دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وقتی سریال تاریخی می بینیم، چه می بینیم؟ | نگاهی به روایت تاریخ، از دریچه تلویزیون

صحبت از رویکردی است که رسانه ملی، و در نتیجه مخاطبان این رسانه نسبت به این سریال تاریخی، و سریال های تاریخی مشابه دارند. رویکردی که با سریال تاریخی، به مانند تاریخ، و نه فقط تاریخ، بلکه به مثابه واقعیت برخورد می کند. انگار مخاطبان سریال، پخش مستقیم قیام مختار را از شبکه یک تماشا می کنند!
وقتی سریال تاریخی می بینیم، چه می بینیم؟ | نگاهی به روایت تاریخ، از دریچه تلویزیون
وقتی سریال تاریخی می بینیم، چه می بینیم؟ | نگاهی به روایت تاریخ، از دریچه تلویزیون

نوسينده: مرتضی صفایی

سریال تاریخی، ترکیبی وصفی است که مخاطبان تلویزیون، بارها شنیده اند و بیشتر دیده اند! از طرفی ما با سریال طرف هستیم. پس با داستان طرفیم، با درام، با کشمکش و ماجرا. با شخصیت هایی که زاده ی ذهن نویسنده و کارگردان هستند و هر کدام نقش خود را در داستان ایفا می کنند. از طرف دیگر، با تاریخ مواجه هستیم. تاریخ الزاماً تمام واقعیت نیست. اما روایت هایی است از آنچه که رخ داده، یا ممکن است رخ داده باشد. وقتی درباره بیش از هزار سال پیش صحبت می کنیم، پیدا کردن واقعیت از میان روایت های ضد و نقیض تاریخی، امری دشوار است. اما اگر روشی تحلیلی در پیش بگیریم و روایت ها را با شرایط اجتماعی آن روزگار محک بزنیم و با یکدیگر مقایسه کنیم، شاید بتوانیم تصویر کم رنگی از واقعیت را نمایان کنیم.
در یک سریال تاریخی، داستانی در بستر تاریخ تعریف می شود که تعدادی از شخصیت هایش، از دل تاریخ انتخاب شده اند و بخشی از داستان مطابق روایت های تاریخی است. بقیه ماجرا، تخیل نویسنده است و الزام های دراماتیک و کشمکشی که بین شخصیت ها، چه تاریخی و چه تخیلی، رخ می دهد و داستان را به پیش می برد. وقتی موضوع سریال ما، مختار ثقفی و قیامش باشد، کار دشوارتر هم می شود. چرا که با مراجعه به تاریخ، با شخصیتی پیچیده مواجه می شویم، که روایت های ضد و نقیضی درباره او وجود دارد. روایت هایی که گاه کوتاه و یا مبهم هستند و معلوم نیست توسط دوستان و شیفتگان مختار پرداخته شده اند، یا به وسیله دشمنان و حسودانش. بالاخره آقای میرباقری از میان این روایت ها، بخشی را برگزیده و داستانش را بر مبنای آن بنا کرده، و سریالش را ساخته است. مختارنامه، روایت تاریخ نیست، انتخاب آقای میرباقری از میان روایت های تاریخی، و داستان پردازی اوست.
در اینجا نمی خواهم کار ایشان را به تیغ نقد بسپارم، یا درباره درستی و صحت آنچه نمایش داده شده، قضاوت کنم. صحبت از رویکردی است که رسانه ملی، و در نتیجه مخاطبان این رسانه نسبت به این سریال تاریخی، و سریال های تاریخی مشابه دارند. رویکردی که با سریال تاریخی، به مانند تاریخ، و نه فقط تاریخ، بلکه به مثابه واقعیت برخورد می کند. انگار مخاطبان سریال، پخش مستقیم قیام مختار را از شبکه یک تماشا می کنند! در نتیجه، تمام مناسبات دراماتیک، شخصیت های تخیلی، و اتفاقاتی را که فقط در سناریو تعریف شده و در تاریخ از آنها نشانی نیست، واقعیت انگاشته و از فردا، شروع به تطبیق و تحلیل می کنند. واحد مرکزی خبر هم فرصت را غنیمت شمرده و به میان مردم می رود و از آنها درباره سریال مختارنامه، و لابد تطبیق آن با امروز جامعه می پرسد. و نتیجه آن می شود که شنیده ایم و دیده ایم، که با ابن زبیرهای امروز چه کنیم و وظیفه ما نسبت به قیام مختار چیست؟!
گرچه پس از نمایش سریال، برنامه ای با عنوان هنگام درنگ پخش می شد، اما روشن است که درصد کمی از مخاطبان سریال مختارنامه، به تماشای تحلیل های تاریخی کارشناسان، تا پاسی از شب نشسته اند. و مثلاً شنیده اند که شبث بن ربعی، آن گونه که در سریال نمایش داده شد، کشته نشده و بلکه زنده مانده و مرگ مختار را دیده و در حکومت کوتاه بعدی، رئیس شرطه های کوفه هم شده است. در نهایت، گفت و گو از این نیست که تطبیق تاریخ و حتی سریال های تاریخی با امروز ما غلط است. نکته در اینجاست که مخاطبان تلویزیون، روایت داستانی یک شخص را از تاریخ، به مانند واقعیت می پذیرند و تحلیل ها و قضاوت هایشان را بر آن بنا می کنند. در حالی که دیگرانی نیز می توانند مختارنامه های دیگری بسازند، بنا به آنچه که از تاریخ برگزیده اند، و روایت داستانی که خود پرداخته اند. داستانی که واقعیت نیست، تاریخ هم نیست، داستانی تاریخی است که می تواند مشابه ها، و حتی متناقض هایی نیز داشته باشد که هر کدام، تحلیل ها را متناسب با خود جهت بدهد و نتیجه های متفاوتی با آنچه امروز گفته می شود، در پی داشته باشد.

منبع:فیلم نوشتار

مقاله

نویسنده مرتضی صفایی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آغاز سخن درباره آفرینش جهان(نهج‌البلاغه)

آغاز سخن درباره آفرینش جهان(نهج‌البلاغه)

کوتاه سخن این که افعال خداوند از افعال بندگان به کلّى جداست زیرا او با علم به مصالح و مفاسد اشیا و آگاهى بر نظام احسن آفرینش و قدرت تامّ و کاملى که بر همه چیز دارد، با قاطعیّت اراده مى کند و بدون هیچ تزلزل و تردید و اندیشه و تجربه، موجودات را لباس وجود مى پوشاند. هم در آغاز آفرینش چنین است و هم در ادامه آفرینش.
آفرینش انسان در نهج البلاغه

آفرینش انسان در نهج البلاغه

سپس از روح خود در آن دمید، پس به شکل انسان هشیارى در آمد که به تحرک برخاسته و ذهن و فکر و اعضاى خود را به خدمت مى‏گیرد، و از ابزار جابجائى استفاده مى‏ کند، حق و باطل را مى ‏شناسد، و از حواس چشیدن و بوئیدن و دیدن برخوردار است معجونى است با سرشتى از رنگهاى مختلف و اشیاى گرد آمده که برخى ضد یکدیگر بوده و برخى با هم متباین هستند، مانند: گرمى و سردى، ترى و خشکى، بدحالى و خوش حالى.
Powered by TayaCMS