دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

محمد واعظ زاده خراسانی

محمد واعظ زاده خراسانی
محمد واعظ زاده خراسانی

محمدواعظ زاده خراسانى

(متولد 1304ش.)

عنوان مقاله: منادى تقریب

نویسنده: مسیب کیانى

تولد

در سال 1304ش (23 ذیقعده 1343ق) در شهر مقدس مشهد و در خانواده اى مذهبى و روحانى، فرزندى متولد شد که نامش را محمدنهادند. پدرش حاج شیخ مهدى واعظ خراسانىاز خطباى به نام مشهد، از همسر اولش صاحب سه دختر و یک پسر و از همسر دومش داراى چهار دختر و چهار پسر شد. استاد محمد واعظ زاده از همسر دوم مى باشد.[1]

پدر و خاندان

پدرش حاج شیخ مهدى واعظ خراسانى (1370 ـ 1286ق.) فرزند ملاّ احمد واعظ خراسانى (1303 ـ 1240ق.) فرزند حاج محمدحسین واعظ مشهدى، از محدثان و واعظان مشهور قرن سیزدهم هجرى، معروف به «افصح الواعظین» فرزند محمد حسن مدرس از وعاظ مشهور مشهد بود. این خاندان حدود 200 سال در راه وعظ و ارشاد و تدریس علوم اسلامى به مسلمانان خدمت نمودند.

حاج شیخ مهدى نزدیک به هفتاد سال به وعظ و ارشاد مردم اشتغال داشت و در منبر داراى سبک و روش خاصى بود. او پس از ذکر آیات و روایات، براى روشن شدن مطلب داستانى نقل مى کرد، آنگاه وارد مباحث علمى مى شد. ساده و روان سخن مى گفت. ایشان داراى حافظه اى قوى بود، از این روى محفوظاتش زیاد بود. در این باره سخن حاج شیخ عباس قمى (از دوستان قدیمى خود) را نقل مى کرد و مى گفت: به من فرمود «اطلاعات و محفوظات تو، از من بیشتر است.»[2]

محبوبیت نزد مراجع

حاج شیخ مهدى، نزد علما و مراجع از محبوبیت خاصى برخوردار بود. در سفر به نجف اشرف با اینکه منبرىِ جوانى بود، به توصیه مرحوم آخوند خراسانى شبها در صحن حضرت امیر مؤمنان على(علیه السلام)، بین در بازار بزرگ و باب طوسى که مسجد خضرا آنجا واقع شده است، منبر مى رفت.

وى سالها در نجف اشرف منبر مى رفت و چون مجالس گوناگونى داشت، براى هر گروه، مطالبى مخصوصى تهیّه مى کرد. در مسجد «عمران» نجف اشرف، که مرجع بزرگ آقا سیّد ابوالحسن اصفهانى (ره) نماز مى خواند، منبر مى رفت و شرکت کنندگان بیشتر طلاب، فضلا و علما بودند و سید ابوالحسن اصفهانى نیز پس از اقامه نماز جماعت، مى نشست و به سخنان وى، گوش مى داد.

آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى (ره) علاقه اى خاص به وى داشت، و او را خصوصى به حضور پذیرفت. فرزندش آیت الله محمد واعظ زاده، که گاهى همراه پدر در این ملاقاتها، حضور مى یافت، مى گوید:

«علاقه مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى و مرحوم پدرم، طرفینى بود، پدرم به ایشان خیلى علاقه داشت، و عقیده داشت، ایشان، مرجعى واجدالشرایط است و باید مردم، از ایشان تبعیت کنند.»[3]

تبلیغ و ارشاد

شیخ مهدى علاوه بر نجف اشرف و کربلا، در بیوت مراجع و بزرگان نیز منبر مى رفت و براى تبلیغ به شهرهاى مختلف خراسان، چون نیشابور، کاشمر، تربت و... استانهاى یزد، اصفهان، تهران و حتى بخارامسافرت مى نمود.[4]

موضع سیاسى

واعظ خراسانى با مشروطه مخالف بود و علیه آن در مسجد گوهرشاد، سخنرانى مى کرد. زمانى که نامه اى سرّى راجع به مشروطیت از سوى مرحوم آخوند خراسانى، بعد از شش ماه، مبنى بر انحراف مشروطیّت از مسیر اصلى و این عبارات «... بر هر مسلمانى واجب است که با مشروطیت، مبارزه کند.» به دست علماى مشهد رسید، برخى از علما از وى خواستند بر فراز منبر برود و نامه آخوند را براى مردم بخواند! شیخ مهدى واعظ با شوخى گفت:

«آن وقت که حضرات منبرى، تلگراف هاى علما را مى خواندند و جایزه مى گرفتند، ما نبودیم، اکنون که این نامه را هر کس بالاى منبر بخواند، زنده ازمنبر پایین نمى آید و موافقین مشروطه، قطعه قطعه اش مى کنند، از ما براى منبر دعوت مى شود! در عین حال، من منبر مى روم و نامه را هم مى خوانم، اما به شرط این که شما حضرات علما، بیایید پاى منبر بنشینید.» اما این شرط تحقق پیدا نکرد و نامه مرحوم آخوند خراسانى، هیچ گاه در مجامع عمومى خوانده نشد.»[5]

کشف حجاب

زمانى که رضا خان دستور کشف حجاب را صادر کرد و مأموران چادر از سر زنان کشیدند، مردم مشهد در مسجد گوهرشاد گرد آمدند و شیخ بهلول سخنرانى کرد. با حمله مأموران حادثه اى غم انگیز رقم خورد و بسیارى از مردم به خاک و خون کشیده شدند و تعداد زیادى از علما از جمله میرزا احمد آقازاده (کفایى) فرزند آخوند خراسانى، شیخ مرتضى آشتیانى، سید هاشم نجف آبادى... دستگیر و تبعید شدند.

شیخ مهدى واعظ اگرچه آن زمان به عنوان یک روحانى سیاسى مطرح نبود، علیه کارهاى ضد اسلامى رضا خان، مانند کشف حجاب و...
سخنرانى کرد و در حادثه مسجد گوهرشاد نیز حضورى جدّى داشت. وى آن روز توانست از دست مأموران بگریزد و با کمک همسایه ها، در مکان امنى مخفى شود. او نزدیک به چهار سال به صورت مخفیانه زندگى کرد و سرانجام با آزاد شدن علماى تهران، از مخفیگاه بیرون آمد و همراه فرزندش محمد واعظ زاده راهى عتبات عالیات شد.[6]

رحلت

حاج شیخ مهدى بعد از کسالت شدیدى در تهران در سال 1329ش. به رحمت ایزدى پیوست. مرحوم آیت الله بهبهانى با صدور اعلامیه اى، از خدمات ایشان تجلیل به عمل آورد و بزرگانى چون آیات سید ابوالقاسم کاشانى، محمد نهاوندى نویسنده تفسیر «نفحات الرحمان فى تفسیر القرآن»، سید احمد خوانسارى و خطبا و وعاظ بزرگ تهران و جمعیت عظیمى از مردم در تشییع جنازه آن مرحوم شرکت نمودند. آیت الله سید ابوالقاسم کاشانى بر پیکرش نماز خواند و سپس جنازه مطهرش به مشهد مقدس منتقل شد و بعد از تشییعى باشکوه به خاک سپرده شد.[7]

مکتب خانه

آیت الله محمد واعظ زاده در سن پنج ـ شش سالگى براى فراگیرى قرآن وارد مکتب خانه گردید و بعد از مدتى به دبستان رفت و هم زمان گلستان سعدى را در یک مدرسه علمى آموخت.[8]

هجرت به نجف اشرف

پدرش شیخ مهدى در اواخر سلطنت رضاخان، پس از حادثه مسجد گوهر شاد و گذراندن چهار سال زندگى مخفیانه، با فرزندش محمد به تهران رفت و از آنجا عازم کربلا شد و پس از مدتى در نجف اشرف ساکن شد.

محمد واعظ زاده که در آن زمان چهارده سال بیشتر نداشت، تحصیلات حوزوى را شروع کرد و طى اقامت سه ساله (1318 تا 1321ش) دروس مقدماتى (صرف، نحو، منطق) و مقدارى از کتاب «مطوّل» و شرح لمعه را فرا گرفت.

آیت الله محمد واعظ زاده خراسانى، اوضاع نجف را، در این برهه از تاریخ، این گونه بیان مى کند:

«... در آن زمان، دولت انگلستان، به بهانه حفظ پایگاه هاى خود، دولت مورد نظر خود را روى کار آورد. لذا علما به مبارزه برخاستند و علیه دولت انگلستان و دست نشاندگان او در عراق، مردم را به مبارزه دعوت نمودند مرحوم سید ابوالحسن اصفهانى، مرحوم آیت الله شیخ على قمى، مرحوم کاشف الغطاء و... علیه نیروهاى بیگانه و وجوب شرکت در مبارزه علیه انگلیس، فتوا دادند.

آن زمان، ریاست و زعامت حوزه علمیه نجف، با مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى بود، ایشان ابتدا از نظر مالى در مضیقه بود و نمى توانست با این بودجه کم، طلاب و فضلا را از نظر مالى اداره کند، اما بعد از پایان جنگ جهانى، وضع ایشان از نظر مالى، بهبود یافت، و شهریه اى براى طلاب برقرار کرد و این گشایش باعث شد، جوانان بسیارى از ایران، براى کسب و فراگیرى علوم دینى، به حوزه علمیه نجف، بیایند و برخى از آنها، از فضلاى به نام شوند.»[9]

بازگشت به ایران

شیخ محمد در سال 1321ش به ایران بازگشت و تحصیلات خود را ا سال 1328ش در حوزه علمیه مشهد ادامه داد. این حضور با خروج حوزه علمیه مشهد از رکود حاصل از قیام گوهرشاد مصادف بود تا این زمان مدارس بزرگ تعطیل بود و عده اى از طلاب ناچار به نجف و قمهجرت کرده بودند و تعدادى هم جذب ادارات دولتى شده بودند.[10]

اساتید مشهد

1 ـ میرزا احمد مدرس یزدى (1306ـ 1391ق.): واعظ زاده مدتى در دروس شرح لمعه، قوانین و مکاسب ایشان شرکت نمود.

2 ـ آیت الله میرزا هاشم قزوینى (1306ـ 1391ق.)[11]

3 ـ شیخ سیف الله ایسى میانجى (1382ق.): از فضلا و حکماى معاصر و اهل شهرستان میانهبود. در جوانى به مشهد آمد و تا پایان عمر به تدریس «فنون حکمیه» اشتغال داشت. کتاب «مطارح الفحول» از یادگارهاى اوست. ایشان در اوایل ماه صفر سال 1382ق. وفات یافت و طبق وصیتش در دامنه شرقى کوه سنگى، در جوار مرقد آقا بزرگ حکیم و شیخ اسدالله آرمید.[12]

4 ـ آیت الله کاظم دامغانى (1316 ـ 1401ق.):

وى در روستاى شمس آباد دامغان متولد شد و مقدمات را در همان شهر شروع نمود. سپس به مشهد مهاجرت نمود و سطوح عالیه را نزد اساتید بزرگ ان زمان مشهد، فراگرفت و به درجه اجتهاد رسید. وى از مراجع بزرگوارى، همچون میرزا محمدحسین نایینى، سید ابوالحسن اصفهانى و میرزا محمد آقازاده اجازه اجتهاد گرفت. از شیخ آقا بزرگ تهرانى، علامه سمنانى و آیت الله بروجردى نیز اجازه روایت گرفت.

ایشان در دهم تیر سال 1360ش (27 شعبان 1401ق.) در مشهد درگذشت و در دارالزهد حرم رضوى آرمید.[13]

5 ـ حسین بجستانى (م: 1356ش.): از علماى نامدار و اساتید حوزه علمیه خراسان بود. در سن 81 سالگى در تهران درگذشت و جنازه اش روز ششم مهر ماه سال 1356ش. به مشهد انتقال یافت و در حرم مطهر رضوى به خاک سپرده شد.[14]

6 ـ آیت الله مجتبى قزوینى (1318 ـ 1386ق.)[15]

7 ـ میرزا احمد آقازاده (کفایى) (1300 ـ 1391ق): وى در سال 1300ق در شهر نجفمتولد شد، تحصیلات مقدماتى را نزد اساتیدى چون زین العابدین شاهرودى و شیخ ابراهیم دشتى گذراند و دروس سطح را نزد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى و برادر خود میرزا محمد آقازاده فراگرفت. او درس خارج فقه و اصول را نزد پدرش آموخت. در زمان حیات پدر (1329ق) به ایران آمد و ریاست علمى حوزه مشهد را برعهده گرفت. در نهایت در روز ششم دى ماه سال 1350ش. بر اثر سکته مغزى در شهر مشهد درگذشت و جنازه اش پس از تشییع باشکوه، در محل توحید خانه حرم مطهّر رضوى دفن گردید.[16]

8 ـ آیت الله سید یونس اردبیلى (1296 ـ 1377ق.)[17]: ایشان در خانوده اى روحانى، در اردبیل چشم به جهان گشود. تحصیلات مقدماتى خود را در همان شهر به انجام رسانید و براى ادامه تحصیل به زنجان رفت. وى در سال 1310ق. به نجف هجرت نمود و از بزرگان آن زمان حوزه نجف بهره ها برد، سپس به کربلا مسافرت نمود و مورد توجه میرزا محمد تقى شیرازى قرار گرفت و رسیدگى به امور طلاب به وى واگذار شد. مدتى هم سرپرستى حوزه نجف را به عهده داشت. در سال 1348ق. بر اثر چشم درد به اردبیل و بعد از پنج سال به مشهد رفت و به تدریس و اداره امور دینى شهر پرداخت.

در جریان کشف حجاب علیه رژیم پهلوى موضع گیرى نمود و دستگیر شد. در نهضت ملى صنعت نفت، بیت ایشان مرکز تصمیم گیرى هاى چهره هاى مذهبى و سیاسى مشهد بود.

در سال 1376ق، بار دیگر به نجف اشرف سفر کرد و مورد استقبال جامعه روحانیت و توده هاى مردم قرار گرفت، یک سال بعد، مریض احوال به تهران بازگشت. وى در 21 ذى القعده سال 1377ق. در 84 سالگى در تهران درگذشت و پیکرش به مشهد حمل شد و در دارالسعاده حرم مطهّر رضوى به خاک سپرده شد.[18]

9 ـ آیت الله میرزا مهدى اصفهانى (1303 ـ 1365ق.)[19]

هجرت به قم

شیخ محمد واعظ زاده در اواخر تابستان 1328ش. راهى قم و تا سال 1339ش. در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل بود و در طول این مدت فقط تابستانها به مشهد مى رفت.

در این مدت در درس خارج فقه و اصول و رجال آیت الله بروجردى شرکت کرد. بیش از نه سال نیز در درس خارج آیت الله گلپایگانى حاضر شد و کتاب حج بر اساس کتاب «عروة الوثقى» را در محضر ایشان فراگرفت.

در درس آیت الله سید محمد حجت کوه کمرى نیز حاضر و در این درس با آیت الله سید على سیستانى (مرجع تقلید بزرگ شیعیان) هم بحث شد. وى مدتى نیز در درس خارج (خیارات و مکاسب) آیت الله سید صدرالدین صدر شرکت نمود. به درس خارج اصول امام (از اوّل استصحاب تا پایان اصول) در مسجد محمدیه و دروس دیگر (غیر از فقه و اصول) همچون امور عامه «شفا» رانزد علامه محمدحسین طباطبایىآموخت و در درسهاى خصوصى ایشان درباره فلسفه و ردّ مارکسیسم هم شرکت کرد.[20]

مشایخ اجازه

استاد محمد واعظ زاده، از تعدادى از بزرگان آن زمان حوزه، اجازاتى به صورت کتبى و شفاهى، در مورد نقل حدیث دریافت نمود، از جمله:

1 ـ شیخ آقا بزرگ تهرانى (م: 1348ش.).

2 ـ محمدصالح حائرى معروف به علامه سمنانى (1298 ـ 1391ق.).

3 ـ علامه سید محمدحسین طباطبایى (م: 1360ش.).

4 ـ آیت الله رامهرمزى5 ـ آیت الله سیدحسین بروجردى: از وى اجازه نقل حدیث به صورت شفاهى گرفت.[21]

تشویق آیت الله بروجردى

استاد محمد واعظ زاده خراسانى پس از ورود به حوزه علمیه قم، در درس خارج فقه و اصول حضرت آیت الله بروجردى به صورتى فعال شرکت کرد. او در این زمینه مى گوید:

«... هنگام شرکت بنده در درس فقه آن بزرگوار، موضوع تدریس، کتاب «صلاة مسافر» بود، بنده درس را با دقت مى نوشتم، روزى مرحوم مطهرى، که با یکدیگر رفت و آمد داشتیم و از قدیم آشنا بودیم، نوشته مرا دید، خیلى خوشش آمد، گفت: مى بایست نوشته شما را به آقا،نشان بدهم.

مرحوم مطهرى، درصدد این کار بود که روزى پس از درس، که آقا پیاده به طرف منزل مى رفت، فرصت را غنیمت شمرده و بنده را به ایشان معرفى کرد و نوشته مرا هم به آقا نشان داد، آقا فرمود:

«خیلى خوب.» (البته قبلاً در سفر مشهد مرا چند بار دیده بود و فوراً تشخیص داد).

روز بعد، قبل از درس، روى منبر، فرمود:

«بلى، آقازاده واعظ خراسانى به قم آمده اند و بحث را خیلى خوب نوشته اند که قابل تقدیر است.

این امر، باعث شد که آقا، مرا بشناسد و شهریه اى که براى دیگر طلاب مقرر بود براى بنده هم مقرر شود.»[22]

تألیفات

از استاد محمد واعظ زاده خراسانى، آثارى در موضوعات مختلف، به چاپ رسیده است، از جمله:

1 ـ تصحیح و تحقیق دو کتاب «المقنع و الهدایة» از شیخ صدوق.

2 ـ شرکت فعّال در تألیف کتاب «جامع احادیث الشیعه».

3 ـ گردآورى و تصحیح و انتشار مقالات کنگره شیخ طوسى در سه جلد.

4 ـ گردآورى و تصحیح و انتشار کتاب رجال و فهرست شیخ طوسى از سوى کنگره در 2 جلد.

5 ـ تحریر مقالات بسیارى در مجله مکتب اسلام، نشریه دانشکده الهیات مشهد. نشریه مشکوه به زبان فارسى، مجله الارشاد، رسالة القرآن، رسالة الثقلین و رسالة التقریب به زبان عربى.

6 ـ سخنرانیها و تحقیقاتى درباره استاد شهید مرتضى مطهرى، که در یادنامه هاى ایشان و در کتابى با عنوان «سه گفتار درباره استاد شهید مطهرى» چاپ شده اند.

7 ـ تصحیح و ترجمه کتاب «الجمل و العقود فى العبادات» از شیخ طوسى.

8 ـ سخنرانى و مقالاتى راجع به وحدت و تقریب که بخشى از آنها در کتاب «نداى وحدت» چاپ شده است.

9 ـ مصاحبه هاى فراوانى، که بخشى از آنها در کتاب «پیام وحدت» و ویژه نامه هاى کنگره هاى وحدت، و مجله حوزه و ویژه نامه هاى علامه محمدتقى جعفرى و حجت الاسلام فلسفى چاپ شده است.

10 ـ تقریرات درس استادان، در مشهد و قم در فقه و اصول در چند جلد.

11 ـ مقالاتى راجع به امام و انقلاب در کتاب «امام خمینى و انقلاب اسلامى».

12 ـ مقدمه و تقریظ بر کتابهایى چون:

مقدمه مفصل سلسله کتب رجالیه حضرت آیت الله برجرودى، که زیر نظر استاد واعظ زاده در مشهد چاپ شده است.

مقدمه الوسائل العشر، از شیخ طوسى که از سوى انتشارات جامعه مدرسین در قم چاپ گردید. و آثار دیگرى چون: مقدمات تفسیر هدایت، ترجمه جوامع الجامع، فرهنگ لغات قرآن، فروغ قرآن، امیرالمؤمنین اسوه وحدت، کلمات قرآن، کتاب رسول الله از شیخ ابوزهر، فهرست شیخ طوسى، رجال کشى، چاپ دانشگاه فردوسى مشهد به فارسى، مقدمه کتاب قوارع القرآن، ناصریات، کنزالعرفان، بدایة المجتهد، المعجم فى فقه لغة القرآن، نصوص فى علوم القرآن، نصوص فى الاقتصاد الاسلامى و... به زبان عربى.

13 ـ طرح و مشارکت در تألیف «المعجم فى فقه لغة القرآن و سرّ بلاغته» که زیر نظر وى در گروه قرآن بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى در دست تألیف است و تا کنون چند جلد از آن چاپ شده است.

14 ـ طرح و مشارکت در تألیف کتاب «نصوص فى الاقتصاد الاسلامى کتاباً و سنةً و فقهاً» که در گروه اقتصاد اسلامى بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، تألیف و تا کنون دهها جلد از آن چاپ شده است.

15 ـ طرح و مشارکت در تألیف کتاب «نصوص فى علوم القرآن» که در گروه قرآن بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس چاپ شده است.

16 ـ گردآورى احادیث عترت از طرق اهل سنّت، با شرکت دیگران که در قم چاپ شده است.

17 ـ کلیاتى در تاریخ فقه که بخشى از آن در مجله دانشکده الهیات مشهد چاپ شده است.[23]

پژوهشى در قرآن

واعظ خراسانى در اوایل ورود به حوزه علمیه و هنگامى که از دروس سطح فارغ نشده بود، از بیانات قرانى و تفسیرى پدر بزرگوارش در مسجد هندى نجف اشرف و سپس در مشهدمقدس از سال 1321 تا 1329ش. در مسجد گوهرشاد، بهره هاى فراوان برد، زیرا شیخ مهدى، در ماه هاى مبارک رمضان در نجف و مشهد مقدس، هر شب حدود 5/2 تا 3 ساعت، هر سال در یک موضوع بحث مى کرد و عمدتاً بحثهایش ریشه تفسیرى و قرآنى داشت.

آیت الله واعظ زاده مى گوید:

«به خاطر دارم، یک ماه رمضان در نجفاشرف، در مسجد هندى، تفسیر سوره یوسف را مورد بحث قرار داد و به قدرى لطائف و نکات ادبى و اخلاقى را با بیان شیرین و آرام خود فرمود که حلاوت آنها هنوز از کام من بیرون نرفته است...»

از دیگر جلساتى که در زمینه تفسیر قرآن فعالیت مى کرد و استاد واعظ زاده از آن جلسات بهره مند مى شد، مى توان به جلسات «کانون نشر حقایق اسلامى» اشاره نمود، بدین صورت که پس از مراجعت از عتبات و استقرار در مشهد، چند سال به کانون نشر حقایق اسلامى رفت و آمد داشت. مرحوم محمد تقى شریعتى مؤسس این کانون، شبهاى شنبه براى حاضران که غالباً فرهنگى بودند، درس تفسیر مى گفت. ایشان در تفسیر، صاحب نظر بود و نمونه آراى تفسیرى وى در کتاب «تفسیر نوین» که تفسیر سور قصار قرآن است، دیده مى شود.

استاد واعظ زاده در بیشتر جلسات مرحوم محمد تقى شریعتى تا سال 1328ش. زمان هجرت به قم، شرکت مى کرد و پس از مراجعت از قم به مشهد، در سال 1339ش. بار دیگر به کانون مى رفت و گاهى به جاى مرحوم شریعتى، تفسیر مى گفت که مورد پسند ایشان نیز بود.[24]

از دیگر اساتید قرآنى استاد واعظ زاده، مى توان به مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینىاشاره نمود که گاهى اوقات در اثناى درس فقه و اصول، آیاتى را تفسیر مى کرد. همچنین حاج شیخ مجتبى قزوینى نیز در دروس معارف خود، عمدتاً به آیات قرآن و روایات تمسّک مى جسته و درسهاى تفسیر ایشان در کتابى به نام «بیان الفرقان» جمع آورى شده است.[25]

در قم نیز، از نظرات تفسیرى و قرآنى آیت الله بروجردى در اثناى درس فقه و اصول ایشان بهره مى برد. به درس تفسیر مرحوم آیت الله حاج میرزا ابوالفضل زاهدى در مدرسه فیضیه هم مى توان اشاره کرد که براى طلاب، از روى کتاب «جوامع الجامع» تدریس مى کرد.[26]

حضور در دانشگاه

یکى از پربارترین دوره هاى زندگى ایشان، حضور در دانشگاه فردوسى مشهد براى تدریس است. درسال 1339ش. از وى براى تدریس در دانشگاه فردوسى دعوت شد و او با تشویق شهید مظلوم، آیت الله دکتر بهشتى، در دانشکده معقول و منقول سابق (الهیات و معارف اسلامى) به تدریس مشغول شد.

استاد واعظ زاده خراسانى، در زمینه هاى تفسیر قرآن، فقه، فقه الحدیث، تاریخ تفسیر، تاریخ حدیث، تاریخ علوم عقلى، تاریخ فقه، تاریخ علوم اسلامى، تاریخ اسلام و گاهى فلسفه و کلام به تدریس و ارشاد دانشجویان همّت گماشت و سالها به عنوان استاد تمام وقت دانشگاه به تربیت نسل جوان این مرز و بوم پرداخت. چندى هم در دانشگاه علوم اسلامى رضوى دانشگاه تربیت مدرس و دانشکده الهیات تهران، تدریس نمود.

آغاز اشتغال رسمى و دائمى ایشان در دانشگاه با درس تفسیر همراه بود و این درس تا سال 1375 ش. همواره ادامه داشت.

استاد سالها مدیر گروه قرآن و حدیث دانشکده الهیات دانشگاه فردوسى مشهد بود و وى این عنوان را براى اوّلین بار در دانشکده الهیات مشهد مطرح کرد و بعداً در تهران و سایر نقاط کشور رایج گردید.

در مدتى که در دانشگاه مشغول تدریس بود، در دوره کارشناسى، کارشناسى ارشد و دکترا تقریباً تمام سوره حمد و بقره و بخشى از سوره آل عمران و نیز سوره هاى قصار را تدریس کرد. ایشان بیان مى کند:

«... گاهى جزوه تهیّه مى کردم که بخشى از سوره بقره و آل عمران را شامل مى گردید و بسیارى از اوقات، از کتاب تفسیر (سوره هاى قصار) تألیف شیخ محمد عبده و افراد دیگرى استفاده کردم.

در دوره کارشناسى ارشد از کتاب (تفسیر موضوعى) تألیف دکتر محمد البهى از استادان جامع ازهر، و گاهى در همین دوره و در دوره دکترى، کتاب (آیات الاحکام) فاضل مقداد را تدریس مى کردم.»[27]

بعد از انقلاب، مدتى در دانشگاه علوم اسلامى رضوى، براى دانشجویان تفسیر سوره انفال و براى دانشجویان مدرسه باقرالعوم قم که به مشهد رفته بودند، علوم قرآنى و تفسیر قرآن را تدیس کرد.

در دانشکده الهیات تهران تفسیر و بعد در دانشگاه تربیت مدرس «مفردات راغب» را درس مى داد و سالهاى اخیر، در دانشگاه مذاهب اسلامى که هنگام دبیر کلى مجمع جهانى تقریب تأسیس شد، تفسیر و آیات الاحکام را تدریس مى کرد.

در دانشگاه مذاهب، جزوه درسى از سوره هاى فتح، حجرات، صف، حشر و منافقین از دو کتاب (التفسیر الواضح) استاد محمد محمود حجازى(از استادان جامع الازهر) و تفسیر (الکاشف) علاّمه محمد جواد مغنیه (از علماى بزرگ شیعه در لبنان) را همراه هم تدریس مى کرد.

علاوه بر تدریس دروس دینى و معارف اسلامى و تفسیر دانشگاه، چند رساله کارشناسى ارشد و دکترا درباره تفسیر با راهنمایى ایشان، تهیه گردید، از جمله:

1 ـ آهنگ قرآن کریم از دیدگاه کتاب و سنّت.

2 ـ سبک علاّمه طباطبایى در فقه و آراى تفسیرى دیگر مفسّران.

3 ـ زنان در قرآن.

4 ـ مسایل اقتصادى در تفسیر المیزان.

5 ـ روش شیخ ابوالفتوح رازى در تفسیر روح الجنان.

6 ـ لطایف بلاغى و ادبى در سوره یوسف.[28]

مسؤولیت هاى اجرایى

استاد محمد واعظ زاده علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه، به فعالیتهاى فرهنگى و اجرایى دیگر نیز اشتغال داشته، از جمله:

1 ـ برگزارى کنگره هزاره شیخ طوسى در سطح جهانى، در سال 1350ش. با شرکت علما و پیشوایان فرق مختلف اسلامى و عده اى مستشرقان (به مناسبت هزارمین سال ولادت شیخ طوسى).

2 ـ سرپرستى نشریه دانشکده الهیات و معارف اسلامى مشهد.

3 ـ همکارى با مجله آستان قدس رضوى و بعداً تصدّى مسؤولیت و مدیریت آن.

4 ـ شرکت در کنگره هاى مختلف در داخل و خارج کشور، قبل و بعد از انقلاب اسلامى .

5 ـ دبیر کلى مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامى، با حکم مقام معظم رهبرى: (لازم با ذکر است که مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامى، در راه نزدیکى و تقارب میان فرق مختلف اسلامى از جمله شیعه و سنى و از بین بردن اختلافات ساختگى و تعصبات نادرست، فعالیت مى نمایند و مى کوشد، میان مسلمانان وحدت و الفت برقرار نماید.)

6 ـ تأسیس دانشگاه مذاهب اسلامى با ابتکار و اشراف ایشان در تهران.

7 ـ عضویت در هیأت امناى دانشگاه مذاهب اسلامى، مدرسه عالى شهید مطهرى، دانشگاه علوم رضوى، شوراى عالى کتابخانه ملى.

8 ـ مدیریت گروه هاى قرآن و اقتصاد اسلامى بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى.

9 ـ مجله رسالة التقریب به اشراف وى توسط مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامى به زبان عربى منتشر مى گردد و حاوى مقالات و سخنرانیهاى عربى استاد است.[29]

ویژگى هاى برجسته

استاد واعظ زاده خراسانى از جمله بزرگانى است که بیشتر عمرش را در راه خدمت به قرآن، احادیث و معارف اسلامى، صرف نموده است. از جمله ویژگى هاى برجسته ایشان مى توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1 ـ تلاش علمى گسترده در حوزه هاى علمیه و دانشگاهها.

2 ـ تحقیق و پژوهش گسترده در حوزه تفسیر، فقه، اصول و...

3 ـ تألیف دهها جلد اثر ارزنده در معرفى دین و معارف اسلامى.

4 ـ تصحیح دهها کتاب ارزنده.

5 ـ حضور جدّى در گروههاى پژوهشى.

6 ـ شرکت در حلقه درس و تحقیق علما و مراجع عظام.

7 ـ حضور در حوزه و دانشگاه جهت تدریس.

اندیشه هاى سیاسى

استاد محمد واعظ زاده همان گونه که در نهج البلاغه آمده است، وجود حکومت اسلامى را در رأس مسائل اسلامى مى داند و شیرازه کل امور در اسلام، را حکومت اسلامى معرفى مى کند. او اعتقاد دارد که ضامن اجراى بسیارى از احکام اسلامى، حتى بسیارى از احکام عبادى، مانند نماز جمعه، نماز جماعت، برگزارى حج... است و اجراى این احکام برعهده حاکم اسلامى است و حاکم اسلامى داراى شرایطى مى باشد، از جمله:

1 ـ عدالت: اساس حکومت اسلامى است.

2 ـ امانت دارى: حاکم اسلامى باید خود را امانت دار مردم بداند، نه قیّم و مالک آنان.

3 ـ رعایت حق.

4 ـ صداقت و صحّت عمل

5 ـ فروتنى و همگرایى با مردم.

6 ـ اهتمام به مشورت با اهل حلّ و عقد و صاحب نظران.

7 ـ علم.

8 ـ قدرت.

9 ـ رعایت سنّت: حاکم باید قانون ثابت و دائم خدا و رسول و حاکم اسلامى را به دقت رعایت کند.

10 ـ تقوا.[30]

استاد در زمینه اختیارات حاکم اسلامى اعتقاد دارد که اختیارات رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) در حدود احکام الهى محدودیت و حد و مرزى ندارد و در کلیه مسائل سیاسى، مالى و اقتصادى و همانند آنها، در چارچوب مقررات اسلامى دستش در همه زمینه ها باز است، و به آنچه مصلحت بداند عمل مى کند و نباید پنداشت که آن حضرت، تنها امام جمعه و جماعت اسلام است و انکار آن انکار ضروریات اسلام شمرده مى شود.

شعییان نیز، همین عقیده را درباره ائمه(علیهم السلام)دارند و ولایت ائمه را محدود نمى دانند، جز همان مرزهاى احکام الهى، و کسانى هم که قائل به ولایت مطلقه فقیه هستند، همین گستره را براى فقیه جامع الشرایط که به مقام رهبرى رسیده و به اصطلاح حاکم مبسوط الید شمرده مى شود، قایل هستند. آنان مى گویند:

اختیاراتى که رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) به عنوان حاکم و نه به عنوان شارع و ائمه به عنوان حاکم و نه عنوان امام معصوم داشته اند، عیناً فقیه مبسوط الید که جانشین امام است، دارا مى باشد و دستش در همه زمینه ها باز است و از لحاظ قلمرو حکومتش نامحدود است، و کسى نمى تواند به او بگوید: شما فقط در زمینه عبادات حکم صادر کنید و کارهاى دیگر مملکت را به ما واگذار کنید.[31]

استاد واعظ زاده در زمینه تقریب بین مذاهب اسلامى نیز اعتقاد دارد:

«اگر قرار باشد واقعاً تقریب بین مذاهب اسلامى واقع شود، تنها به لفظ و تعارفات مجلسى و سخنرانى هاى ظاهرى اکتفا نشود، بلکه بایدمذاهب اسلامى معروف کنونى یعنى مذاهب اربعه اهل سنت، و دو مذهب شیعه (امامیه و زیدیه) به اضافه مذهب «اباضیه» که داراى فقه و تاریخ و یک حکومت مستقل در عمان هستند، همدیگر را به عنوان مذهب رسمى اسلامى به رسمیت بشناسند و این قدر در مسائل خلافى، حساسیت از خود به خرج ندهند.»[32]


[1]. مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج2، ص 352 ـ 353.

[2]. مجله حوزه، ش 41، ص 24 ـ 25.

[3]. همان، ص 25 ـ 27.

[4]. همان، ص 27.

[5]. همان، ص 27 ـ 28.

[6]. همان، ص 29 ـ 30.

[7]. مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، ص 351 ـ 352.

[8]. حوزه، همان، ص 24.

[9]. همان، ص 24 ـ 36 (با اندکى تلخیص).

[10]. چشم و چراغ مرجعیت، ص 205.

[11]. ر. ک. به: گلشن ابرار، ج 4، ص 539.

[12]. تاریخ علماى خراسان، ص 286.

[13]. مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، ص 136 ـ 137 گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 105 ـ 108.

[14]. همان، ص 377، روزنامه خراسان، 6 / 7 / 56.

[15]. ر. ک. به: گلشن ابرار، ج6، ص 178.

[16]. همان، ص 250 ـ 251.

[17]. همان، ج7،

[18]. مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، ص 61 ـ 62.

[19]. همان، ج3، ص 363.

[20]. چشم و چراغ مرجعیت، ص 213 ـ 216 (با اندکى تغییر).

[21]. خلاصهاى از زندگى استاد واعظ زاده خراسانى، ص1.

[22]. چشم وچراغ مرجعیت، ص 213 ـ 214.

[23]. خلاصه اى از زندگىنامه و آثار استاد واعظزاده خراسانى، ص 5 ـ 3 علوم حدیث، ص 197، ش 3، 1377.

[24]. میراث ماندگار، دفتر اوّل (مجموعه مقالات قرآنى)، ص 3 ـ 15.

[25]. همان، ص 15.

[26]. همان، ص 16.

[27]. خلاصهاى از زندگىنامه و آثار آیتالله واعظ زاده خراسانى، ص 2.

[28]. میراث ماندگار، دفتر اوّل، (مجموعه مقالات قرآنى) ص 18 ـ 19.

[29]. خلاصه اى از زندگى نامه آیتالله واعظ زاده خراسانى، ص 3.

[30]. فصلنامه پژوهشى و اطلاع رسانى نهج البلاغه، ش 4 و 5 سال 1382، ص 164 ـ 167.

[31]. همان، ص 169 ـ 170.

[32]. همان، ص 192 ـ 193.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

مشخصات فردی

نام محمد
نام خانوادگی واعظ زاده خراسانى
نام پدر حاج شیخ مهدى
نام معروف محمد واعظ زاده خراسانى
تاریخ تولد (شمسی) 1304/3/25
تاریخ تولد (قمری) 1343/11/23
مکان تولد ایران،خراسان رضوی،مشهد

حکایات

مطلب مکمل

کتاب گلشن ابرار - جلد هشتم

کتاب گلشن ابرار - جلد هشتم

مجموعه گلشن ابرار خلاصه ای از زندگی و شرح حال علمای اسلام است که تا کنون هشت جلد از آن تألیف شده است.
Powered by TayaCMS