28 فروردین 1396, 5:52
سازگاري با محيط و ديگران را ميتوان نشانه هوش اجتماعي و استعداد فرد محسوب كرد و از سويي ديگر كم طاقتي در مقابل حالات و رفتار دشوار و ناهنجار ديگران نيز، ريشه در كم ظرفيتي دارد. تلاش براي داشتن يك زندگي دور از تنش و پرخاش و مشكلات رفتاري، موجب آسايش روح و سلامت خانواده است. همه افراد در خصلتهاي اخلاقي و شيوه رفتار، يكسان نيستند. اين تفاوت در برخي از موارد بروز ميكند و مايه اختلاف ميشود، اختلافي كه البته قابل اجتناب است. بعضي با ديگران، چه در محيط خانه و محل كار، يا در محله و منطقه سكونت، با ديگران ناسازگار هستند. ناسازگاري با ديگران، نشانه نوعي غرور و خودخواهي و خودبرتربيني نسبت به مردم است و نتيجه آن هم تنها ماندن و انزواست. از سوي ديگر، بيطاقتي در مقابل حالات و رفتار دشوار و ناهنجار ديگران نيز، ريشه در كم ظرفيتي دارد و به تشديد اين تعارض و ناسازگاري ميانجامد. اگر در دستورهاي ديني ما به حسن خلق تاكيد شده است يكي از مصداقهاي بارز آن مداراست. به قول حافظ: آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است/با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
مدارا يك تكليف اخلاقي در اسلام است. از رسول خدا (ص) روايت است؛ همانگونه كه پروردگارم مرا به انجام واجبات فرمان داده است به مدارا با مردم دستور داده است. در حديث ديگري چنين آمده كه جبرئيل به محضر رسول خدا (ص) آمد و از سوي خدا چنين پيام آورد كهاي محمد!پروردگارت سلام ميرساند و به تو ميگويد؛ با بندگان من مدارا كن. نيز در حديث است از پيامبر (ص) كه فرمود: نيمي از ايمان مداراي با مردم است و نيمي از زندگي رفق و ملاطفت با آنان است. حتي خارج از قلمرو دين و آيين هم، آنان كه خواستار يك زندگي دلنشين و پسنديده باشند، در سايه همزيستي مسالمتآميز و رفق و نرمش با ديگران و رفتار شايسته، بهتر به اين خواسته ميرسند، تا در سايه خشونت و برخورد ناسازگارانه و بهانهجويانه و عيبگيرانه و خودپسندانه. سعه صدر و ظرفيت براي تحمل ديگران، لازمه دست يافتن به يك زندگي خوب است. در مواردي كه اختلاف سليقه و ديدگاه يا تفاوت در مشي و رفتار و روش وجود دارد، باز هم با و سعت نظر و مدارا ميتوان مانع بروز مشكلات شد. تعيين مرزهاي دقيق در مباحث اخلاقي و مسائل فرهنگي مهم است. ما به همان اندازه كه مدارا و حسن خلق و حلم و معاشرت شايسته ماموريم، به تولي و تبرّي و مرزبندي مكتبي در دوستيها و دشمنيها و صفآرايي در برابر دشمن و مقاومت بر سر مواضع و بيتفاوت نبودن در مقابل بديها و بدان موظف هستيم. اين دو مساله از هم جداست و هر كدام جاي خاص خود را دارد. درست است كه در مسائل اعتقادي نبايد كوتاه آمد و ارزشها را نبايد فروخت و با دشمنان فكري و مرامي نبايد كنارآمد، اما معاشرت با مردم موضوع ديگري است. حتي در ارتباط با دشمن هم بحث مدارا تاكيد شده است، چرا كه گاهي سبب جذب آنان ميشود، بيآنكه از مباني و اصول خويش دست برداريم. حضرت امير (ع) ميفرمايد: با مردم آنگونه مخالطت و معاشرت داشته باشيد كه اگر مرديد با رفتاري كه داشتهايد بر شما گريه كنند و اگر زيستيد، بر شما دلسوزي و شفقت كنند. اين، نه به معناي بيتفاوتي در مقابل حق و باطل و صلاح و فساد، يا زير پا نهادن ارزشهاي مكتبي و ناديده گرفتن اصول و مباني است، بلكه سلوك شايسته و حسن خلق و اخلاق نيك و جاذبه رفتاري است كه حتي بيگانه را هم جذب ميكند. از امام صادق (ع) در تفسيرآيه «و قولو للناس حسنا»؛ با مردم نيكو سخن بگوييد، نقل شده كه فرمود: رفتار با مؤمنان همراه با چهره گشاده باشد و با مخالفان بر اساس مدارا باشد، تا آنان را هم به ايمان و خط فكري خويش جذب كنيد، چرا كه خيلي با كمترين از اينها ميتوان شر آنان را از خود و از برادران ايماني بازداشت.
در تاریخ اسلام مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایتهای قرآنی و دینی مسیر رشد و تعالی را پیمودند و تمدن درخشانی پدید آوردند و جهان غرب را مدیون خود ساختند. تمام آیاتی که در قرآن کریم درباره علم و دانش است و در آنها دانشمندان و عالمان مورد تمجید قرار گرفتهاند و به آنها بها و ارزش داده شده، آیاتی که انسانها را به کسب علم و آگاهی ترغیب کرده است همگی گواه دعوت اسلام به پیشرفت و ترقی همه جانبه مادی و معنوی است، زیرا پیشرفت در همه عرصهها تنها در سایه علم و دانش امکانپذیر است و آگاهی و علم شرط اساسی ترقی و بالندگی است. انسانها نیز در جوامع امروزی به پیشرفت علمیو مادی اهمیت زیادی میدهند و همواره درصدد این موضوع هستند که به پیشرفت در تمامیعرصههای زندگی خود دست پیدا کنند. از نظر روایات نیز پیشرفت و به روز بودن به معنای درست و معقول آن مورد توجه جدی و فراوان است و در این زمینه روایات بسیاری در منابع ما وجود دارد که تنها به برخی اشاره میشود: امام صادق(ع) در مورد پیشرفت انسانها فرمودند: آنکه پیشرفت را در خود نبیند، به نقصان نزدیکتر است و هر که به نقصان نزدیکتر باشد، مرگ از زندگی برایش بهتر است. امام حسن مجتبی (ع) میفرماید: چنان برای دنیایت تلاش و فعالیت نما که گویا همیشه زندهای و چنان برای آخرتت کار و کوشش نما مثل اینکه فردا خواهی مرد. در روایتی از امیرالمؤمنین (ع) چنین آمده است: فرزندانتان را به زور وادار به پیروی از آداب و رسومتان نکنید، زیرا آنها برای دورانی غیر از دوران شما خلق شدهاند. در این حدیث به در نظر گرفتن اقتضائات و آداب و روشها و سلیقههای هر دوران سفارش شده و دلالت میکند که پیشرفت و دستاوردهای هر زمان باید مد نظر باشد و در تربیت فرزندان باید به آن توجه داشت.
الأمالی للصدوق: ص ۷۶۶ ح ۱۰۳۰ / حکمتنامه جوان: ج1 ص48 .
بحارالانوار، ج44 ،ص238 .
شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج20، ص267 .
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان