دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دام شیطان

بهشت در لا به لای ناراحتیها و دوزخ در لا به لای شهوات پیچیده شده است. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
دام شیطان
دام شیطان

قال علی علیه السلام

انّ الجنةَ حُفّتْ بالمکاره، وانّ النّارَ حُفّتْ بالشهوات

(نهج البلاغه، خطبه 176)

بهشت در لا به لای ناراحتیها و دوزخ در لا به لای شهوات پیچیده شده است.

توضیح :

دام شیطان

در روایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) از تعلّقات مادّی به عنوان دام و وسیله صید، و از بسیاری از گناهان به عنوان "مصائد" یا "حبائل" شیطان یاد شده است؛ یعنی، گناهان دامهایی است که شیطان به وسیله آنها انسانها را شکار می کند و بندها و طنابهایی است که با آنها انسانها را به بند می کشد و البته طنابها هم رنگارنگ و ضخیم و نازک است و شیطان هر کسی را با نوع خاصّی می فریبد. اگر ایمان کسی قوی باشد، با طناب ضخیم و اگر ضعیف باشد، با طناب باری او را به بند می کشد.

به هر تقدیر گناه دام است و برای این که پرنده ای را در دام، گرفتار کنند دانه ای در دام می ریزند و زرق و برق و جاذبه به آن می دهند و از این رو در نصوص دینی آمده است: "حفّت النّار بالشّهوات"[1]: آتش جهنّم با لذّتها و شهوتها پیچیده و درهم آمیخته است؛ به این معنا که، درون، دام آتش و بیرون، جام شهوت است و انسان به طمع جام شهوت به دام شعله می افتد. چنان که: "حفّت الجنّة بالمکاره"[2]بهشت با سختیها پیچیده است؛ یعنی بهشت در درون سختیها وجود دارد، درون، دام محَبّت و بیرون، جام محنت است. بنابر این دامهایی که در رسالة الطّیر بدانها اشاره شده است مسبوق به تعبیرهای موجود در نصوص دینی سابقه دارد.

    منبع :برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی صص 318-319
    پی نوشت:
  • [1] . نهج البلاغه، خطبه 176.
  • [2] . همان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS