26 شهریور 1387, 0:0
قال الباقر (علیه السلام):
«کان الحَسَنُ کَثیرَ الاجتهاد فِی العِبادةَ وَالتصدقِ»
(نظم درر السمطین، ص 196)
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«امام حسن مجتبی (علیه السلام) در عبادت و صدقه دادن بسیار جدی و سختکوش بود»
«صدقه برای سلامتی امام زمان (عج)»
امام حسن مجتبی (علیه السلام) سرچشمه جود و کرم و سخاوت بود، تا جایی که به کریم اهل بیت (علیهم السلام) معروف گشت. هیچ فقیری از در خانه آن حضرت دست خالی برنمیگشت و هیچ آزردهدلی، بدون مرهمگذاری آن حضرت، از آستان او باز نمیگشت. آن حضرت، در اوج عظمت و غنای نفس، 2 بار در طول عمر خود، تمام اموال خویش را در راه خدا انفاق کرد و سه بار نیمی از تمام ثروت خویش را در راه خدا صدقه داد.
اسوهپذیری از روح سخاوت و کرامت آن حضرت، وظیفه ما است. یکی از وظایف ما در دوران غیبت، صدقه دادن برای سلامتی و حفظ وجود امام زمان (ارواحنا فداه) از جمیع خطرات ارضی و سمائی است. آنچه در این عرصه مهم است، خلوص نیت و درخواست قلبی برای سلامتی آن حضرت است که خود از بهترین عوامل رشد و تکامل روح سالک است؛ وگرنه حضرتش در پناه حفظ و امان خداوندی است و هیچ نیازی به صدقات ما ندارد، بهتر است این صدقه به فراخور حال خود به طور روزانه پرداخت نماییم و سلامتی آن حضرت را از خدای منان خواستار شویم.[1]
«کودکی که به اذن خدا زبان به حق گشود»
در سال ششم هجری میان پیامبر و کفار مکه قرار دادی امضا شد که در آن هر دو طرف صلحی به مدت ده سال را پذیرفته بودند دو سال از این پیمان گذشته بود که روزی یکی از کفار همپیمان قریش با سرودن شعری توهین آمیز، بر پیامبر اسلام اهانت کرد. این عمل بر قبیله خُزاعه که همپیمان پیامبر بودند، گران آمده و موجب درگیری میان دو طرف گردید. ابوسفیان به ناچار برای میانجیگری نزد امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) رفت و از او خواست که پیش پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) شفاعت نماید.
علی (علیه السلام) در جواب فرمود: پیامبر خدا با شما پیمانی بست و هرگز از پیمانش برنمیگردد... در این هنگام، حضرت فاطمه (علیها السلام) در پشت پرده ایستاده بود و امام حسن (علیه السلام) که کودک چهارده ماههای بیش نبود پیش او بود، ابوسفیان خواست که حضرت فاطمه اجازه دهد امام حسن، نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از ابوسفیان شفاعت کند. با شنیدن این سخن، امام حسن نزد ابوسفیان رفت و با یک دست بر بینی او و با دست دیگر بر محاسن او زد و خداوند، او را به زبان آورد تا بگوید:
«ای ابوسفیان! بگو جز خدای یکتا خدایی نیست و محمد رسول خداست، تا من (برایت) شفاعت کنم.»
علی (علیه السلام) فرموند:
«سپاس و ستایش خداوندی را که در خاندان محمد از میان خودشان کسی را مانند “یحیی بن زکریا"[2] قرار داد»[3]
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان