دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زیبا دیدن و زیبا خواستن

چرا آنگونه تربیت نشده‌ایم، که هنگام مشاهده یک سیب سبز یا سُرخابی، یا دیدن یک خوشه انگور طلایی و یاقوتی، یا تماشای یک قلّه بلند یا ملاحظه یک درختِ سبز و مرتفع، به مقوله پدیدارشناسی و چرایی آن بیندیشیم؟
زیبا دیدن و زیبا خواستن
زیبا دیدن و زیبا خواستن

چرا آنگونه تربیت نشده‌ایم، که هنگام مشاهده یک سیب سبز یا سُرخابی، یا دیدن یک خوشه انگور طلایی و یاقوتی، یا تماشای یک قلّه بلند یا ملاحظه یک درختِ سبز و مرتفع، به مقوله پدیدارشناسی و چرایی آن بیندیشیم؟ که، چگونه به‌وجود آمده؟ چرا این‌همه زیبایی و جاذبه دارد؟ ریشه‌های این زیبایی در کجاست؟ و سرانجام، ما چه نسخه‌ای را از داروخانه این طبیعت دریافت کرده‌ایم تا به مُداوای دردهای درمان‌نشده روح و روان خود بپردازیم... دریغ و درد! سالهاست که سؤال‌کردن، از فرهنگ اجتماعی ما منسوخ شده است!

به باور من، پاسخِ این نگاه و این چرای ابتدایی، عامل مُهّم است که باید آن‌را در دُنیای امروز جدّی بگیریم و این عامل خطرناک و بُحرانی، موجب از «خودبیگانگی» ماست.

در بررسی‌های جامعه‌شناختی، تاریخی و اقتصادی، تا آنجا که نسبت به حضور این پدیده نازیبا؛ جستار و تحقیق به عمل آمده است، ریشه این از خودبیگانگی، جدایی انسان امروز از منبعِ الهام عواطف و احساسات زیباشناسانه‌اش با مجموعه شرایط و امکانات موجود در فضای اندیشه و محصولات اطراف آن است. وقتی‌که با دقّت به این بُحران می‌اندیشیم، درمی‌یابیم، جدایی و شکافی که میان انسان و دانش و علم وجود دارد، از یک سو و فاصله و جدایی عمل انسان و بی‌تفاوتی او از سوی دیگر، می‌تواند پاسخ مُفید و مختصر این نگرش باشد؛ در نهایت، این بیگانگی و عوامل آن، در یک مجموعه ذهنی، عاطفی و به‌طور کُلّی روانی؛ آن‌گونه گریبان انسانها را می‌گیرد که نه فقط قابل تحلیل و بررسی می‌شود، بلکه آینده‌ای سرشار از نگرانی را دیکته و تداعی می‌کُند، لذا باید از خواب تلخ غفلت بیدار شویم.

در مبحث زیباشناسی و زیبایی‌شناختی، استوانه‌ای که می‌تواند تیرک اصلی این خیمه رنگارنگ ماندگار باشد، پایداری اصل آزادی اندیشه و بیان انسانهاست که تاکنون آشکار شده است.

عموم طبقات و اقشار، واقعیتِ این اصل و ادّعا را قبول دارند، امّا بیان و اظهار عقیده در نوع به کاربردن الفاظ و بازی کلمات، گاهی آنقدر متعدد و مختلف می‌شود که متأسفانه به ضدّ خودش تبدیل می‌شود. درد و نقطه جوشش رنج فرزانگان و فرهیختگان آزاده روزگار در همین تعبیر و تفسیر و برداشت‌های سلیقه‌ای و تفسیرهای به رأی است.

در غیر این صورت، ترجمه آفرینش انسان، خلاصه و چکیده‌اش در همه کتاب‌های آسمانی، این جمله یا جملات است؛ (قریب به مضمون) خلاقیت آزاد هر آدمی زاده در زمینه‌های علمی و عملی، واکُنشی وحدت یافته از اراده و نیروی بالقوه آفرینش و نیازها و دورنماها و اگر جلوتر برویم در مرتبه عالی‌تر، ادراک و احساس زیباشناسانه در محصول کار او قرار دارد؛ به عبارت ساده‌تر، بروز و جلوه برتر و متعالی کار و خلاقیت انسان، همانا در سایه عواطف زیباشناختی وی میسر و سازنده است؛ نه در سرکوب آن.

چرا در برخی از اندیشه‌ها، زیبایی‌شناسی، به‌عنوان محصول لذّت‌جویی محض در نگاهِ مادّی بشر، مفهوم پیدا کرده است؟ انسان از ابتدای خلقت و آفرینش مقابل پدیده‌های خوشایند یا ناخوشایند، سلسله درک و تصوّر و نگرش آسمانی داشته است. اگر مدّعیان راست می‌گویند و به وحدت وجود و خلقت الهی و آسمانی انسان عقیده‌مند هستند، واقف خواهند بود، که بخشی از احساسات و عواطف شناخت زیبایی خالق در وجود مخلوق، وارد عرصه حیات و زندگی بشری شده است که در طول دوران‌ها به همراه تکامل همه طبقات حیات، این غریزه طبیعی هم در اندیشه و تفکّر انسان تکامل یافته است، آن‌گونه که، به خلاقیت هُنری در عرضه هُنرهای گوناگون به تداوم زندگی، سرسبزی و جاودانگی معنوی بخشیده است، چرا می‌گوییم هُنر و هُنرمند همیشه زنده است و هُنر هرگز نمی‌میرد؟ انسان، طبیعتاً دوستدار آزادی، حقیقت، عدالت، فضیلت اخلاقی، و دگرگونی و تطوّر سیر افکار و اندیشه‌ها و تحقیق در آفاق وانفس است.

از همه این موارد مهم‌تر، میوه زیبایی و زیبایی‌شناسی، در یک کلمه و آن عشق است.

انسان در طول تاریخ زندگی‌اش، عشق و محبّت را به مثابه محصول تکامل تاریخی و جامعه‌شناختی و حتّی آن‌را انگیزه پیوستن به جُنبش‌ها و نهضت‌های اجتماعی، از احساس زیباشناختی وجود خویش کسب کرده است، به عنوان نمونه، فوج فوج در روزهای سخت، سینه‌ها را آماج گُلوله‌ها قرار می‌دهند، تا یک وجب از خاک وطن و میهنشان به همراه ناموس و اعتبار تاریخی و جهانی‌شان، مورد تجاوز بیگانه متجاوز و دشمن زورگو قرار نگیرد آیا جُز این کشش و کوشش انسانی و الهی بود که فرزندان میهن عزیزمان در رده‌های سنّی مختلف، هشت سال تمام، از ذرّه ذرّه خاک ایران عزیز دفاعی جانانه کردند؟ من باور دارم، حتّی در جوامع بسته و غیردمکراتیک، آنکه آزادی می‌خواهد و آنکه ظاهراً آزادی مردم اجتماعش را محدود و گاه سلب می‌کند، در هر دو، حسّ و کشش زیبانگری و زیباشناسی وجود دارد، امّا به قول جامعه‌شناس بزرگ آلمانی شیلر، «انسان در حالت طبیعی خود، قدرت طبیعت را صرفاً تحمّل می‌کند و در حالت زیباشناختی، خود را از آن قدرت می‌رهاند، در حالی‌که در حالت اخلاقی بر آن سروری می‌یابد.»

... آری، تعارض با حسِّ زیبای آزادی بیان و عقیده که اولین زیرمجموعه حسِّ زیباشناسی انسانهاست، سرانجام نافرجامی را برای معارضان و مخالفان حقیقت‌یابی و آزادی و آزادگی خواهد داشت، زیرا ممکن است با استفاده از ابزار ترس موقتاً این احساسات در نهاد و سرشت انسان‌ها سرکوب شوند، امّا هرگز عقیم و محو نخواهند شد و این واقعه همان رُخداد و پیشامدی است که تمایلات زیبایی‌شناسی و آزادی‌طلبی انسان‌ها، مانند فنری است که هر چه بیشتر بسته شود، سریع‌تر و شتابان‌تر بازخواهد شد.

... هُنر واقعی اداره یک جامعه رو به رُشد و سالم به قول فیلسوف و اندیشمند بزرگ، پورسینا (ابوعلی‌سینا) در تلفیق و اختلاط و اعتدال اندیشه‌ها و یعنی ثمره تمایلات انسان‌های آن جامعه براساس حقیقت‌طلبی و حق‌جوئی آرمان جامعه است. اگر بخواهیم این سفارش و قول پورسینای هزار سال پیش را به گفتمان امروز تعبیر و تفسیر کنیم، به این واقعیت خواهیم رسید که برای پایداری و سلامت و ماندگاری جامعه امروز، چاره در احترام‌گذاشتن به خواسته و رأی مردم و به روزکردن آرمان‌ها و آرزوها و تمایلات آنان توسط مدیران مُدّبر و کاردان و دلسوز و پاکباخته جامعه است. مادامی که نظر، رأی و خواست به حق مردم یک جامعه، ارزش و اعتبار انسانی را داشته باشد، مطمئناً آن اجتماع نه فقط طعم شیرین برادری و برابری و خودباوری را بر پایه همان اصل محوری، زیبایی‌شناسی ازلی، به‌گونه‌ای هم‌بسته و همصدا، احساس می‌کند، بلکه، روح وحدت و اتّحاد در همه زمینه‌ها چنان تقویت می‌شود، که هیچ قدرتی در جهان قادر نخواهد بود به چنین ملّت همصدا و همداستانی، زور بگوید و ظلم و ستم را بر آن روا دارد؛ کلام پایانی در این مبحث شیرین، هر دو نگرش و طبقه فکری جامعه یعنی سنّتی و روشنفکری است، که چقدر زیباست؛ هر فرد و گروه،‌برای نگاه و اندیشه دیگران همان اندازه ارزش و احترام و اعتبار را قایل باشد که همواره انتظارش را در خود ایجاد کرده است.

این را مطمئن باشیم که آرمان آزادی و همبستگی ملّی و انسانی و تعالی‌جویی ما ایرانیان، فقط در زمانی صورت حقیقت به خود می‌گیرد که همه انگیزه‌ها و اراده‌ها و آرمان‌های هر چند کوچک و روزمرّه را در خواست‌ها و آرمان‌های بزرگ کشور درهم آمیزیم و این حاصل نمی‌شود مگر با ادراک و احساس زیباشناختی ما انسان‌ها؛ امیدوارم در جهانی‌که صنعت الکترونیک و اینترنت ریز و درشت فعالیت‌های خصوصی و عمومی ما را از هر روزنه‌ای زیرنظر دارد؛ ما هم به‌جای دامن‌زدن به اختلاف‌ها و تداوم قهر و آشتی، به‌جای نقطه‌های سیاه، نقاط روشن و زیبا را ببینیم،

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
در قلمرو تاریخ فلسفه

در قلمرو تاریخ فلسفه

ذات فلسفه، تاریخ فلسفه است. تحقیق در معنای فلسفه مستلزم تحقیق در معنی تاریخ فلسفه است.
قدرت اندیشه

قدرت اندیشه

تمام اطرافمان از اشیا و چیدن آنها تا نحوه ساختار ذهنی خود ما از اندیشه فلاسفه است.
Powered by TayaCMS