24 آبان 1393, 13:56
1. خلوت عامّ،
2. خلوت خاصّ.
«خلوت عامّ» عبارت است از کنارهگیرى و عزلت از غیر «اهل الله» به خصوص از مردم عوام، که از قوه فکر پایینی برخوردارند، مگر به قدر ضرورت:
«وَ ذَرِ الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَهُمْ لَعِبا وَ لَهْواوَ غَـــرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا » (انعام/70)
امّا «خلوت خاصّ» دورى از جمیع مردم را گویند. و اگر چه آن در همه عبادات و اذکار خالى از فضیلت نیست و لیکن در طایفهاى از اذکار کلامیّه بلکه در جمیع آنها در نزد مشایخ راه، شرط است
1) دوری از محل ازدحام و اجتماع مردم
2) اجتناب از استماع هرگونه صدای مشوش
3) حلیت و طهارت مکان حتی سقف و دیوارها
4) کوچک بودن مکان خلوت، به گونهای که تنها گنجایش یک نفر را داشته باشد.
5) خالی بودن مکان خلوت از زخارف و زیورهای دنیوی
آوردهاند شخصى از جناب «سلمان» - رضى الله عنه – که تا آن زمان براى خود خانهای نساخته بود تقاضا نمود تا اجازه دهد منزلى براى وی بنا کند.
جناب سلمان اجازه نداد، او عرض کرد:
«مىدانم که چرا اجازه نمىدهى»
سلمان گفت:
«بگو علّتش چیست؟»
آن شخص عرض کرد:
« شما مىخواهید خانهاى که طول و عرضش به اندازه شما باشد، بسازم و این خانه میسور نیست.»
سلمان فرمود:
«آرى؛ راست گفتى.»
سپس آن مرد اجازه گرفت که چنین خانهاى براى او بسازد و ساخت.
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان