دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سخنگویان یا مهندسان افکار عمومی

پژوهش‌ها چگونه افکار عمومی را مهندسی و جهت دهی می‌کنند؟
سخنگویان یا مهندسان افکار عمومی
سخنگویان یا مهندسان افکار عمومی

پژوهش‌ها چگونه افکار عمومی را مهندسی و جهت دهی می‌کنند؟

وقتی از رابطه پژوهش و سیاستگذاری سخن گفته می‌شود، تصور می‌شود بازاری وجود دارد که افراد یا نهادهایی شناخت و آگاهی را عرضه می‌کنند و در سوی دیگر، سیاستگذاران و مدیران (اعم از بخش دولتی و خصوصی) متقاضی این شناخت و آگاهی هستند. گمان اولیه این است که کاربرد نتایج تحقیقات را چنین رابطه‌ای تعیین می‌کند.

در عمل، رابطه پیچیده‌تر از این مدل است و پژوهش، کاربردهایی متنوع دارد. اگر پژوهش تنها برای سیاستگذاری انجام می‌شد، چنین مدلی می‌توانست به درک مشکلات پژوهش‌ها کمک کند. ولی پژوهش‌ها تنها به این قصد انجام نمی شوند. یکی از کاربردهای مهم پژوهش، به کارگیری آن برای مدیریت افکار عمومی و رقابت‌های اجتماعی و بوروکراتیک است. از این رو، باید مدل رابطه پژوهشگر و جامعه را به واسطه مفهوم افکار عمومی در نظر گرفت. به مدد این مفهوم، می‌توان یکی از مهمترین مسائلی را که پژوهش با آن درگیر است، فهم کرد. همین نکته است که بر محتوای پژوهش یعنی موضوع پژوهش و نیز شیوه‌های انتشار نتایج آن و نحوه سخن گفتن درباره پژوهش اثر دارد.

پژوهش‌های ملی (دست کم آن نوع از پژوهش هایی که به مطالعه گرایش‌ها و رفتارهای مردم می‌پردازند) در نسبت با افکار عمومی، کارکردی دوگانه دارند. این پژوهش ها، هم افکار عمومی را بازتاب می‌دهند و هم به آن شکل می‌دهند. پژوهش‌های ملی از یک سو، تصویری از وضعیت افکار عمومی ارائه می‌کنند، این که جامعه آماری مورد بررسی درباره یک مسئله خاص (مثل مجازات مجرمین در ملاعام یا سیاست‌های اقتصادی یا فرهنگی و ...) چگونه می‌اندیشد، تا چه حد با آن موافق یا مخالف است، در کدام لایه‌های اجتماعی، موافقت یا مخالفت بیشتری دیده می‌شود و... از دیگر سو، پژوهش‌ها همزمان بر افکار عمومی هم اثر می‌گذارند تصویر افکار عمومی را به خود او باز می‌نمایانند و آن را تقویت یا سست می‌کنند. نمونه روشن آن را می‌توان در نظرسنجی‌های انتخاباتی دید که ممکن است نتایج آن باعث دلسردی هواداران یک کاندیدا یا دلگرمی آنان شود و به نوبه خود رفتاری متناسب با آن انجام دهند.

این کارکرد پژوهش با اصطلاح «نظرسازی» شناخته می‌شود. به عبارت دیگر، «نظرسازی» یعنی انتشار نتایج غیرواقعی برای انحراف افکار عمومی یا ایجاد انفعال در میان هواداران رقیب. در واقع، پژوهش‌ها علاوه بر آن که اطلاعاتی را درباره جهان اجتماعی تولید می‌کنند، با انتشار نتایج، بر جهان اجتماعی نیز اثر می‌گذارند و آن را تغییر می‌دهند.

از آنجایی که افکار عمومی یکی از منابع قدرت اجتماعی و سیاسی است، در نتیجه رقابتی وسیع برای جلب توجه آن وجود دارد؛ رقابتی گسترده و عمیق که بین گروه‌های اجتماعی برای کسب سخنگویی افکار عمومی دیده می‌شود. گروه‌های مختلف تلاش می‌کنند خود را سخنگو یا نماینده افکار عمومی معرفی کنند و به این ترتیب وجاهتی را برای اهداف، سیاست‌ها و رویه‌های خود مهیا کنند و خواست هایشان را معادل خواست افکار عمومی معرفی کنند. گسترش نظرسنجی‌ها در دو دهه اخیر نشان دهنده اهمیت افکار عمومی است. در حال حاضر، بسیاری از مدیران سازمان‌ها و دستگاه‌های اجرایی، سیاست‌ها و تصمیمات خود را به خواست افکار عمومی نسبت می‌دهند. در این سال‌ها این جمله آشنا را از زبان مدیران سازمان‌ها یا دستگاه‌های اجرایی زیاد می‌شنویم که «نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند اکثریت پاسخگویان با این تصمیم موافق یا مخالف بوده‌اند».

همچنین پژوهش‌های اجتماعی با وجاهت بخشیدن به اهداف یا عملکرد یک سازمان، قدرت آن را در رقابت درون بوروکراسی افزایش می‌دهند. می‌توان نمونه‌های متعددی را آورد که چگونه نقش پژوهش‌های اجتماعی در رقابت‌های اجتماعی در حال افزایش است.

چنین کارکردی لزوماً نقش مثبتی برای پژوهش‌ها ندارد. در شرایط ضعف اجتماع علمی و رقابت‌های میان پژوهشگران علوم اجتماعی، معیارهای دیگری برای ارزیابی نتایج پژوهش مطرح می‌شوند. رقابت برای سخنگویی افکار عمومی، به رقابت برای اعتباربخشی یا اعتبارزدایی از تحقیق تبدیل می‌شود. زیرا اگر نتایج یک تحقیق با دعاوی گروه هایی موافق یا مخالف باشد، بر موقعیت آن گروه اثر می‌گذارد. اگر تحقیقی اعتبار دعاوی یک گروه را تایید کند، آن تحقیق را دارای اعتبار علمی می‌داند و اگر مخالف باشد، دراعتبار علمی آن تردید می‌کند. به این ترتیب، بیش و پیش از آنکه پژوهش معیار شناخت ما از جهان اجتماعی باشد، مواضع ما تعیین کننده اعتبار تحقیق خواهند شد.

در چنین فضایی، پژوهش اجتماعی خود را در برابر دو نیروی مخالف هم می‌بیند. از یکسو، با خواست کسانی روبه روست که می‌خواهند پژوهش، تاییدکننده مواضع آنان باشد. روشن است با تنوع گروه‌های اجتماعی، مواضع متفاوتی وجود دارد و پژوهش عملاً نمی تواند تمام مواضع را تایید کند. از سوی دیگر، پژوهش خود را در برابر معیارهای اجتماع علمی می‌بیند که با موازین آن سازگار باشد.

چنین فضایی اثر خود را بر محتوای پژوهش و حتی شیوه گزارش داده‌های آن می‌گذارد. از این رو، باید پژوهش را هم محصول چنین فضایی دانست. در این صورت، نتایج پژوهش در موضوعات مستقیماً مورد مطالعه آن منحصر نمی شوند. این که چه چیزهایی از یک مطالعه غایب هستند، نتایج چگونه منتشر شده اند، تا چه حد به نتایج پژوهش‌ها دسترسی وجود دارد و ... همگی خود از نتایج پژوهش اند. این بدان معناست که کلیت یک پژوهش هم، داستانی از فضای اجتماعی که در آن تولید شده می‌گوید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

گویی اندیشمندان شرق و غرب، در این راه به مسابقه پرداخته اند، تا دقیق ترین و صحیح ترین و استوارترین برهان وجود شناختی را عرضه کنند. غربی ها در این راه به اعتراف خودشان شکست خورده و علی الظاهر به بن بست رسیده اند.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
Powered by TayaCMS