دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تأثيرات راستگویی در زندگی

No image
تأثيرات راستگویی در زندگی

زهرا اجلال

رهايي در راستگويي است، اين جمله را همه آدم‌هايي كه با ديگران مراوده مي‌كنند قبول دارند. وقتي انسان راست مي‌گويد خيالش از همه بابت راحت است چون شب‌ها سرش را با آسودگي روي بالش مي‌گذارد و صبح‌ها راحت چشم به روي دنيا باز مي‌كند. كسي كه راستگوست دوست‌داشتني هم هست چون تكليف اطرافيان با او روشن است و همه مي‌دانند چگونه با او رفتار كنند. حالا اگر اين راستگويي را زير يك سقف ببريم شيرين‌تر هم مي‌شود. وقتي زن و شوهري با هم يكدل و يك زبان مي‌شوند زندگي آنقدر دوست‌داشتني مي‌شود كه در سايه امن آن مي‌شود با خيال راحت گذران عمر كرد.

راستگويان را چگونه بشناسيم؟

اگر بخواهيم خود را بيازماييم و بدانيم كه راستگو هستيم و بر منش و روش راستگويان هستيم يا راستگويي را در ديگران بجوييم مي‌توان از نشانه‌هايي كه قرآن بيان داشته بهره بريم. اين نشانه‌ها به ما كمك مي‌كند تا راستگويان راستين را از دروغگويان دغلكار شناسايي كنيم و در دام حيله‌هاي آنها نيفتيم. نخستين نشانه راستگويي تطابق قول و عمل شخص است. اگر گفتار شخص با رفتار وي مطابقت نداشت وي را مي‌بايست از دروغگويان يا دست كم كساني دانست كه راستگو نيستند و بنابراين نمي‌توان در برابر ايشان متواضع بود و آنان را الگو قرار داد. اين مساله را مي‌توان با نگاهي به اعمال آنان به دست آورد. اصولا افراد راستگو براي مردم دل مي‌سوزانند و براي رهايي مردم تلاش مي‌كنند و آنان را از اسارت و بندگي و بردگي رهايي مي‌بخشند. از اين‌روست كه اهل انفاق هستند و مي‌كوشند تا با كمك‌هاي مالي خويش ديگران را از بند بردگي برهانند. بنابراين اگر موردي ديده شد كه شخص مي‌كوشد تا مردم را برده و بنده خود كند در حقيقت او فريبكار است؛ زيرا كسي كه حاضر نيست شخصي در بند بردگي ديگري باشد چگونه اجازه مي‌دهد كه به شكل ديگر برده و بنده او شود؟از اين رو راستگويان اهل انفاق و كمك به ديگران و انسان‌هاي نوعدوستي هستند كه دستگير هر در راه مانده‌اي بوده و به حاجتمندان و فقيران كمك مي‌كنند. يتيمان و ناتوانان را دستگير هستند و به آخرت ايمان داشته و نماز به پا مي‌دارند و زكات مال خويش را مي‌پردازند و اهل وفاي به عهد هستند (سوره بقره). افراد راستگو خويشان را دوست داشته و به هر شكلي به آنان كمك مي‌كنند. اصولا راستگويان اهل اخلاص هستند و در انجام وظايف عبادي و اجتماعي و اخلاقي خويش كوتاهي نمي‌كنند و با تحمل مشكلات و رنج‌ها آن را انجام مي‌دهند. آنها در انديشه و اعتقاد خويش با برهان و دليل هستند و اين مساله خود مهم‌ترين دليل بر راستگويي ايشان افزون بر صدق در عمل آنان است. با توجه به اين نشانه‌ها، انسان به سادگي و آساني مي‌تواند راستگوي واقعي و راستين را از راستگويان مدعي و دروغين باز شناسد. بنابراين نباید برخي از اعمال و رفتار گروهي فريبكار موجب شود تا در دام آنان بیفتیم. برخي با گريه و ساير شواهد ظاهري مي‌كوشند تا مردم را فريب دهند كه اصولا نبايد برخي از رفتارهاي ظاهري مبنا و ملاك داوري قرار گيرد. بسيار ديده‌ايد كه دروغگويان به گريه متوسل مي‌شوند. از اين‌روست كه قرآن گريه را حربه دروغگويان مي‌شمارد و مي‌گويد كه آنان با گريه مي‌كوشند تا حقيقت را بپوشانند و مردمان را گمراه كنند. بنابراين نمي‌بايست گريه و ديگر تظاهرات ظاهري مردمان را ملاك داوري قرار داد. اينان در ظاهر رفتاري را انجام مي‌دهند كه با باطن آنها مطابقت ندارد.

راستگویی در روايات

راستگويي واقعاً معجزه مي‌كند چون كسي كه راستگوست نگاه‌ها را به سمت خود مي‌چرخاند و اعتماد ديگران را به خود جلب مي‌كند. در اين ميان اساس زندگي انسان كار گروهي است و هنگامي كار گروهي امكان‌پذير است كه افراد گروه نسبت به يكديگر اطمينان داشته باشند و اطمينان در صورتي حاصل مي‌شود كه صداقت و امانت در ميان افراد گروه حاكم باشد. در روايات آمده است يكي از ياران پيامبر(ص) از اينكه گرفتار گناه مي‌شود نزد پيامبر(ص) رفت و خواستار راهنمايي آن حضرت شد. پيامبر (ص) به وي مي‌فرمايد: دروغ نگو! آن شخص گفت: همين! پيامبر(ص) فرمود: همين و بس. مرد رفت و در برابر امري قرار گرفت كه گناه بود و چون خواست آن را مرتكب شود گفت اگر پيش پيامبر رفتم و گفت اين كار را كردي چه بگويم؟ دروغ بگويم. من كه وعده داده‌ام دروغ نگويم. چند مسأله ديگري نيز رخ داد و او براي اينكه به پيامبر(ص) دروغ نگويد از ارتكاب آن خودداري كرد. اينگونه است كه رفتار خود را اصلاح كرد.

راستگویی در قرآن

قرآن در آيات 70 و 71 سوره احزاب به تاثير و كاركرد راستگويي مؤمنان در گفتارشان اشاره كرده و آن را سبب اصلاح اعمال آنان مي‌داند. از اين رو فرمان مي‌دهد براي اينكه اعمال آنها به اصلاح گرايد همواره گفتار خالي از هرگونه شائبه دروغ بگويند و سخني را بر زبان آورند كه ظاهر آن با باطن آن موافق باشد. در آيه 20 و 21 اين سوره صداقت و راستگويي موجب تسليم شدن شخص در برابر دستورهاي خداوند و آموزه‌هاي وحياني آن به شمار مي‌رود. بنابراين كساني كه اهل صداقت و راستي هستند كساني هستند كه در برابر آموزه‌هاي وحياني تسليم‌اند و هرگز بر خلاف آن عمل نمي‌كنند و رفتارشان همواره در چارچوب آموزه‌هاي ديني است و گامي‌برخلاف آن برنمي‌دارند. اصولاً رستگاري جز با راستگويي امكان‌پذير نيست و كسي كه دروغ مي‌گويد و ظاهر كلامش با باطن آن موافقت ندارد و بر خلاف واقع سخني را بر زبان مي‌راند نمي‌تواند اميد به رستگاري داشته باشد. خداوند در آيه 119 سوره مائده مي‌فرمايد: روز قيامت تنها كساني رستگار مي‌شوند و از آتش دوزخ رهايي مي‌يابند كه راستگو باشند. امروز روزي است كه تنها صدق و راستي راستگويان است كه به فرياد ايشان مي‌رسد و سربلند و پيروز از آزمون دنيا بيرون مي‌آيند. در حقيقت كساني كه راستگويي را منش و روش خويش قرار داده‌اند و در هر حال و مقامي ‌راستگويي مي‌كنند و سخني به دروغ بر زبان نمي‌رانند در قيامت از راستگويي خويش بهره‌مند مي‌شوند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS