دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توکل

وهر کس که بر خداتوکل کند ، خدا امر او ار کفایت می کند ؛ خداوند فرمان خود را به انجام می رساند به یقین خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
توکل
توکل

توکل

توکل که یکی از مراحل سیر سالکان الی الله است، همان، «گزینش و پذیرش وکیل» است و «وکیل» کسی است که از سوی موکّلِ خود، تدبیر و سرپرستی کاری را بر عهده می‌گیرد. هر کس در کاری که «خُبره» آن نیست یا توان آن را ندارد، وکیل می گیرد و چون انسان، بدون علم و قدرتی که خدای سبحان به او عطا می کند، در کارهای خود نه خُبره است و نه قدرت انجام آن را دارد، پس باید بر مبدئی که خبیر و قدیر است تکیه و اعتماد کند. پس، توکل آن است که انسان در همه کارها خود را جاهل و عاجز بداند و کار خود را به خدای علیم قدیر واگذار کند.

ما برای انجام کارها و دستیابی به اهداف خود همواره از اسباب و وسایلی استفاده می کنیم و برای رسیدن به مرحله توکل باید نه تنها همه آن اسباب و وسایل را از خدا و خدا را «مسبّب الاسباب» بدانیم، بلکه باید نه خود مدعی استقلال در برابر خدا باشیم و نه برای اسباب و ابزار فعل، استقلال در سببیت قائل باشیم؛ البته توکل آن نیست که انسان کار را به خود یا سایر اسباب و علل نسبت ندهد، بلکه بایدخدای سبحان را سبب اصیل و سبب ساز هر کاری بداند و همه ماسوا را شئون و مظاهر فاعلیت خدا بداند؛ زیرا هیچ سببی در تأثیر و سببیّت خود مستقل نیست و تنها به میزانی که خدای سبحان به آن سببیت بخشیده، قدرت تأثیر دارد.

خدای سبحان بهترین وکیلِ انسانی است که از خود هیچ علم و قدرتی ندارد؛ زیرا او تنها وکیلی است که هر چه را اداره کند خبیرانه و قدیرانه می تواند به انجام رساند: ﴿ کذلک الله یفعل ما یشاء ﴾[1]، ﴿ ولکن الله یفعل ما یرید ﴾[2]، ﴿ ومن یتوکل علی الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شی‌ءٍ قدراً ﴾[3] و هر حکمی بخواهد می کند: ﴿ان الله یحکم ما یرید﴾[4].

پس او سبب غیر مغلوب و شکست ناپذیر است و هیچ مانعی نمی تواند جلو نفوذ اراده او را بگیرد و او را از رسیدن به مرادش بازدارد و یا به گونه ای بین او و هدف فعل او حایل شود: ﴿ والله یحکم لا معقّب لحکمه ﴾[5] و چون همه علل و اسباب به او منتهی می شود او برای هر متوکلی «کافی» است: ﴿ فأعرض عنهم وتوکل علی الله وکفی بالله وکیلاً ﴾[6].

اوست که انسان را هدایت می کند، هرگز به او خیانت نمی کند و جز خیر و نیکی برایش نمی خواهد، پس تنها بر او باید اعتماد و توکل کرد: ﴿ وما لنا ألّا نتوکل علی الله وقد هدانا سبلنا... وعلی الله فلیتوکل المتوکلون ﴾[7].

قرآن کریم می گوید هر مؤمنی که چهره جانش را به سوی خدا متوجه کند و بر

او اعتماد کند به دستاویزی ناگسستنی تمسک جسته است: ﴿ فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لاانفصام لها ﴾[8]؛ اما کسی که بر غیر خدا تکیه کند به تار عنکبوت چنگ زده است: ﴿مثل الذین اتّخذوا من دون الله أولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاً وإن أوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون﴾[9].

متوکل راستین کسی است که اراده خدا را بر اراده خویش ترجیح دهد و کار خداپسند را بر کار هوس پسند برگزیند؛ یعنی، به دین و احکام الهی عمل کند.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 363-364
    پی نوشت:
  • [1] . سوره آل عمران، آیه 40.
  • [2] . سوره بقره، آیه 253.
  • [3] . سوره طلاق، آیه 3.
  • [4] . سوره مائده، آیه 1.
  • [5] . سوره رعد، آیه 41.
  • [6] . سوره نساء، آیه 81.
  • [7] . سوره ابراهیم، آیه 12.
  • [8]. سوره بقره، آیه 256.
  • [9] . سوره عنکبوت، آیه 41.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS