دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اضراب

No image
اضراب

كلمات كليدي : اضراب، علم بدیع، علم معانی، علم نحو، بدل مباین، بداء

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

اصطلاحی مشترک در علم نحو، معانی و بدیع است که در لغت به معنی «روی گردانیدن»، و در اصطلاح بدیع آن است که گوینده نخست چیزی بگوید و سپس به واسطۀ یکی از حروف اضراب (مانند بَل، بلکه؛ نه)، به منظور نکته‌ای بلاغی (مانند مبالغه یا تأکید)، از سخنِ خود برگردد و در علم بدیع، شرط اضراب این است که بر زیبایی سخن بیفزاید، مانند:

مرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود

نــــــــبود دنــــدان لا بل چراغ تابان بـود

(رودکی)

نتیجۀ اضراب، گاه ابطالِ حکمِ ماقبل و گاه انتقال از مقصودی به مقصود دیگر است.

اضراب را در علم معانی «بَدَلِ مُباین» و «بداء» نیز خوانده‌اند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS