در مقاله حاضر نویسنده با مراجعه به برخی آیات وحیانی، پاره ای از آثار و ثمرات تزکیه نفس و نیز بسترهای لازم برای انجام آن را مورد بررسی قرارداده است که با هم آن را از نظر میگذرانیم.
اهمیت تزکیه
اگر اهداف پیامبران را به اهداف ابتدایی، میانی و نهایی دسته بندی کنیم، تزکیه و تعلیم بی گمان در حوزه اهداف نهایی جای میگیرد، زیرا هدف از خلقت آدمی خلافت الهی انسان بر زمین بوده است و این مهم در صورتی تحقق مییابد که انسان به کمال اسمایی دست یابد و اسمای ودیعه در ذات خویش را به فعلیت رساند؛ بنابراین ضروری است که به مسئله تعلیم و تزکیه به عنوان دو امر مهم در راه رسیدن و فعلیت بخشیدن به کمال اسمایی و دست یابی به خلافت الهی توجه ویژه ای مبذول دارد.
از میان تعلیم و تزکیه، نمیتوان نقش هر دو را در یک حد و اندازه تلقی کرد، بلکه تعلیم و تعلم نسبت به تزکیه نقش ابزاری دارد. به این معنا که انسان برای رسیدن به تزکیه نیاز به شناخت و معرفت مسایل و امور دارد تا با بصیرت وچشمانی باز حق را از باطل بازشناسد و مفید از مضر را جدا کند. از این رو به شناخت و دانشی نیاز دارد تا راه را از چاه و هدایت را از ضلالت بازشناساند. بر این اساس میتوان از جهت ابزاری بودن، تعلیم و تعلم را بر تزکیه و تطهیر مقدم داشت و از جهت غایی و ارزشی، تزکیه را بر تعلیم برتر و مهم تر قلمداد کرد. در آیات قرآنی میتوان هر دو نگرش ابزاری و ارزشی را در مسئله تبیین تعلیم و تزکیه مشاهده کرد. در آیه 129 سوره بقره تعلیم بر تزکیه مقدم داشته شده و این تنها موردی است که این گونه بیان شده است. در این آیه تعلیم به جهت نقش مقدمی و ابزاری آن بر تزکیه مقدم شده است و خداوند در بیان هدف فرستادن پیامبران از زبان حضرت ابراهیم(ع) در حق حضرت اسماعیل(ع) و فرزندان و نوادگانش میفرماید: «ای پروردگار ما! و برانگیز در میان ایشان رسول و پیامبری از خودشان تا بر ایشان آیات تو را برخواند و کتاب و حکمت را به ایشان تعلیم دهد. به درستی که تو خود عزیز و فرزانهای.»
در آیات 151 سوره بقره و 164 سوره آل عمران و نیز آیه دوم سوره جمعه تزکیه بر تعلیم از نظر ذکری مقدم شده است تا بر اهمیت و ارزش واقعی آن تاکید شود. در این آیات تزکیه از نظر ارزشی و اهمیت، بر تعلیم مقدم شده است تا دانسته شود که تزکیه به عنوان هدف و غایت حرکت انسانی از ارزش و جایگاه ویژه ای برخوردار است. در همه این آیات تزکیه و تطهیر نفوس به عنوان یکی از اهداف مهم رسالت و بعثت مورد تاکید و توجه قرار گرفته است. سوگندهای متعدد دربیان مسئله تزکیه خود دلیل و شاهدی دیگر بر اهمیت تزکیه و جایگاه ارزشی تطهیر نفوس ازدیدگاه قرآن است. خداوند در 9 آیه نخست سوره شمس با تکرار سوگندها میکوشد تا به اهمیت مساله تزکیه توجه دهد.دراهمیت تزکیه همین بس که نخستین درخواست حضرت ابراهیم پس از بنای کعبه این بوده است که فرزندانش تحت عنایت ویژه حق تعالی از هرگونه آلودگی هایی پاک و پیراسته گردند و خداوند خود عهده دار تزکیه و تطهیر ذریه وی گردد. (بقره آیات 127 و 129)
آثارتزکیه
در راستای تبیین ارزش و اهمیت تزکیه میتوان به امور دیگری نیز توجه داد. بیگمان اهمیت و ارزش هرچیزی با توجه به کارکردها و نقشی که در زندگی انسانی به عهده دارد، شناخته میشود. با بیان آثارتزکیه در زندگی انسان میتوان، از ارزش و جایگاه بلند تزکیه آگاه شد.ازاین رو در این جا آثار فردی و اجتماعی تزکیه و دیدگاه قرآن درباره کارکردها و آثار آن بیان میشود.
واژه تزکیه که از ماده زکو به معنای پاکی و نمو، رشد و صلاح و شایستگی و ستایش است، (لسان العرب ج 6 ص 64) دراصطلاح قرآنی به معنای تزکیه نفس درمورد نظر و توجه ویژه است. تزکیه نفس در اصطلاح قرآنی، تلاش برای دست یابی به سبب هایی است که به پاکی نفس انسانی میانجامد و این دارای دو قسم است:1- تزکیه نفس که با عمل شایسته حاصل میشود و آدمی میکوشد تا درعمل،منش و کنش و واکنشهای خویش، شایسته و معروف را به جا آورد و از ناشایست پرهیز کند. این گونه تزکیه نفس که عمل درست و مورد ستایش و پذیرش قرآن و پیامبران است، تزکیه ای است که از سوی همگان مورد ستایش قرارگرفته و مومنان خواهان دست یابی به آن هستند و اصطلاحاً تزکیه و تطهیر عملی میباشد2- تزکیه گفتاری که ستایش ازخویش و درحقیقت از حوزه عمل بیرون است. این گونه تزکیه نفس، امری ناپسند و مذموم است؛ زیرا شخص به جای آن با عمل و کارهای نیک وپسندیده، خود را تطهیر و پاک نماید با کلام وگفتار میکوشد تا خود را پاک و مطهر بنمایاند. چنین تزکیه نفسی نه تنها مقبول و پسندیده شرع و شارع نیست بلکه خداوند آن را امری مذموم دانسته است. (نگاه کنید: مفردات راغب اصفهانی ص 380 ذیل ماده زکا) آن چه در این نوشتار مورد توجه و تاکید است، تزکیه عملی نفس است. نتایج و آثار چنین تزکیه ای به خود انسان برمی گردد و او از آن بهره مند میشود.(فاطر آیه 18) قرآن برای تزکیه عملی نفس و تطهیر آن از سوی مومنان، آثار و نتایجی را بر میشمارد که در این جا به مهم ترین آنها اشاره میشود.
بی گمان هدف از همه تلاشهای انسانی، دوری از نقص و رسیدن به کمال است. انسان از همان کودکی در تلاش است تا به مطالب و خواسته هایی که در نظرش بزرگ و مهم و ارزشی است دست یابد. رهایی از نقص و دست یابی به کمال موجب میشود تا انسان همه حرکتها و تلاش و کوشش خود را در این راستا سامان دهی و هدایت کند. شناخت اینکه چه چیزی کمال است شاید برای فطرت سالم و پاک، دشوار نباشد ولی از آن جایی که انسان در معرض تعلیم و تربیت غلط قرار میگیرد و عوامل محیطی و بیرونی و حتی برخی از تمایلات و خواهشهای درونی، وی را به سوی دیگر سوق میدهد، امکان اینکه در دام اشتباه و غلط بیفتد بسیار است. این گونه است که امور و مطالبی را کمالی و یا کمال میشمارد که در حقیقت کمال نماست و چیزی از کمال در خود ندارد. از این رو نیاز به تعلیم و تربیت درست دارد تا وی را به سوی کمال واقعی و کمال مطلق راهنمایی و هدایت کند.
رستگاری نهایی
نقش پیامبران در حقیقت بازنمایی حقیقت و نشان دادن کمال واقعی و حقیقی به انسان است. یکی از کمالاتی که قرآن و پیامبران به طور عموم به بشر نشان دادهاند رستگاری است. رستگاری به معنای رهایی از همه نقصها و رسیدن به کمال مطلق است. بی گمان خداوند به عنوان مصداق اتم و کامل کمال مطلق میتواند به عنوان هدف انسانی مورد توجه و اهتمام قرار گیرد. رسیدن به این کمال به معنای رستگاری نهایی است؛ زیرا هنگامی که انسان به کمال مطلق رسید از آسایش و آرامشی برخوردار میگردد که قابل تصور و تصویر نیست. قرآن، رستگاری را به عنوان کمال انسانی مورد تاکید قرار میدهد و از انسان میخواهد بدان سو حرکت و تلاش کند. این گونه است که رستگاری و فلاح به عنوان هدفی بزرگ مورد تاکید قرآن قرار میگیرد و به انسان مومن مینمایاند که در این راه تلاش کند. در آیه 7 و 9 سوره شمش به این مهم اشاره میشود که تنها راه رسیدن به این کمال (یعنی رستگاری) تزکیه نفس است: و نفس و ما سویها قد افلح من زکیها؛ سوگند به نفس و آنچه نفس را تسویه و متعادل ساخت. به درستی کسانی رستگار شدند که تزکیه نفس کردند.
تزکیه نفس موجب میشود که رضایت خداوند به عنوان آفریدگار، پروردگار و مالک و صاحب اختیار انسانی جلب شود. (لیل آیه 18 و 21) لذا شخص مورد توجه و عنایت ویژه خداوندی قرار گرفته و تحت ربوبیت و پروردگار او پرورش مییابد و امکان فهم درست حقایق وجودی و نیز آیات قرآن نصیب او میگردد و با شناخت بهتر و بیشتر در مسیر کمالی حرکت میکند. (واقعه آیات77 و 79) و هرچه عمل تزکیه در انسان تشدید شود، راههای تازه ای پیش روی وی گشوده میشود و به مقامات جدیدی دست مییابد.
رسیدن به هر مقامی مستلزم آن است که فرد، خود را ازنظر ظرفیتی و توانایی پذیرش، آماده سازد. این ممکن نمی شود مگر آن که شخص در یک حرکت جوهری آنچه را از علم حقی و رشدی دریافته است عمل کند و دانش الهی خود را به شکل علم وجودی در خود ثابت گرداند. علمی که از طریق عمل، جوهر ذات انسان میشود موجب میشود تا وجودش به سوی کمالی بالا رود. این گونه است که کلمه طیب و دانش رشدی او که در شکل و قالب ایمانی خودنمایی میکند به کمک و یاری عمل صالح بالامی رود و او را به مقامات برتر سوق میدهد. از جمله این مقامات میتوان به مقام محمود و مقام تسلیم اشاره کرد.
مقام تسلیم
قرآن در تبیین آثار تزکیه بیان میدارد که چگونه شخص مومن و عالم با پاکیزگی و تطهیر باطنی از آلودگیها میتواند به مقام تسلیم دست یابد. این مقام هم میتواند فردی باشد و هم جمعی. بدین معنا که تزکیه نفس اگر به صورت فردی باشد، انسان به مقام تسلیم دست مییابد که مقام رهایی از هرگونه شرک و بت پرستی است و به آن چه خداوند در حق وی اعمال میکند تسلیم است و از هرگونه پلیدی سالم است. مقام تسلیم به معنای مقام سلامت نیز میباشد؛ زیرا انسان تسلیم در برابر خدا از هرگونه عذاب و آتش و پلیدی سالم و در سلامت است. نشانه این تسلیم میتواند قلب سلیم باشد که در برخی از آیات بدان اشاره شده است.
همچنین مقام تسلیم میتواند مقامی جمعی باشد؛ به این معنا که اگر انسانها خود را تزکیه نمایند، به امتی تبدیل میشوند که از هر پلیدی و رنجی رهایی مییابند. خداوند در آیات 128 و 129 سوره بقره با اشاره به مساله تزکیه نفس جمعی میفرماید: ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک... و یزکیهم انک انت العزیز الحکیم؛ ای پروردگار ما! و قرار ده ما را مسلم و اهل تسلیم خودت و نیز از فرزندان ما امتی مسلم برای تو...
در این آیه سخن از امت تسلیم است، امتی که آیات الهی را میخوانند و کتاب و حکمت را تعلیم میگیرند و تزکیه نفس میکنند. از آن جایی که بعثت و هدفهای آن (تعلیم و تزکیه) از ضروریات بنیادی برای تشکیل امت مسلمه است میتوان گفت که مایه رسیدن امتها به مقام تسلیم در برابر خداوند، تزکیه و تطهیر از آلودگی هاست.
از آن چه گفته شد، دانسته میشود که تزکیه نفس چه آثار مهمی میتواند برای افراد و یا جوامع بشری داشته باشد. به این معنا که نقش و کارکرد تزکیه را نمی توان در حوزه فردی خلاصه کرد، بلکه آثار اجتماعی تزکیه که به اشکال مختلف و متنوع بروز و ظهور میکند، نشان میدهد که تزکیه دارای چه اهمیت و ارزشی در حوزه مسایل اجتماعی جوامع بشری دارد و مسئولان امور اجتماعی تا چه حد و اندازه میبایست به این مهم توجه کرده و برای رسیدن و ایجاد آن برنامه ریزی و هزینه کنند.
در آیه 151 سوره بقره و نیز آیه 164سوره آل عمران به جایگاه رفیع و ارزشمند تزکیه در مسایل اجتماعی جامعه توجه داده شده است و بیان میشود که چگونه خداوند بر امت اسلام منت نهاده و آنان را به کمک پیامبر اسلام(ص) تزکیه نموده و از ناپاکیها رهایی بخشیده و امتی سالم و مسلم ایجاد کرده است. بنابراین ضروری است تا برای ایجاد جامعه سالم و کمالی و امت نمونه و شاهد به اصل تزکیه توجه ویژه ای مبذول شود. این مهم تحقق نخواهد یافت مگر آن که صاحبان امور اجتماعی و آموزشی و پرورشی جامعه دراین راستا برنامه ریزی و تلاش کنند.
نکته دیگری که از این آیات میتوان استباط کرد، مسئله آموزشی و پرورشی تزکیه است. به این معنا که خداوند تزکیه امت را به عنوان تزکیه پیامبر(ص) برشمرده است. این مطلب نشان میدهد که مسئله تزکیه، نیازمند تعلیم و پرورش از سوی کسانی است که خود به دانش و تزکیه نفس دست یافته باشند. از این رو نمی توان امور آموزشی و پرورشی نسلها را به کسانی سپرد که خود اهل تزکیه نفس نمیباشند و در گمراهی و ضلالت به سر میبرند.
زمینهها و بسترهای تزکیه نفس
برای رسیدن به تزکیه نفس زمینه ها، عوامل و بسترهای مناسبی لازم است تا شخص در فضای مناسب بتواند خود و جامعه را تزکیه نماید. تزکیه عملی است که نیازمند شرایط و مقتضیات است. درآیات قرآن به این مسئله نیز توجه داده شده تا اشخاص و نیز مدیران اجتماعی و آموزشی خود و جامعه را تزکیه نمایند. از جمله اموری را که قرآن به عنوان بستر و مقتضی تزکیه برشمرده میتوان به ایمان اشاره کرد. قرآن ایمان را راهی برای تزکیه و رشد آدمی بر میشمارد و میفرماید: و من یاته مومنا قد عمل الصالحات فاولئک لهم الدرجات العلی، جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و ذلک جزاء من تزکی (طه آیه 57 و 67) در این آیه بیان شده است که ایمان به عنوان عامل و بستری مهم برای تزکیه به شمار میآید؛ زیرا کسی که از ایمان برخوردار نباشد انگیزه ای برای تزکیه نفس نمی یابد و راهی را به سوی کمال واقعی نمیجوید؛ چون که انسان هر چند به خاطر فطرت خود به سوی کمال گرایش دارد، ولی کمال را به درستی نمی شناسد و تحت تاثیر محیط و تربیت ممکن است اموری را کمالی یابد که نقص و ضدکمال است، از این رو تنها کسانی که اهل ایمان هستند، با یاری و راهنمایی وحی میتوانند به درستی کمال را بشناسند و در راستای آن خود را تزکیه کنند و اموری را که ناشایست و ضدکمالی است از خود طرد نموده و تزکیه کنند.
از این جا نقش تعلیم در مساله تزکیه، خود را به عنوان بستر و مقتضی مهم نشان میدهد؛ زیرا تزکیه درست و واقعی از امور نیازمند دانش است. تا انسان حق را از باطل و خیر را از شر و کمال را از نقص باز نشناسد نمی تواند خود را تزکیه کند: زیرا اموری را کمالی مییابد که در حقیقت نقص است و یا امری را قابل تزکیه میداند که برای نفس و رسیدن به کمال مفید است. از این رو قرآن، تعلیم را به عنوان ابزار و بستری برای تزکیه صحیح نفس برشمرده و بر مقدمی بودن آن تاکید ورزیده است. (بقره آیه 129)
تعلیم کتب آسمانی که در همین آیه به عنوان بستری برای تزکیه ذکر شده است از باب بیان مصداقی تعلیم است؛ به این معنا که در کتب آسمانی و وحیانی راه حق از باطل و نقص از کمال بازشناخته شده است و اشخاص میتوانند با بهره گیری از کتب آسمانی راه را بازشناسند و خود را در مسیر درست و حق، تزکیه کنند. تعلیم حکمت نیز این گونه توجیه پذیر میشود، چنان که تشریع احکام نیز در همین مسیر تبیین و تحلیل میگردد؛ زیرا انسان، خود به همه مسایلی که وی را به کمال برساند آگاه نیست و نیازمند آگاهی و تعلیم خداوندی است که خالق و پروردگار اوست.
آموزههای دستوری و احکام تشریعی خداوندی که از طریق وحی به بشر رسیده به انسان کمک میکند تا با عمل به آنها خود را به سرعت و آسانی به کمال برساند و نفس خویش را تزکیه کند و از آلودگیها نجات دهد. در برخی از آیات قرآن که در بیان تشریع احکام وارد شده به فلسفه و حکمت احکام اشاره شده است. به عنوان نمونه در تبیین تشریع حکمت روزه آمده است که هدف از تشریع روزه تطهیر میباشد. در حقیقت احکام الهی به منظور دست یابی انسان به کمال و رهایی از نقص(تزکیه) جعل و تشریع شده است. در آیه 6 سوره مائده به این مساله اشاره شده که تشریع احکام و واجبات برای این بوده است که انسان به کمک عمل به احکام و قوانین، خود را تزکیه کند. تاکید بر عمل از آن روست که تزکیه گفتاری هیچ گونه تاثیر و نقشی در تزکیه واقعی ندارد؛ انسان با گفتار نمیتواند ذات و ماهیت و شاکله وجودی اش را تزکیه کرده و به کمال رساند.
ضرورت عمل صالح برای تزکیه
آن چه موجب میشود تا انسان شاکله وجودی خود را بر پایه آموزههای وحیانی بازسازی و کامل نماید، عمل صالح است. عمل صالح به معنای عمل به شایستهها و دستورها و آموزههای وحیانی و اجتناب از گناه و ناشایست است.
انسان با عمل صالح است که تزکیه واقعی میکند و در ذات و هویت خود تغییر جوهری پدید میآورد. در آیات 75 و 76سوره طه عمل صالح راهی برای تزکیه شمرده شده است. عمل صالح شامل هر آموزه دستوری و فرمان الهی است که از طریق وحی تشریع شده است. از جمله این امور میتوان به زکات (توبه آیه 103)، صدقه نجوا (مجادله آیه 12) رعایت آداب معاشرت (توبه 27و 28)، رعایت حریم پیامبر (احزاب آیه 53) حضور در مساجد (توبه آیه 108) رعایت عفت (نور آیه 30) انفاق (لیل آیه 18 و 20) اشاره کرد. اینها تنها بخشی از احکام وحیانی است که خداوند به انسان آموخته است که به کمک آنها میتواند خود را از نقص و پلیدی تزکیه کند و به کمال مطلق دست یابد. تاکید قرآن بر این موارد یا از باب بیان مصداق است و یا از باب تاکید خاص بر برخی از احکام تشریعی و راههای رسیدن به تزکیه. از این رو نمیتوان به این مسایل و امور بسنده کرد و باید به همه شایستهها و احکام الهی به عنوان راه ساده و آسان و کوتاه رسیدن به تزکیه توجه داشت و از تعلیم وحیانی بهره مند شد.