دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بازداشت

No image
بازداشت

بازداشت، حبس، قرار تأمين، جرم شهود

نویسنده : ميثم مراديان

بازداشت در لغت به معنای منع، جلوگیری، توقیف و حبس می‌باشد.[1] در اصطلاح عبارت است از سلب آزادی متهم و زندانی‌کردن او در طول تمام یا قسمتی از تحقیقات مقدماتی.[2]

یکی از حقوق افراد داشتن آزادی است و نمی‌توان هیچ فردی را بدون دلیل دستگیر یا بازداشت نمود، اصل 32 قانون اساسی در همین رابطه بیان می‌کند: هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند.

سلب آزادی افراد به دو صورت متصور است، قانونی و غیر قانونی، سلب آزادی افراد به صورت غیر قانونی و بدون مجوز جرم بوده و قابل مجازات می‌باشد. ماده‌ی 570 ق.م.ا مربوط به سلب آزادی افراد توسط مأمورین دولتی و مجازات آن است و ماده‌ی 621 مربوط است به سلب آزادی افراد توسط اشخاص عادی و...

منظور از توقیف و حبس قانونی توقیف و حبسی است که به موجب قانون و به دستور مقامات صلاحیت‌دار و با رعایت ترتیبات قانونی مقرر و اعمال می‌گردد.[3]

سلب آزادی افراد به صورت قانونی نیز به نوبه‌ی‌ خود در دو مرحله قابل مطالعه می‌باشد: یکی در مرحله مقدماتی و قبل از صدور حکم نهایی و دیگری بعد از صدور حکم نهایی.

اصطلاحاً به سلب آزادی فرد قبل از صدور حکم نهایی بازداشت و به سلب آن پس از صدور حکم نهایی حبس می‌گویند.[4]

توقیف احتیاطی یا بازداشت موقت عبارت است از: بازداشت و زندانی‌نمودن متهم یا مظنون به ارتکاب جرم در طول تمام یا قسمتی از مراحل تحقیقات که ممکن است تا پایان محاکمه و صدور اجرای حکم قطعی ادامه پیدا کند.[5]

در آیین دادرسی کیفری از نظر مدت فاصله زمانی میان وقوع جرم و کشف آن، جرایم به دو دسته‌ی مشهود و غیر مشهود تقسیم می‌شوند و ضابطان دادگستری با مشاهده‌ی هر یک از این جرایم وظایف متفاوتی را عمده‌دار می‌شوند.[6]

بازداشت در جرایم مشهود

قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امو کیفری جرایم مشهود را تعریف نکرده است و فقط طی ماده‌ی 21 خود به ذکر مصادیق آن اکتفا کرده است.[7]

با توجه به مفهوم مخالف قسمتی از ماده‌ی 24 قانون آ.د.د.ع.ا.ک مبنی بر اینکه «... تفتیش منازل، اماکن و اشیا و جلب اشخاص در جرایم غیرمشهود باید با اجازه‌ی مخصوص مقام قضایی باشد.» می‌توان نتیجه گرفت که در جرایم مشهود، تفتیش منازل، اماکن و اشیا و جلب اشخاص نیازمند اخذ مجوز قضایی نیست.[8]

طبق ماده‌ی 24 ق.آ.د.د.ع.ا.ک ضابطان دادگستری باید در جرایم مشهود موضوع اتهام را به متهم ابلاغ کنند و حداکثر تا مدت 24 ساعت متهم را تحت نظر نگهداری نموده و در اولین فرصت مراتب را جهت اتخاذ تصمیم قانونی به اطلاع مقام قضایی برسانند. مقام قضایی در خصوص ادامه‌‌ی بازداشت یا آزادی متهم تعیین تکلیف می‌کند. در هر صورت باید توجه داشت که مجموع اقدامات ضابطین دادگستری، از لحظه‌ی دستگیری متهم تا انتقال او به کلانتری، ابلاغ کتبی اتهام، بازجویی و تحقیق از وی، تنظیم گزارش و صورت‌جلسه آن و نهایتاً اعزام به دادسرا نباید بیش از 24 ساعت به طول بیانجامد. در صورت عدم اعزام متهم به دادسرا در صورت گذشت انقضای 24 ساعت از زمان دستگیری مأموران طبق ماده‌ی 583 ق.م.ا قابل مجازات هستند.[9]

به‌علاوه مقنن در بند 5 ماده‌ی واحده ق.ا.ا.م.ح.ح.ش مصوب 1383 در خصوص اطلاع به خانواده‌ی متهم دستگیر‌شده، اظهار می‌دارد: « اصل منع دستگیری و بازداشت افراد ایجاب می‌نماید که در موارد ضروری نیز به حکم و تربیتی باشد که در قانون معین گردیده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به مراجع صالح قضایی ارسال شود و خانواده دستگیر‌شدگان در جریان قرار گیرند.»

بازداشت و جرایم غیر مشهود

ضایطین دادگستری در جرایم غیر‌مشهود حق بازداشت متهم را ندارند و صرفاً باید اطلاعات را جمع‌آوری کرده و تحویل مقامات قضایی بدهند همچنین طبق ماده‌ی 19 ق.‌آ.‌د.‌د.‌ع.‌ا.‌ک ضابطین چه در جرایم مشهود و چه در جرایم غیر‌مشهود حق اخذ تأمین از متهم را ندارند. اما مقامات دادسرا به منظور دسترسی به متهم و حضور به موقع وی در موارد لزوم و جلوگیری از فرار یا پنهان‌شدن یا تبانی با دیگری مکلفند پس از تفهیم اتهام به متهم یکی از قرارهای تأمین کیفری را صادر کند.[10] یکی از قرارها قرار بازداشت موقت می‌باشد.

قرار بازداشت موقت:

در قانون آ.‌د.د.ع.ا.ک موارد صدور قرار بازداشت موقت توسعه داده شده و قاضی می‌تواند در هر شرایطی متهم را توقیف کند. بند (د) ماده 32 همین قانون به تنهایی کافی است تا هر قاضی بتواند قرار بازداشت صادر کند.[11] این بند به قاضی اجازه داده تا در مواردی که آزادی متهم باعث از‌بین‌رفتن آثار و دلایل جرم شود یا موجب تبانی با متهمان دیگر یا شهود و مطلعین واقع گردد یا سبب شود که شهود از ادای شهادت امتناع نمایند، همچنین هنگامی که بیم فرار یا مخفی‌شدن متهم باشد و به طریق دیگر نتوان از آن جلوگیری کرد، قاضی حق دارد متهم را بازداشت موقت کند. قرار بازداشت موقت به دو صورت در ق.آ.د.د.ع.ا.ک پیش‌بینی شده است.

بازداشت موقت اختیاری:

ماده‌ی 32 ق.آ.د.د.ع.ا.ک به این قرار اشاره کرده است: «در موارد زیر هرگاه قراین و امارات موجود دلالت بر توجه اتهام به متهم نماید صدور قرار بازداشت موقت جایز است:

الف) جرایمی که مجازات قانونی آن اعدام، رجم، صلب و قطع عضو باشد.

ب) جرایم عمومی که حداقل مجازات قانونی آن سه سال حبس باشد.

ج) جرایم موضوع فصل اول کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی.

د) در مواردی که آزاد‌بودن متهم موجب از‌بین‌رفتن آثار و دلایل جرم شده و یا باعث تبانی با متهمان دیگر یا شهود و مطلعین واقع گردیده و یا سبب شود که شهود از ادای شهادت امتناع نمایند، همچنین هنگامی که بیم فرار یا مخفی‌شدن متهم باشد و به طریق دیگر نتوان از آن جلوگیری نمود.

ه) در قتل عمد با تقاضای اولیای دم برای اقامه‌ی دلیل داکثر به مدت 6 روز.

تبصره 1- در جرایم منافی عفت چنانچه جنبه‌ی شخصی نداشته باشد در صورتی بازداشت متهم جایز است که آزادبودن وی موجب افساد شود.

تبصره 2- رعایت مقررات بند (د) در بندهای (الف)، (ب) و (ج) نیز الزامی است.»

بازداشت موقت اجباری:

این قرار در ماده‌ی 35 قانون آ.د.د.ع.ا.ک اشاره شده است: «در موارد زیر با رعایت قیود ماده‌ی (۳۲) این قانون و تبصره‌‌های آن هر گاه قراین و امارات موجود دلالت بر توجه اتهام به متهم نماید صدور قرار بازداشت موقت الزامی است و تا صدور حکم بدوی ادامه خواهد یافت مشروط بر اینکه مدت آن از حداقل مدت مجازات مقرر قانونی جرم ارتکابی تجاوز ننماید.

الف- قتل عمد، آدم ربایی، اسید‌پاشی و محاربه و افساد فی‌الارض.

ب- در جرایمی که مجازات قانونی آن اعدام یا حبس دایم باشد.

ج- جرایم سرقت، کلاهبرداری، اختلاس، ارتشا، خیانت در امانت، جعل استفاده از سند مجعول در صورتی که متهم حداقل یک فقره سابقه‌ی محکومیت قطعی یا دو فقره یا بیشتر سابقه‌ی محکومیت غیر قطعی به علت ارتکاب هر یک از جرائم مذکور را داشته باشد.

د- در مواردی که آزادی متهم موجب فساد باشد.

ه- در کلیه‌ی جرایمی که به موجب قوانین خاص مقرر شده است»

با توجه به اینکه صدر ماده‌ی 35 که قانونگذار قاضی را در صورتی مجاز به صدور قرار کرده که قیود ماده‌ی 32 را رعایت کند و بند (د) ماده‌ی 35 نیز صدور قرار بازداشت را منوط به خوف از فرار متهم یا تبانی او و... کرده، بنابراین عده‌ای قائل‌اند که حتی با وجود ماده‌ی 35 قاضی می‌تواند از صدور قرار بازداشت امتناع کند.[12][13]

قاضی دادسرا ممکن است در صورتی که متهم قرارهای تأمین خفیف‌تر را قبول نکند این قرارها را نیز در نهایت تبدیل به قرار بازداشت موقت کند. به هرحال نکته‌ای که لازم به ذکر است این‌که در صورتی که فرد محکوم و مجازات شود مدت بازداشت موقت وی از مجازات او کم خواهد شد.

مقاله

نویسنده ميثم مراديان
جایگاه در درختواره حقوق جزا و جرم شناسی - آیین دادرسی کیفری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS