29 مهر 1396, 17:22
نویسنده : حضرت امام خمینی (ره)
ای عزیز!
با آنکه این عالم دار جزا نیست و محل بروز سلطنت حق نیست و زندان مؤمن است ، اگر تو از اسارت نفس بیرون آیی و به عبودیت حق گردن نهی و دل را موحد کنی و زنگار دوبینی را از آیینه روح بزدایی و قلب را به نقطه مرکزیه کمال مطلق متوجه کنی ، در همین عالم ، آثار آن را به عیان می یابی .
چنان وسعتی در قلبت حاصل شود که محل ظهور سلطنت تامه الیهه شود و از تمام عوالم ، فسحت[1] و سعه آن بیشتر گردد. لا یسعنی ارض و لا سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المؤ من [2].چنان غنا در آن ظاهر گردد که تمام ممالک باطن و ظاهر را به پشیزی نشمری و چنان ارادهات قوی گردد که متعلق به ملک و ملکوت نگردد و هر دو عالم را لایق خود نداند.
طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت بدر آی تا ببینی طیران آدمی[3].
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان