى تربیت پذیرى دارا باشد. اما علاوه بر این، پرورش واقعى در صورتى محقّق مى شود که جریان تربیت بر اساس فطرت و سرشت متربّى انجام گیرد.
واژه «دین» نیز در لغت، به معناى کیش، آیین، طریقت، و شریعت6 و در ا صطلاح، عبارت است از: مجموعه اصول و قواعد بنیادى و احکام و دستوراتى که از سوى خدا به انسان داده شده است. به عبارت دیگر، دین شامل گزاره هاى توصیفى و تجویزى است و سه عنصر اساسى دارد:
الف. شناخت: نخستین عنصر مؤثر در دین دارى و تدیّن، علم به اصول و قواعد ضرورى دین است. یعنى متدیّن باید گزاره هاى دینى را از طریق استدلال و برهان عقلى دریافت نماید; مانند توصیف این که «اللّه آفریننده جهان است» یا «خدا یکى است» از گزاره هاى توصیفى مربوط به مسائل اعتقادى است که یک موحّد باید بداند. آنچه در این زمینه قابل توجه است این که درباب شناخت گزاره هاى دینى، نباید به ظن و گمان قناعت کرد; زیرا خداوند مى فرماید: «لا تَقفُ ما لیس لکَ بِه علمٌ (اسراء: 32); از چیزى که به آن علم ندارى پیروى نکن». بلکه به علم و یقین باید رسید.
ب. ایمان: عنصر دوم در دین التزام قلبى انسان به باورها و اصول مسلّم دینى است. به کسى که اعتقاد قلبى نسبت به خدا نداشته باشد، متدیّن گفته نمى شود. ریشه تمام ارزش هاى اخلاقى ایمان به گزاره هاى دینى بوده و این ایمان مبتنى بر معرفت و شناخت است، به گونه اى که هر چه معرفت کامل تر باشد، آن ایمان نیز بارورتر خواهد بود. البته علم و شناخت شرط کافى براى ایمان نیست، بلکه شرط لازم آن است و عنصر اراده و گرایش باطنى به التزام قلبى نسبت به باورهاى دینى جزء اخیر ایمان را تشکیل مى دهد.
با توجه به این مطلب، ایمان یک عمل قلبى کاملاً اختیارى است که فرد پس از شناخت لازم و به دور از فشارهاى بیرونى یا اصول اسلامى را پذیرا مى شود و یا آن را انکار مى کند. چه بسا افرادى هستند که در عین شناخت گزاره هاى دینى، در اثر لجاجت و عناد، ایمان نمى آورند. در مورد انتخابى بودن ایمان، شواهد فراوانى از آیات قران وجود دارد; از جمله این که خداوند مى فرماید: «اِنّا هَدینَاهُ السَّبیلَ اِمّا شاکراً و اِمّا کفوراً» (انسان: 4); ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر و پذیرا باشد یا کفران کننده و ناپذیرا. در جاى دیگرى مى فرماید: «لا اِکراهَ فِى الدّینِ» (بقره: 256); در قبول دین اکراهى نیست.
ج. عمل: عنصر سوم دین عمل به گزاره هاى تجویزى و احکام دینى است; یعنى: آنچه را فرد از باورهاى دینى مى داند و به آن ایمان دارد، در مرحله عمل نیز آشکار سازد. عملى از نظر اسلام ارزشمند است که ناشى از ایمان راسخ به اصول دین و ارزش هاى مذهبى باشد. در موارد متعددى از قرآن کریم، ایمان پیش از عمل صالح ذکر شده است; مانند «آمَنوا و عملوا الصالحات» (یونس: 10) و این مى رساند که هیچ عملى بدون ایمان نیکو و پذیرفته نیست.
در این مورد، شواهد فراوانى از قرآن وجود دارد که عمل صالح را مشروط به ایمان مى کند; نظیر «مَن عَمِلَ صالحاً مِن ذَکَر اَو اُنثى و هو مُؤمنٌ فلنُحیینَّهُ حیوةً طیّبةً» (نحل: 129); هر کس از مرد و زن کار نیکى انجام دهد، به شرط این که ایمان داشته باشد، ما او را زندگى پاک و پاکیزه اى مى بخشیم.
از آنچه درباره دین و تربیت گفته شد، روشن گردید که مفهوم «تربیت دینى» در ارتباط با سه محور شناخت، ایمان و عمل قابل تحقق است. این سه عنصر در تربیت دینى هر کس، نقش اساسى دارد و مربّى بر همین اساس باید عمل تربیت دینى را اجرا کند. بنابراین، مى توان گفت: «تربیت دینى» فرایندى است که از طریق اعطاى بینش، التزام قلبى و عملى به فرد هماهنگ با فطرت و به دور از جبر و فشار، به منظور نیل به سعادت دنیوى و اخروى انجام مى گیرد.
رابطه تربیت دینى و اخلاقى
بررسى این مطلب نیاز به شناخت مفهوم «دین» و «اخلاق» ونسبت میان آن دو دارد. مفهوم دین از مطالب گذشته روشن شد. «اخلاق» صفت فعل اختیارى است و به افعالى اخلاقى گفته مى شود که قابل اتصاف به خوب و بد باشد و بر اساس بایدها و نبایدها انجام گیرد. ویژگى دیگر فعل اخلاقى آن است که مطلوبیت بالغیر دارد و همه ارزش آن به دلیل نتیجه اى است که با انجام آن کار عاید انسان مى شود; مانند انجام کارهاى شایسته از قبیل خدمت به محرومان و فقرا که براى کسب رضاى خدا صورت مى گیرد.7
از سوى دیگر، بایدها و نبایدهاى اخلاقى مبتنى بر اصول و قواعد بنیادین دینى است. بایدها و نبایدهاى اخلاقى از نظر اسلام، بر معیار اندیشه ها و باورهاى مسلّم اسلامى قابل تبیین است; یعنى: هر کس نخست باید اصول و عقاید اسلامى را بشناسد و قلباً به آن ها ملتزم شود، سپس به ارزش هاى اخلاقى ناشى از آن عمل نماید.
بر این اساس، نسبت بین دین و اخلاق عام و خاص مطلق است; به این معنا که حوزه دین اعم از دایره اخلاق است; زیرا بخشى از گزاره هاى دینى که عبارت از اندیشه هاى بنیادین دین مى باشد، خارج از معیارهاى اخلاقى است. اما گزاره هاى اخلاقى عموماً داخل در قلمرو دین است. در نتیجه، تربیت دین نیز اعم از تربیت اخلاقى است. تربیت دین در تمام جنبه ها، اعم از اعتقادى، رفتارى و عاطفى، فراگیرتر از تربیت اخلاقى است.8
منظور ما از تربیت دینى چیزى جز تربیت اسلامى نیست و مهم ترین وظیفه مربیّان کودک و نوجوان، اعم از والدین و معلم، این است که متربّى را در محیط خانه و مدرسه در سه بعد شناخت و ایمان در حوزه دینى و در بعد عمل به بایدها و نبایدها در قلمرو اخلاق، پرورش دهند. شروع تربیت دینى بهتر است از محور شناخت باشد تا با اعطاى بینش به متربّى نسبت به مفاهیم و ارزش هاى دینى در وى انگیزه ایجاد کند تا خود با گرایش قلبى به سوى عمل رود. به عنوان مثال، به جاى دستور به خواندن نماز، ارزش، فضیلت و پاداش آن را به متربّى تفهیم نماید. جریان تربیت، به خصوص تربیت دینى، تحمیل پذیر نیست. از این رو، بر مربّى لازم است که به دور از هرگونه فشار بر متربّى زمینه رشد و شکوفایى استعدادهایى فطرى و بالقوّه او را فراهم سازد.
هدف تربیت دینى
روشن است که کار اصلى یک مربّى دینى توجه ویژه به پرورش بنیادهاى دینى و اخلاقى متربّى است. تحقق این موضوع پیش از همه، بسته به این است که مربّى از نظر دینى و اسلامى، شرایط لازم را براى تربیت دارا باشد تا بتواند دیگران را درست تربیت نماید.
بنیادى ترین اصول اسلامى اعتقاد به وجود خداى یکتا است که حقیقتى است بى نهایت، جامع تمام ارزش ها و سرانجام همه چیز به او ختم مى شود. اوست کمال مطلق و واجد تمام صفات کمالى که مى تواند محور تمام فعّالیت هاى انسان قرار گیرد. بر این اساس، هدف نهایى زندگى از دیدگاه اسلام، «قرب به خدا» است. منظور از «قرب» قرب وجودى و کمالى است، به گونه اى که انسان در صفات کمالى، مظهر اوصاف الهى گردد. تربیت دینى راه وصول به هدف نهایى زندگى را نشان مى دهد.9 در نتیجه، هدف تربیت دینى در مکتب اسلام، هدایت متربّى به سیر الى الله و قرب به خداست. راه رسیدن به این هدف همان چیزى است که در تبیین مفهوم تربیت دینى گفته شد: پرورش در محورهاى شناخت، ایمان و عمل.
اهمیت تربیت دینى
در جهان کنونى، رفتار انسانى در قالب فن آورى رفتار و مهندسى ژنتیک شکل مى گیرد، زندگى اخلاقى بشر در اثر تزلزل نظام هاى ارزشى و انحلال مبانى مقدسات مورد تهدید قرار گرفته، پایدارترین عقاید دینى از وى گرفته شده، اندیشه هاى مکانیکى و عاریتى جایگزین آن گردیده و انسان با بحران هاى گوناگون درونى و بیرونى مواجه شده که مهم تر از همه بحران معرفت دینى و بدتر از آن، بحران تربیت دینى است.10
تنها راه فرار از این بحران ها روى آوردن عمیق و عاشقانه به خویشتن خویش، فطرت اصیل و احساس درونى حقیقت جو است. به عبارت دیگر، راه خروج از بحران هاى زندگى کنونى بازگشت به اسلام و قرآن است که سعادت دنیا و آخرت انسان را تأمین مى کند. اگر به گذشته تاریخ نگاه کنیم، به ا ین نتیجه مى رسیم که هدف انبیا(علیهم السلام) از دعوت مردم به خدا، توحید و معاد و نجات آن ها از بحران هاى زندگى بوده است. مفاهیم متعددى در قرآن کریم وجود دارند که مستقیم یا غیر مستقیم، بر تربیت دینى دلالت دارند; مانند مفهوم تقوا، تزکیه و امثال آن که مکرّر در قرآن ذکر شده و محتواى این گونه مفاهیم بدون تربیت دینى قابل تحقق نیست. در برخى آیات نیز تزکیه مردم11 صریحاً به عنوان هدف بعثت انبیا(علیهم السلام) بیان شده و این مى رساند که مهم ترین هدف پیامبران(علیهم السلام)پرورش انسان ها بر اساس دین توحیدى بوده است.
انبیاى الهى(علیهم السلام) هر کدام به نوبه خود، در زمینه تربیت دینى مردم، تلاش هاى فراوان کردند و تا حدّى نیز در انجام این مهم، موفق گردیدند، به ویژه رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) که نظام تربیتى اسلام را در مکّه و مدینه پایه گذارى نمودند و افرادى را تربیت کردند که با تمام وجود، به دفاع از دین و عقیده خود برمى خاستند. تربیت یافتگان مکتب پیغمبر(صلى الله علیه وآله) آن چنان در برابر دشمنان اسلام و شرک و نفاق با صلابت و استوار بودند که لحظه اى با مخالفان خودسر سازش نداشتند.
در عصر حاضر، که نظام تربیتى اسلام رو به سقوط و نابودى کامل بود و مى رفت تا بساط دیانت و دین دارى از جامعه اسلامى برچیده شود; حضرت امام خمینى(رحمه الله) با الهام از قرآن و سیره ائمّه معصوم(علیهم السلام) مکتب تربیتى اسلام را دوباره زنده ساخت و با تأکید بر این نکته، مى فرمود: تربیت کامل از اهمّ مسائل است. اما هرگونه تربیتى را نمى توان تربیت مفید و کامل دانست، بلکه تربیت کامل فقط در پرتو ایمان به خدا و به وسیله تعالیم انبیا(علیهم السلام)امکان پذیر است; زیرا غیر از انبیا(علیهم السلام) و پیروان آن ها، دیگران اعتقادى به جهان آخرت و صراط مستقیم ندارند.12 همچنین مى فرمود: اگر بچه دارید، تربیت الهى کنید، تربیت شیطانى نکنید. خودتان را تهذیب کنید و کودکان خود را اسلامى بار آورید.13
انواع تربیت دینى
تربیت دینى در مقام اجرا، به دو شکل رسمى و غیر رسمى در قالب نهادهاى آموزشى رسمى، خانه و جامعه انجام مى گیرد و هر کدام نقش اساسى در تدیّن فرد دارد.
1. رسمى: منظور از «تربیت دینى رسمى» این است که تربیت دینى با برنامه ریزى مدوّن و از پیش تنظیم شده به وسیله افراد خاصّى در نهادهاى آموزشى انجام شود. محیط مدرسه جایى است که شخصیت دینى و مذهبى فرد پس از خانواده در آن شکل مى گیرد. مدرسه ابتدایى بیش از دیگر نهادهاى آموزشى در تربیت دینى متربّى مؤثر است; زیرا متربّى در این مرحله از زندگى، گیرنده است و هر چه به او القا شود، مى پذیرد. در محیط مدرسه، نه تنها معلّم و مربّى در تربیت دانش آموز مؤثرند، بلکه سایر کارمندان و مسؤولان و فضاى آموزشى نیز بر ابعاد تربیتى او تأثیر مى گذارند.
دو نهاد خانه و مدرسه مکمّل یکدیگرند، بر هم تأثیر متقابل دارند و هر یک نقش خاصّى در تربیت کودک ایفا مى کند; چرا که رابطه کودک و افراد پیرامون او در ا ین دو محیط متفاوت است; یعنى: روابط در خانواده، فردى تر و عاطفى تر، ولى در محیط مدرسه، جمعى تر و منطقى تر است. براى دست یابى به تربیت مطلوب، به خصوص در زمینه مذهبى همکارى این دو نهاد ضرورى است. مدرسه علاوه بر تکمیل آموخته هاى دینى کودک از محیط خانواده، مى تواند آموزش هاى تازه اى در زمینه هاى دینى با شیوه هاى جدید به وى ارائه دهد.14
اگر این دو کانون تربیتى (خانه و مدرسه) در محور تربیت دینى از قبیل القاء ارزش ها، ارائه الگوهاى مناسب و دستورات لازم به کودکان، به صورت یکسان و هماهنگ عمل کنند، بدون تردید، نتیجه مطلوبى به دست خواهد آمد. از این رو، برقرارى روابط عمیق میان این دو نهاد تربیتى ضرورى است و در ا ین زمینه، انجمن اولیا و مربیان نقش اساسى دارد. وظیفه مهم این انجمن فراهم ساختن شرایط مناسب تربیتى و ایجاد هماهنگى لازم میان خانه و مدرسه است که در صورت انجام آن، زمینه شکوفایى استعدادهاى مذهبى کودکان فراهم مى گردد.
2. غیر رسمى: این نوع از تربیت دینى در قالب دو نهاد خانه و جامعه بدون طرح و برنامه پیشین انجام مى گیرد. پس از خانه و مدرسه، جامعه اى که کودک در آن زندگى مى کند به عنوان یک عامل مؤثر در تربیت دینى وى ایفاى نقش مى کند; زیرا کودک تمامى آداب و رسوم اجتماعى و بیش تر نگرش هاى دینى و مذهبى را از اجتماع فرا مى گیرد. اگرچه در زمینه تربیت دینى کودک در جامعه، طرح و برنامه ریزى قبلى پیش بینى نمى شود، ولى آنچه در جامعه مى گذرد، اعم از فرهنگ عمومى مردم، روابط اجتماعى، مسائل سیاسى و برداشت هاى دینى، بدون شک، بر ابعاد جسمى و روحى متربّى تأثیر مى گذارد. به عنوان مثال، اگر فضاى حاکم بر اجتماع و محل زندگى فضاى دینى و معنوى باشد و هر روز برنامه هاى نماز جماعت و دیگر مراسم دینى و مذهبى در آن برقرار شود، کودکى که در چنین جامعه اى پرورش مى یابد به احتمال بسیار قوى، متدیّن خواهد بود. به عکس، در جوامع آلوده به انواع انحرافات و بى بند و بارى هاى فکرى و عملى بعید است افراد صالح و متعهّد به ارزش هاى دینى و اسلامى پرورش یابند.
بنابراین، فرهنگ و ارزش هاى رایج در اجتماع مستقیم یا غیر مستقیم، بر فکر و اندیشه کودک تأثیر مى گذارد و بدین روى باید از وى مراقبت نمود. اما آنچه بیش از همه بر ابعاد رشد کودک مؤثر است و ا همیت فراوانى در تربیت دینى او دارد نهاد خانواده است. از این رو، لازم است به صورت جداگانه مورد بررسى قرار گیرد:
تربیت دینى خانواده
بر اساس آیات و روایات اسلامى، سرپرست خانواده، اعم از پدرو مادر و یا افراد دیگر، نسبت به تربیت دینى فرزندان و دیگر زیر دستان خود، مسؤولیت سنگینى دارد. به همین دلیل، خداى متعال در این زمینه، خطاب به مؤمنان از پیامدهاى اخروى آن خبر داده، به آنان هشدار مى دهد: «اى کسانى که ایمان آورده اید، خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسان ها و سنگ ها است، نگهدارید.» (تحریم: 6) نگه دارى خویشتن از طریق ترک معاصى و تسلیم نشدن در برابر شهوات سرکش میسور است، نگه دارى خانواده نیز به وسیله تعلیم و تربیت درست و فراهم ساختن محیط پاک و به دور از هرگونه آلودگى فکرى و عملى حاصل مى شود.15
حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) در پاسخ به سؤالى در این زمینه، که چگونه انسان مى تواند اهل و فرزندانش را از آتش (اعم از آتش دنیا و آخرت) نجات دهد; فرمودند: آن ها را به آنچه خدا دستور داده امر و از آنچه نهى کرده باز دارید. اگر از شما پذیرفتند آنان را از آتش جهنّم حفظ کرده اید و اگر قبول نکردند به وظیفه خود عمل نموده اید.16
از این گونه آیات و روایات در زمینه تربیت دینى خانواده فراوان است و از آن ها به روشنى استفاده مى شود که والدین و به خصوص پدر، به عنوان سرپرست خانواده، وظیفه مهمّى در زمینه مسائل دینى فرزندان و دیگر اعضاى خانواده بر عهده دارد. از این رو، انجام این مهم با استفاده از شیوه هاى جدید تربیتى در قالب امر به معروف و نهى از منکر در میان افراد خانواده، بر همه پدران و مادران لازم است. توجه دقیق و جدّى والدین به تربیت دینى فرزندان در محیط خانه و سرمایه گذارى لازم در این زمینه، آثار مهم تربیتى از لحاظ فردى و اجتماعى بر کودک به جاى خواهد گذاشت.
جنبه هاى فردى و اجتماعى تربیت دینى
1. جنبه فردى: به لحاظ فردى، مى توان با تربیت درست کودک فردى صالح و داراى ایمان و اخلاق اسلامى ساخت; زیرا شخصیت انسان غالباً از همان سال هاى اولیه زندگى در محیط خانواده شکل مى گیرد. گرایش ها، نگرش ها، افکار، عادات و رفتار انسان از خانه آغاز و با عوامل موجود در محیط تکمیل و تقویت مى شود. آنچه را کودک از آغوش خانواده دریافت مى دارد در طول زندگى همراه دارد و در شرایط گوناگون زندگى، تحت تأثیر آن قرار مى گیرد. افراد صالح و رهبران دینى عموماً از خانواده هاى پاک و متدین پرورش یافته و ارزش هاى دینى را از آن جا فرا گرفته اند. بر این اساس، تربیت دینى از نظر فردى، ارتباط انسان را با خدا محکم مى کند و زمینه خدمت به اسلام و مردم را در نهاد او فراهم مى سازد.
2. جنبه اجتماعى: تربیت دینى خانواده از نظر اجتماعى نیز آثار قابل توجّهى دارد; زیرا جامعه از واحدهاى کوچکى به نام «خانواده» تشکیل شده و اگر این واحدها اصلاح گردد مسلّماً جامعه اصلاح مى شود. خانواده ها به عنوان هسته اصلى جامعه، در اصلاح و یا افساد آن نقش اساسى دارند; زیرا کودکان امروز، که در آغوش خانواده پرورش مى یابند، مربیّان، مجریان و قانون گذاران آینده خواهند بود. اگر نسل امروز با برنامه هاى درست دینى و اخلاقى تربیت یابند، اجتماع آینده به یقین، صالح و تکامل یافته خواهد بود بدین روى، پدران و مادران مسؤولیت بزرگى در برابر جامعه دارند و باید در انجام آن سعى و تلاش فراوان نمایند.17
اگر پدران و مادران در زمینه تربیت دینى به وظیفه خود عمل نمایند و فرزندان صالحى تحویل جامعه دهند، گذشته از آثار فردى و اجتماعى، به پاداش هاى بزرگ الهى نایل مى شوند. در زمینه پاداش اخروى این گونه پدران و مادران روایات فروانى دراختیار است; از جمله رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)فرمودند: «هر کس دخترى داشته باشد و او را نیکو ادب بیاموزد و در تعلیم و تربیتش کوشش نماید و اسباب رفاه و آسایش و زمینه تربیت دینى او را فراهم سازد، آن دختر او را از آتش دوزخ نجات مى دهد.»18 در روایت دیگرى آمده است: «وَجبتْ له الجَنَّة»;19 بهشت برایش واجب مى شود.
ضرورت توجه پدران و مادران به تربیت دینى فرزندان از روایات متعددى استفاده مى شود که باید به آن اهمیت داد. بسیارى از مشکلات جوامع کنونى در اثر بى توجهى خانواده ها به تربیت صحیح فرزندان، اعم از دختر و پسر، است; جوانان بى بندوبارى که در خیابان ها، کوچه ها و محلّه ها دست به اعمال خلاف مى زنند و جامعه را آلوده مى سازند از خانواده هاى بى مسؤولیت وارد جامعه مى شوند.
شیوه هاى تربیت دینى خانواده
تربیت دینى در محیط خانواده داراى دو شیوه اساسى کلامى و نمادین است که هر یک در تربیت کودک نقش اساسى دارد. به طور خلاصه، به آن ها اشاره مى شود:
الف. شیوه کلامى: منظور از شیوه کلامى (دستورى ـ بیانى) امر و نهى هاى والدین و دیگر اعضاى خانواده است که نسبت به بایدها و نبایدهاى دینى کودک صورت مى گیرد; یعنى: به آنچه پدر و مادر در مورد انجام احکام و کارهاى دینى به کودک دستور مى دهند «شیوه» کلامى تربیت گفته مى شود. این نوع تربیت به نوبه خود، در رشد و شکوفایى حسّ دینى کودک تأثیر فراوان دارد; زیرا کودک در دوره کودکى وابستگى کامل به والدین دارد و با دید مثبت به آن ها مى نگرد و هر چه از آنان دریافت کند، مى پذیرد. گفتارهاى والدین، اعم از دستورى و غیر دستورى، حتى سخنان معمولى آن ها در شکل گیرى رفتار و افکار کودک مؤثر است و چه بسیار سخنان نامناسب و احیاناً دروغ ها، سرزنش ها و تهدیدهایى که در محیط خانه جریان مى یابد در روح کودک اثر منفى مى گذارد. بر این اساس، پدر و مادر لازم است درگفتار و دستورات خود به کودک، دقت نمایند تا عامل بدآموزى فرزندانشان نگردد.
ب. شیوه نمادین (عملى): به آنچه کودک از اعمال و رفتار والدین و دیگر افراد خانواده یاد مى گیرد بدون این که دعوتى از او شده باشد، «شیوه نمادین (عملى)» تربیت گفته مى شود. این گونه یادگیرى و تربیت به صورت پنهان صورت مى گیرد و در شکل گیرى شخصیت کودک بسیار مؤثر بوده و در عین حال، داراى دامنه گسترده اى است.
اساساً یکى از شیوه هاى تربیتى انبیا(علیهم السلام) تربیت از راه عمل بوده و براى تربیت دینى مردم از آن استفاده مى کرده اند; یعنى: پیش از آن که به مردم دستورى بدهند، خود به آن عمل مى نمودند و براى مردم الگو قرار مى گرفتند. بیش تر مردم و به ویژه کودکان، از رفتار ظاهرى دیگران تقلید مى کنند و یا پس از مشاهده رفتار آن ها دست کم، زمینه تربیت کلامى برایشان فراهم مى شود. بر این اساس، حضرت ابراهیم(علیه السلام)براى هدایت بت پرستان از شیوه غیر کلامى و عملى استفاده مى نمود و به جاى موعظه و نصیحت با شکستن بت ها به آن ها نشان داد که چنان معبودهایى بى روح نفع و ضررى به حالشان ندارد و وقتى بت پرستان او را مورد بازپرسى و تهدید قرار دادند، براى او زمینه تربیت کلامى فراهم شد و با بیان قوى و استدلال منطقى به سؤالات بت پرستان پاسخ داد و وجدان ختفه آن ها را بیدار ساخت. در اثر گفتار منطقى و بیان شیواى حضرت ابراهیم(علیه السلام)، فطرت توحیدى بسیارى از بت پرستان از پشت پرده هاى جهل و تعصّب ظاهر گشت و گروهى از آن ها به دین توحیدى گرویدند.20
پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله) نیز در موارد متعددى، مانند تعلیم نماز و حج، از این شیوه استفاده کردند و فرمودند: «صَلّوُا کما رَاَیتمُونی اُصلّی»;21 نماز بگزارید، آن گونه که مى بینید من نماز مى گزارم.
استفاده از شیوه غیر کلامى و عملى در تربیت دینى کودک نیز بسیار مؤثر است و باید در این زمینه، از آن بهره گرفت. دوره کودکى دوره وابستگى و اعتماد کامل کودک به والدین است و میزان تأثیرپذیرى او از پدر و مادر بسیار عمیق و پابرجاست. از این رو براى تربیت دینى کودک فرصت مناسبى است. بیش ترین ارتباط کودک در این دوره با والدین است و ارتباط در تمامى ابعاد پنهان و آشکار و کلامى و غیر کلامى آن زمینه ساز رشد و تحوّل کودک در جنبه هاى روحى و بدنى است. تنها الگوى مورد اعتماد کودک در این دوره، پدر و مادر است و تا آن جا که بتواند، خود را بر اساس رفتارهاى آنان منطبق مى سازد.22
چشمان ظریف و تیزبین کودک مانند دوربین حسّاس از تمام صحنه هاى زندگى خانواده و به خصوص حرکات و رفتار والدین و دیگر اعضاى آن، فیلم بردارى مى کند. از لبخندها، زمزمه ها و نوازش هاى والدین درس خوش بینى، امیدوارى، اعتماد و محبّت مى آموزد و به عکس، از تندى ها، بد رفتارى ها و عصبانیت هاى آن ها درس تندى و بداخلاقى مى گیرد. معمولاً کودک سخن گفتن، آداب معاشرت، رعایت نظم یا بى نظمى، امانت دارى یا خیانت، راست گویى یا دروغ گویى، خیرخواهى یا بدخواهى را در محیط خانه فرا مى گیرد. اگر پدر و مادر به دستورات دینى اهمیت دهند، اهل عبادت، نماز، دعا، تلاوت قرآن و توجه به معنویات باشند، بدون شک، بر ابعاد روحى و دینى کودک تأثیر مى گذارند.23 به همین دلیل، کودک سه یا چهار ساله هنگام مشاهده نماز والدین به نماز ترغیب مى شود و مانند آنان به رکوع و سجده مى رود. فرزندان کوچکى که همراه پدر و مادر به مساجد و حسینیه ها رفته در مجالس عزادارى امام حسین(علیه السلام)شرکت مى نمایند و مانند پدر و مادر خود را به حالت گریه در مى آورند، همه حاکى از تأثیر عملکرد والدین بر رفتار دینى فرزندان است. اظهار این گونه رفتارها از کودک ناشى از تأثیر عمیق رفتار والدین بر جسم و روح اوست که غالباً تبدیل به ملکه مى شود و تا پایان عمر در او باقى مى ماند.
از میان اعضاى خانواده، مادر نقش بیش ترى در تربیت کودک دارد; چرا که او نخستین کسى است که رابطه اى مستقیم با کودک دارد، نیازهاى او را تأمین مى کند و به خواسته هایش پاسخ مى گوید. از این رو، کودک از عواطف، احساسات، نگرش ها و اندیشه هاى مادر بیش تر متأثر مى شود و بر این اساس، وظیفه مادر در قبال تربیت دینى کودک سنگین تر است.
ادامه دارد/

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نگرانی از تبلیغ، چالش وحدت و کثرت حوزه علمیه

نگرانی از تبلیغ، چالش وحدت و کثرت حوزه علمیه

دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب با حوزه علمیه، اظهار مجدد نگرانی ایشان نسبت به نهاد دین و وظیفه‌ای است که بر دوش دارد. نگرانی که به‌صورت خاص بر ضعف امر تبلیغ در بین کارویژه‌های حوزه متمرکز شد و در نهایت راه‌حل اصلی ایشان، ایجاد کانون‌های عظیم ناظر به تبلیغ در دل حوزه علمیه قم، و سپس سایر حوزه‌های کشور بود.
از تبلیغ تا دانش تبلیغ؛ با تمرکز بر تجربه جهان مسیحی

از تبلیغ تا دانش تبلیغ؛ با تمرکز بر تجربه جهان مسیحی

در یادداشتی با عنوان «از تبلیغ تا دانش تبلیغ؛ با تمرکز بر تجربه جهان مسیحی»، روش تبلیغ جریان‌های دینی مسیحی را مورد بررسی قرار داده است
پشت صحنه قرآن سوزی چه بازی‌ای در جریان است؟

پشت صحنه قرآن سوزی چه بازی‌ای در جریان است؟

در یادداشتی با عنوان «پشت صحنه قرآن‌سوزی چه بازی‌ای در جریان است؟» به تبیین ابعاد تازه‌ای از این ماجرا پرداخته است.
ترامپِ احمق رسانه‌ها، یا محصول دین‌داران خاموش؟!

ترامپِ احمق رسانه‌ها، یا محصول دین‌داران خاموش؟!

تصویر عمومی جامعه نخبگان ایران از ترامپ، زاییده هژمونی رسانه‌های الیگارشیک لیبرال و سوسیال‌دموکرات آمریکایی، فردی احمق و هرزه است و این فاصله‌ای عمیق از تصویر واقعی ترامپ در آمریکا دارد. رأی آوردن ترامپ محصول یک جریان قدرتمند دین‌دار خاموش در آمریکا بود که تصمیم به فریادزدن گرفت و ترامپ نیز بهترین بازی سیاسی را در این چارچوب داشت و همچنان در حال ادامه‌دادن این بازی خطرناک برای آینده لیبرالیسم آمریکایی و حتی رقیب سوسیال‌دموکرات آن است.
حجاب‌ گستری استوار

حجاب‌ گستری استوار

حجاب آنچنان که از آن بر می‌آید یک مطلوبیّت و یک رفتار ساده و سطحی نیست که بتوان در دوران معاصر با یکی دو توصیۀ ساده از آن حراست نمود. باید عقبۀ نظری نیرومندی برای حراست از این پارۀ مؤثر زندگی متعالی و عفیفانه فراهم کرد.

پر بازدیدترین ها

هرم غذایی جدید چگونه است؟

هرم غذایی جدید چگونه است؟

با توجه به ناکارآمدی رژیم‌های غذایی لاغری سنتی و مخاطره‌آمیز بودن رژیم‌های غذایی جدید مانند برنامه غذایی اتکینز، افرادی که قصد لاغر شدن دارند، چه باید بکنند؟
No image

راه حل برای تنها نبودن

No image

نقـش تربیتـی خانـواد‌ه

No image

ابراز وجود

بعضی‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار حقّی بر فضایی که اشغال کرده‌اند ندارند. بعضی‌ها طوری حرف می‌زنند که انگار قصدشان این است که صدایشان را نشنوید. بعضی‌ها طوری رفتار می‌کنند که انگار حق زندگی کردن و موجودیت داشتن را به خود نمی‌دهند.
Powered by TayaCMS