دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توان علمی

No image
توان علمی

شیخ صادق بن محسن اعسم نجفى گفته است:

«هرگاه سیّد صدرالدّین بر شیخ محمّدحسن، صاحب جواهر و شیخ حسن، فرزند شیخ جعفر کاشف الغطاء در نجف وارد مى شد، آنان با تمام قامت جلوى پاى سیّد بر مى خاستند و جلو او دو زانو، مثل شاگرد، مى نشستند و حال آن که آن دو از استادان درجه اوّل حوزه علمیه نجف اشرف محسوب مى شدند.

در کتاب تکمله چنین آمده است:

روزى شاگردان صاحب جواهر، دور استاد خود حلقه زده بودند که آیت الله سیّد صدرالدّین جبل عاملى وارد شدهمین که شیخ، سیماى نورانى سیّد را ملاحظه کرد، از جا بلند شد و به استقبال وى شتاف تشانه هاى بستر سیّد را گرفته، در جایگاه خود نشاند و خود نیز مانند شاگردان در برابر سیّد زانو زد. در خلال گفت و گوهاى علمى، سخن از اختلاف آراى فقها به میان آمد که سیّد رشته کلام را به دست گرفت تا رسید به طبقات فقها و آن چنان موضوع مورد بحث را تبین کرد که شنوندگان متحیّر شدند و بعد صاحب جوابى فرمود: «عجیب جواهر گهر بارى از کام سیّد فرو افتادسبحان الله سبحان الله از این ذهن جوّال و فکر سیّال. به خدا سوگند این سیّد از عجائب روزگار است بایسته است فقهاى ما خود را براى خوشه چینى از خرمن دانش سیّد آماده سازند[21]».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS