دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

موقعيت زنان در فرهنگ جاهليت

در شماره پيشين مواردي از عادات و فرهنگ غلط جاهلي زمانه اعم از عقائد و آداب و رسوم عصر جاهليت بررسي و تحليل شد.
موقعيت زنان در فرهنگ جاهليت
موقعيت زنان در فرهنگ جاهليت

در شماره پيشين مواردي از عادات و فرهنگ غلط جاهلي زمانه اعم از عقائد و آداب و رسوم عصر جاهليت بررسي و تحليل شد. نوشتار حاضر به تبيين بيشتر اين عادات جاهلانه مي پردازد.

***

خرافه پرستی

در مورد معناي خرافه گفته شده است که: «خرافه واژه اي عربي است و در اصل نام مردي از قبيله عذره (از طوايف عرب) بوده است، که جنّ زده شده بود. او آنچه از جنيان مي ديد نقل مي کرد و مردم او را به دروغ متهم مي ساختند و گفته او را باور نمي کردند و مي گفتند: اين از گفته هاي خرافه است و اين گفتاري نمکين اما دروغ است.» (مختار الصحاح، ص89) پس از آن به هر گفتار بيهوده و دور از عقل خرافه گفته شد.

مردم حجاز که غالباً صحرانشين بودند، از فرهنگ و تمدن دور بوده و گرفتار جمود عقلي و فکري بودند آنها نمي توانستند پديده ها را با ديد عقلي و منطقي تحليل کنند و ارتباط بين علت و معلول را کاملاً درک کرده و بفهمند. اين جهالت موجب ايجاد و پيدايش انواعي از خرافه ها در ميان آنها می شد و چهره جامعه عرب را جاهلي و خرافه اي جلوه مي داد. خرافه هاي بسياري در ميان معاصران نزول قرآن وجود داشت که در اين قسمت به بيان مواردي از آنها مي پردازيم.

اعراب جاهلي وقتي باران نمي آمد و دچار خشکسالي مي شدند چوب ها را به دم گاو بسته، آتش مي زدند. گاو نعره زنان می دويد آنان اين عمل را به رعد و برق تشبيه کرده و معتقد بودند که در بارش باران خيلي مؤثر است. گاو نر را کتک مي زدند تا گاو ماده آب بخورد. زيرا آنان معتقد بودند که در ميان شاخ هاي گاو نر ديوي وجود دارد که مانع از آب خوردن گاو ماده مي شود، به سر و صورت گاو نر مي زدند تا آن ديو فرار کند. لب و بازو و ران شتر سالم را داغ مي زدند تا شتر بيمار شفا يابد؛ شتري را کنار قبري حبس مي کردند و آب و علف نمي دادند که بميرد تا ميت در هنگام حشر بر آن سوار شود و در آن روز بدون وسيله نماند؛ اگر شخصي را سگ هاري گاز ميگرفت، براي درمان او مقداري از خون بزرگ قبيله را به زخمش ميزدند. بر گردن مار گزيده و عقرب گزيده زيورآلات طلايي می آويختند تا شفا يابد و معتقد بودند که اگر مس و قلع به همراه داشته باشد ميميرد. به خاطر احترام به ميت، شتري را در کنار قبر وي به طرز دردناکي پي مي کردند. اگر زني بچه هايش بعد از تولد زنده نميماند، معتقد بودند که اگر هفت بار بر کشته مرد بزرگي قدم بگذارد بچه هايش زنده مي مانند؛ هنگامي که گم می‌شدند، لباس هايشان را درآورده و پشت و رو مي پوشيدند تا به اهلشان بازگردانده شوند؛ اگر علائم جنون در کسي ظاهر ميشد، براي درمان او کهنه آلوده و استخوان مردگان را به گردنش می‌آويختند؛ براي رهايي بچه هايشان از ديوزدگي، دندان روباه و گربه را با نخي به گردن بچه‌ها مي آويختند؛ براي درمان کورکِ لب و دهان بچه ها، مقداري نان و خرما از مردم جمع کرده و به سگ ها مي دادند؛ به کسي که بيماري ريختن پوست بدن داشت، آب دهان مي ماليدند تا خوب شود و اگر بيماري اش ادامه مي يافت، معتقد بودند حيواني را که متعلق به ديوها بود، کشته است و از اين رو براي پوزش طلبيدن هدايايي را در برابر سوراخ کوه مي گذاشتند؛ اگر از بيماري وبا و يا از ديو در روستايي ميترسيدند، در دروازه آن روستا، ده بار صداي الاغ از خود درمي آوردند؛ اگر از خيانت زنان خود مي ترسيدند، براي اطمينان نخي را به شاخه درختي می‌بستند و سپس به مسافرت می‌رفتند، اگر موقع بازگشت نخ به حال خود باقي بود، زن خيانت نکرده و اگر مفقود شده بود، زن را به خيانت متهم مي کردند؛ اگر دندان فرزندشان می‌افتاد، آن را با دو انگشت به آسمان پرتاب کرده و از آفتاب مي خواستند دنداني بهتر از آن به فرزندشان بدهد. (فروغ ابديت،ص54، تاريخ تحقيقي اسلام (موسوعه التاريخ الاسلامي)، ج1، ص121).

اينها نمونه هايي بود از خرافات جزيره العرب که جهالت اعراب عصر نزول، موجب شده بود تا به جاي تحصيل علم و به دست آوردن علت پديده هاي جهان خلقت، خود را با اين خرافه ها سرگرم کنند.

موقعيت زنان در فرهنگ جاهليت

يکي از بارزترين مظاهر جهل عرب، ديدگاه آنان درباره زن بود. نگاه عرب قبل از اسلام به زن، نگاهي پست گرايانه و مبتني بر نگرش ابزاري بود. آنان زن را موجودي ما بين حيوان و انسان مي دانستند که تنها فايده آن وسيله اي براي ازدياد نسل و خدمتكاري و تمتعات جنسي بود.

زن محروميت عجيبي در آن زمان داشته و با فجيع ترين وضع زندگي مي کرده است. زن در ميان آنان مانند کالايي خريد و فروش مي شد و از هرگونه حقوق اجتماعي و فردي و حتي حق ارث محروم بود، روشنفکران عرب زن را در عداد حيوانات قرار داده بودند و مثل اثاث و لوازم خانه از يکديگر به ارث مي بردند. ازدواج با همسران پدر براي اولاد در صورت طلاق و يا مرگ پدر، مرسوم بود. بعد از مرگ پدر پسر بزرگ او به خاطر منع ديگران پارچه اي بر سر زن پدر خود می‌انداخت، اگر او زيبا چهره بود با او ازدواج مي کرد و اگر زشت بود او را در جايي حبس می‌کرد تا بميرد و از او ارث ببرد. (جامع البيان، ج4، ص209) در عصر نزول، هنگامي که شخصي به نام ابوقيس بن اسلت از دنيا رفت، پسرش تصميم گرفت که با زن پدر خود ازدواج کند آيه «لا يَحِلُّ لَكُمْ اَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْها...» «شما را حلال نيست كه زنان را برخلاف ميل شان به ارث ببريد.» (نساء 19) نازل شد.

زن جاهلي به طور كلي در بالاترين شرايط خود يک شهروند درجه دوم محسوب مي شد که کارکردهاي خاص و محدود خود را داشت، از طرفي مردان نيز براي آنان ارزش و بهايي قائل نبودند. زنان را در مسائل خود دخالت نمي دادند. در جاهليت فقط در مي گساري ها و خوش‌گذراني ها يادي از زنان بود. مردان هيچ حد و مرزي براي ازدواج با آنها نداشتند. بهره‌کشي جنسي از زنان يکي ديگر از اخلاق ناپسند عرب جاهلي بود. برخي از آنان کنيزان خود را بر اين امر گمارده بودند و از طريق آنان کسب درآمد مي کردند. (جامع البيان، ج 4، ص 208).

زنده به گور کردن دختران

يکي ديگر از جنايات وحشتناک اعراب عصر نزول کشتن و زنده به گور کردن فرزندان خود بود. آنها غالباً دختران خود را از بدو تولد سر مي بريدند و يا از بالاي کوه پرتاب مي کردند. و گاهي در ميان آب غرق مي نمودند و يا زنده زنده در خاك پنهانش مي کردند، (فروغ ابديت، ص46) برخي نيز قبل از اينكه بچه متولد شود، چاله اي كنده و آماده مي ساختند، بعد از تولد، وقتي متوجه می شدند که فرزندشان دختر است، او را در چاله انداخته خاك به رويش مي ريختند، تا در زير خاك پنهان شده و بميرد، و کسي از دختردار شدن او مطلع نشود. اين نوع برخورد با دختران متولد شده، عادت عرب آن زمان بود. (الميزان، ج12، ص401).

در اين ميان برخورد عده اي خشن تر و دردناکتر از ديگران بود. آنها وقتي فرزند دختر به سن شش سالگي مي رسيد، به همسر خود مي گفتند: او را خوشبو کن و لباس تازه بر تنش بپوشان، تا او را به نزد خويشان شوهرش ببرم؛ اما او را به صحرا برده، در کنار چاهي که قبلاً فراهم کرده بود، قرار داده و مي گفت داخل آن نگاه کن، در اين حين او را از پشت سر به داخل چاه مي افکند. (زمخشری، کشاف، ج4، ص708)

قرآن در وصف حال آن زمان چنين بيان مي کند: «هنگامي که خبر تولد دختر به يکي از آنها داده مي شد رنگ وي سياه مي گرديد و در ظاهر خشم خود را فرو مي خورد و بر اثر اين خبر بد، از قوم خود متواري مي گرديد و نمي دانست آيا مولود مزبور را با خواري نگاه دارد يا در خاک پنهان دارد، راستي چه حکم و قضاوت زشتي دارند.» (نحل 58، 59)

در جامعه جاهلي عصر نزول، تنها دختران گرفتار چنين برخورد وحشيانه نبودند. اعراب خشن پسران خود را نيز که سرمايه بزرگي در جامعه آن روز محسوب مي شدند، از ترس فقر و تنگدستي به قتل مي رسانيدند. (تفسير نمونه، ج6، ص34)

در بين عرب کساني نيز بودند که وقتي صاحب فرزند دختري مي شدند، او را زنده نگه داشته و با خواري و خفت به سن شباني مي رساندند، سپس لباس خشن و پشمينه بر تن شان کرده و به دنبال گله مي فرستادند. (کشاف، ج4، ص708)

اما لازم به ذکر است که در بين اعراب آن زمان انسان هايي نيز بودند که با اين عمل زشت و وحشيانه آنها مقابله و مبارزه مي کردند. به عنوان نمونه مي توان صعصعه بن ناجيه، پدر بزرگ فرزدق را نام برد، وي در حالي که اسلام آورده بود، خدمت رسول الله(صلي الله عليه و آله) رسيد و گفت: در جاهليت عملي انجام داده ام که نمي دانم به حال من سودي دارد يا نه؟ حضرت فرمود: عمل تو چيست؟ گفت: روزي دو تا از شتران آبستن من گم شد؛ سوار بر شتري در جست وجوي آنها به راه افتادم، از مردي که در کنار خيمه اي نشسته بود از شترانم جويا شدم. گفت: آنها نزد من است. در همين حال زني از خيمه در آمد و خبر تولد دختري را به او داد، او نيز گفت، به خاکش مي سپاريم. اي رسول خدا! نمي دانم چه انقلابي در من پديد آمد که بي اختيار به آن مرد گفتم: آيا اين دختر نوزاد را ميفروشي؟ گفت: هرگز شنيده اي عرب بچه فروش باشد؟ گفتم: نفروش؛ بلکه در مقابل احسان و بخششي، او را به من ببخش. گفت: حاضرم به همان دو شتر و شتري که بر آن سواري مبادله کنم. راضي شدم؛ شترها را داده، و دختر را گرفته، و به دايه اي سپردم. از آن پس اين روش را ترک نکردم؛ و تاکنون دويست و هشتاد دختر را با بهاي هر يک به سه شتر از مرگ نجات دادم. حضرت پاسخ داد: اين کار تو دري از نيکي به روي تو گشوده، و چون به اسلام نيز توفيق يافتي، از جانب خداوند اجر خواهي داشت.

دلايل اعراب جاهلی برای زنده به گور کردن دختران

1- دختران نقشي در اقتصاد و توليد نداشته و فقط مصرف کننده بودند؛ قرآن در يکي از آيات خود بر اين مورد اشاره کرده و مي فرمايد: «وَ لا تَقْتُلُوا اَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِيَّاهُمْ...» «و فرزندان تان را از (ترس) فقر، نکشيد! ما شما و آنها را روزي مي دهيم...» (انعام 151)

2- در زمان جاهليت معمولاً ميان قبائل عرب جنگ و درگيري بود و سرنوشت و بقاي قبيله در اين جنگ ها رقم مي خورد؛ لذا آنان براي اين نبردها فرزندان شجاع و دلير مي خواستند، و اين از عهده زنان و دختران خارج بود.

3- در جنگ ها، دختران اسير مي شدند و مورد تجاوز دشمن قرار مي گرفتند؛ از اين رو براي آنکه دچار چنين مشکلي نشوند، خودشان آنها را زنده به گور مي کردند.

زنان و دختراني که از اين کشتار دلخراش نجات مي يافتند، به نوعي در ملک پدر بودند، بعد از ازدواج نيز جزء ملک شوهر به حساب می‌آمدند. در هيچ يک از تصميم گيري هاي مهم زندگي دخالت داده نمي شدند و در طول زندگي خود گرفتار ازدواج ها و طلاق هاي تحميلي بودند، که در ادامه اين بحث به نمونه هايي از آن اشاره مي کنيم.

ازدواج های گوناگون

در زمان جاهليت عرب پيش از اسلام، دختران حق تصميم گيري بر ازدواج خود نداشتند. بلکه رئيس قبيله و يا ولي دختر (پدر، برادر يا عمو) ردّ و قبول خواستگار را برعهده داشت و مهريه را نيز خودش می گرفت، زيرا مهريه، ثمن و بهايي براي زن به شمار مي آمد. بي گمان، سعي ولي بر آن بود كه مبلغ بالايي به عنوان مهريه، دريافت کند تا نشان از شرافت زن باشد. (جواد علي، المفصل، ج4، ص644)

با آنکه اعراب، غيرت بي جا نشان مي دادند و دختران خود را زنده به گور مي کردند، ولي سنت هاي غلط و مفاسدي در زمينه ازدواج داشتند که در ذيل به مواردي از آنها اشاره می‌کنيم:

1- ازدواج مهر: اين نوع ازدواج که تنها ازدواج صحيح در آن زمان بود، مردي دختري را از پدر او خواستگاري کرده و پس از تعيين مهر با او ازدواج مي كرد. فرزندي كه از اين ازدواج به دنيا می‌آمد، از لحاظ تعيين پدر تكليف روشني داشت.

2- نکاح رهط: يعني اينکه جمعي از مردان که عده آنها کمتر از ده نفر بود، با يک زني که به اين امر راضي بود، ازدواج کرده و با او همبستر مي شدند. اگر بچه اي متولد مي شد، آن زن، همه شوهران خود را جمع مي کرد و آن بچه را به يکي از شوهرانش نسبت مي داد و او موظف بود تکفل بچه را بر عهده بگيرد. (استاد شهيد مطهري، مجموعه آثار، ج 19، ص301)

3- نکاح جمع: يعني زناني بودند که به بي بندوباري مشهور بودند و بر در خانه هاي خود پارچه اي سياه نصب مي کردند و هر مردي مي توانست به خانه آنها وارد شده و با آنها رابطه برقرار کند و اين زنان از اين راه کسب درآمد مي کردند. البته برخي از اين زنان کنيزاني بودند که صاحبان آنها براي آنها چنين خانه هايي را فراهم کرده و آنان را مجبور به اين کار مي کردند. اگر اين زنان بچه دار مي شدند، قيافه شناسان را آورده و از روي چهره پدر بچه را شناسايي مي کردند. هر يک از آن مردان را که قيافه شناس انتخاب مي کرد او بايد آن بچه را به فرزندي قبول مي کرد. (جواد علي المفصل، ج 5، ص540).

4- نکاح استبضاع: يعني اينکه مردي زنش را نزد مرد ديگري بفرستد تا مدتي نزد او بماند و از او باردار شود، آنگاه نزد شوهرش برگردد. مثلاً اگر مردي دوست داشت بچه اي دلاور داشته باشد، زنش را نزد مردي دلاور مي فرستاد. (همان، ص538).

5- نکاح مقت: اين ازدواج عملاً موجب محروم بودن زن از مهر مي شد. اگر کسي مي مرد وارثان او از قبيل فرزندان و برادران، آنگونه که ثروت او را به ارث مي بردند، همسري زن او را نيز به ارث مي بردند. پس از مردن شخص، پسر يا برادر ميت، حق همسري ميت را باقي می‌پنداشت و خود را مختار مي دانست که زن او را به ديگري تزويج کند و مهر را خودش بگيرد و يا او را بدون مهر جديدي و به موجب همان مهري که ميت قبلاً پرداخته، زن خود قرار دهد. (جامع البيان، ج 4، ص209)

6- نکاح بدل: يعني اينکه وقتي مردي از همسر مرد ديگري خوشش مي آمد، به او پيشنهاد مي کرد تا همسران خود را تا مدت معيني با هم عوض مي کردند. (جواد علي، المفصل، ص437).

7- نکاح شغار: عبارت است از اينكه هر يک از دو وليّ شرعي يا عرفي، زني را كه بر او ولايت دارد به ازدواج ديگري درآورد و مهريه هر يک را ازدواج ديگري قرار دهد، مانند اينكه يكي از دو وليّ به ديگري بگويد: دختر يا خواهرم را به همسري تو در آوردم به شرط آنكه تو نيز دختر يا خواهرت را به همسري من درآوري و مهر هر كدام ازدواج ديگري باشد و طرف مقابل آن را بپذيرد. (همان).

درباره عده وفات زنان نيز بايد گفت که در قبائل مختلف آداب و رسوم گوناگوني براي اين منظور بوده است. گرچه گاهي در اين رسوم آن چنان افراط مي كردند كه عملاً زنان را در بن بست و اسارت قرار مي دادند. گاهي نيز جنايت آميزترين كارها را در مورد او مرتكب مي شدند. به عنوان نمونه: بعضي از قبايل پس از مرگ شوهر، همسر او را آتش زده و يا او را با شوهر مرده اش دفن مي كردند، برخي نيز زن را براي هميشه از ازدواج مجدد محروم ساخته و گوشه‌نشين مي كردند. در برخي از قبايل، زن ها موظف بودند تا يک سال كنار قبر شوهرشان، زير خيمه سياه و چركين با لباس هاي مندرس و كثيف دور از هرگونه آرايش و زيور و حتي شست وشو، به سر برده و بدين وضع شب و روز خود را بگذرانند. (الميزان، ج 2، ص363).

طلاق های گوناگونی که در بين اعراب رواج داشت

1- ايلاء: يعني هر زمان مردي از همسر خود متنفر مي شد، سوگند ياد مي كرد كه با او همبستر نگردد و از اين طريق همسر خود را در تنگناي شديدي قرار مي داد، نه او را رسماً طلاق مي داد تا آزادانه شوهر انتخاب كند، و نه بعد از اين سوگند حاضر مي شد آشتي كرده و با همسر خود زندگي مطلوبي داشته باشد. (تفسير نمونه، ج2، ص149).

2- ظهار: يعني اينکه وقتي مردي از زنش ناراحت مي شد، به او مي گفت که تو به منزله مادر براي من هستي و ديگر به او نزديک نمي شد. (احزاب 4، مجادله 2و3).

3- ضرار: يعني اينکه مردي، همسر خود را بارها طلاق مي داد، و هر بار قبل از پايان يافتن عده رجوع کرده و باعث آزار زن مي شد. آنان حتي بعد از گرفتن طلاق از شوهرشان تنها در صورتي مي توانستند با مرد ديگري ازدواج کنند که از شوهر اول اجازه بگيرند. (جامع البيان، ج 2، ص277).

آنچه بيان شد گوشه هايي از فرهنگ عصر نزول بود که مردم جزيرة العرب گرفتارش بودند. از اين آداب و رسوم جاهلي به خوبي مي توان به منطق غلط و سطح فکر پايين آنها پي برد. اسلام، اين فرهنگ ظالمانه را اصلاح کرد و يک قانون عادلانه و جامع در اختيار بشريت گذاشت.

روزنامه كيهان، شماره 21740 به تاريخ 16/7/96، صفحه 6 (معارف)

قرآن و فرهنگ زمانه (بخش دوم)

نويسنده: مهدی شريفی

مقاله

نویسنده مهدی شريفی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

دوره پهلوی را می‌توان دوره رشد و گسترش بهائیت دانست. بسیاری از چهره‌های شاخص بهائیت در این دوره، با بهره‌مندی از حمایت‌های ویژه شاه، سمت‌های سیاسی و اقتصادی متعددی را به دست آوردند.
چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

درباره عوامل گرایش ایرانیان به علویان و مذهب تشیع، مورخان و پژوهشگران نظرات متفاوتی بیان کرده‌اند.
چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

انسان چگونه خودش را به اخلاق فاضله متخلق کند و از رذایل اخلاقی دوری نماید؟ چگونه این معنا را در مرحله عمل پیاده کند؟ علمای اخلاق می‌گویند: ابتدا انسان باید حالت موجود نفس را حفظ کند و سپس به تهذیب رذایل و جبران ضررهای گذشته بپردازد.

پر بازدیدترین ها

چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

انسان چگونه خودش را به اخلاق فاضله متخلق کند و از رذایل اخلاقی دوری نماید؟ چگونه این معنا را در مرحله عمل پیاده کند؟ علمای اخلاق می‌گویند: ابتدا انسان باید حالت موجود نفس را حفظ کند و سپس به تهذیب رذایل و جبران ضررهای گذشته بپردازد.
چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

درباره عوامل گرایش ایرانیان به علویان و مذهب تشیع، مورخان و پژوهشگران نظرات متفاوتی بیان کرده‌اند.
پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

دوره پهلوی را می‌توان دوره رشد و گسترش بهائیت دانست. بسیاری از چهره‌های شاخص بهائیت در این دوره، با بهره‌مندی از حمایت‌های ویژه شاه، سمت‌های سیاسی و اقتصادی متعددی را به دست آوردند.
پرسش و پاسخ چگونگی یاری کردن اهل بیت(ع) بخش اول

پرسش و پاسخ چگونگی یاری کردن اهل بیت(ع) بخش اول

در آموزه‌های اهل بیت(ع) به ویژه ائمه اطهار(ع) طلب یاری کردن توسط آن بزرگواران مطرح شده است.
Powered by TayaCMS