دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وصیت نامه

No image
وصیت نامه

وصیت نامه

میرزا محمّد باقر موسوى خوانسارى خطاب به برادرش، (محمّد هاشم)([43]) در فرازى از وصیت نامه اش چنین نوشته است که اینک بخشى از آن را مى آوریم:

«عزیز من! نماز را به وقت بکن، اذان در خانه را بلند بگو که باعث رفع همه ناخوشى ها است، دعاهاى صباح و مساء را بلند بخوان و به جمیع اهل خانه امر کن بخوانند و با والده و برادران و همشیرگان خود بسیار سلوک خوش کن و دل هر یک را به دست آور که هم خدا و هم پدر و هم استاد تو که پدر تو باش، از تو راضى باشند، و روزها را مشغول مطالعه و علم باشد و بیکار کنندگان([44]) را به خود راه مده و از خداوند عالم مسئلت کن عزت دنیا و آخرت را... و هر روز على الحساب یک حزب از قرآن تلاوت نما که باعث اصلاح امر معاش و رسیدن به مراد مى باشد و در شب ها و روزهاى جمعه، اموات خود را سیّما اهل حقوق از ایشان را به سوره یس یا الرّحمن یا غیر آن شاد نما که خدا تو را شاد کند و هر ساله گوسفند صحیح قربانى کن، اگر چه به قرض کردن باشد، چنانچه پیغمبر خدا(صلى الله علیه وآله) امر فرمود و در دهه عاشورا لامحاله لامحاله، ده مجلس روضه ومصیبت دارى جناب سیدالشهداء ـ علیه التحیة والثناء ـ برپا نما و پدر و مادر خود را از یاد خود بیرون مکن، اگر چه در قنوت نمازت باشد و صبح را زودتر برخیز که وقت اذان لامحاله بیدار باشى تا خداوند وسعت روزى به تو دهد.»([45])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS