دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جنگ، حمله آمریکا و موقعیت عبودیّت

یادداشت | رضا طراوت

جنگ، حمله آمریکا و موقعیت عبودیّت
جنگ، حمله آمریکا و موقعیت عبودیّت

بخش اوّل: جنگ و حمله آمریکا
آمریکا بالاخره حمله کرد و طبعا مطابق بیان حضرت آقا می‌بایست به آمریکا ضربه وارد کرد. و این ضربه غیر از ضربه‌ای است که به اسرائیل زده می‌شود. ضربه مستقیما باید به خود آمریکا باشد نه نیروی نیابتی‌اش در منطقه یعنی اسرائیل.

 

می‌دانیم جریانی سیاسی_رسانه‌ای وجود دارد، که با مطالبه عقلانیت در پاسخ، نهایتا قضیه را مشمول مرور زمان می‌کند و ای بسا در نهایت جا بزند که اصلا بزرگترین ضربه به آمریکا همین ضربه به اسرائیل است.

 

 در برابر این جریان چه کنیم؟ اوّلا نباید در امر تنازع کنیم که به فرموده قرآن دچار فشل و سستی می‌شویم. راه حل برطرف شدن تنازع اطاعت از ولیّ امر است. لذا در این فقره نیز ما باید صریحا مطالبه ضربه سخت به آمریکا را داشته باشیم.

 

از سوی دیگر ما باید به تدبیر فرماندهان نظامی اعتماد کنیم. ای بسا واقعا تأخیر در پاسخ تدبیر نظامی درستی باشد. باید حسن ظنّ داشته باشیم به نیروهای نظامی‌مان.

 

البته مسأله نحوه پاسخ به آمریکا فقط یک مسأله نظامی نیست. بلکه یک مسأله سیاسی هم هست. دقیقا از همین موضع نیروهای سیاسی و مکتبی می‌توانند ورود کنند. ورود مکتبی و بر اساس مختصات مکتب در همه مسائل ممکن است. اساسا سرّ ولایت مطلقه فقیه همین هیمنه سیاست بر سایر امور است.

 

از منظر مکتبی ما می‌دانیم که تأخیر در پاسخ به آمریکا، درست نیست به ادلّه‌ای که مفصّلا می‌شود در این حوزه بیان کرد. مهم این است که بدانیم مسأله دو وجه دارد. در وجه سیاسی و تدبیر کلان جنگ (که آنهم یک مسأله سیاسی است اصالتا نه نظامی) می‌شود از زاویه مکتب ورود کرد و ورود درست و به جایی است.

 

لکن به هر حال قضای الهی این است که ایران در زمانه‌ای با امریکا و اسرائیل درگیر شود که کار دست جریانی است که به هر حال با غرب مراوده بیشتری دارد. نباید این دستمایه تنازع در میدان شود.

 

نباید وحدت سیاسی_نظامی ما از بین رود. اگر ما مسیری داریم که می‌توانیم نقطه نظراتمان را به تصمیم گیران منتقل کنیم. حتما این کار خوب است. اگر می‌توانیم کارهایی را انجام دهیم که با تدابیر کلان منافاتی ندارد حتما این کارها خوب است. امّا نباید مطلقا دو دستگی را در درون خود پدید آوریم.

 

موقعیت جنگی است و باید همه پشت تدابیر کلان ولیّ فقیه مجتمع باشیم.

 

بخش دوم: جنگ و موقعیت عبودیّت

این روزها زیاد می‌شنویم که باید موشک‌ها را فلان جور زد، تنگه را بست، تنگه را کنترل کرد! خلاصه فلان کار را کرد و فلان کار را نکرد. جنگ یک پدیده چند بعدی است و افراد می‌توانند از حیثیات مختلف در مورد آن نظر بدهند. 

 

امّا در بسیاری از گفت‌وگوها یک ترس در درون افراد هست. ترس از سوریه شدن، ترس از در موقعیت حزب الله قرار گرفتن. ترس از شکست. ترس از اینکه نتیجه تدابیر با روند فعلی ای بسا به شکست ظاهری بیانجامد.

 

عرض من این است که ما بر خلاف منطق انسان مدرن، خود را در موقعیت الوهیت نمی‌بینیم بلکه در موقعیت عبودیت می‌بینیم. ما سراغ جنگ نرفتیم که اکنون از چارچوب عقلانیت الهی خود با اضطراب خارج شویم که ای وااای شاید در این چارچوب نتیجه ظاهری را ببازیم.

 

ما می‌دانستیم روزی این نزاع به جنگ منجر خواهد شد و آگاهانه سراغ بمب نرفتیم. می‌دانیم که کشورهای منطقه پنهانی به آمریکا و اسرائیل کمک می‌کنند و لکن چون منطقه، منطقه ما است نه آمریکا و درگیری بین مسلمین به صلاح نیست عامدا نمی‌خواهیم با کشورهای منطقه درگیر شویم. ما محدودیت‌هایی داریم به لحاظ فناوری. باید در چارچوبی عقلانی با دشمن مبارزه کنیم.

 

موقعیت عبودیت یعنی اینکه با لحاظ خطوط کلّی در نبرد با عقلانیت و توکّل و ایمان به وعده‌های الهی تدابیر جنگی را اتّخاذ کنیم. نتیجه هرچه میخواهد بشود. ما بنده‌ایم نه خدا و ربّ عالم.

 

نباید با اندک چیزی سوء ظنّ به وعده‌های الهی پیدا کنیم! ملّت ایستاده، مسئولان هم سرجمع الحمدلله ایستاده‌اند. نباید بروزات میدان جنگ ما را به اشتباه بیاندازد. بمب افکن می‌آید و می‌رود. خوب باشد. هواپیمای F35 فلان و بهمان است، خوب باشد. ما در همین موقعیت به دفاع واداشته شده‌ایم.

 

بالاخره با ملاحظه تمام جوانب در حال جنگیم، نتیجه با خدا است. و من مطمئن هستم که پیروز نهایی این جنگ نه در باطن، بلکه در ظاهر امر نیز ایران اسلامی و ملّت‌های مسلمان هستند. در این جنگ نه ملّت فلسطین کم گذاشته است، نه ملّت انقلابی لبنان، نه یمنی‌ها و انشاءالله ایرانی‌ها نیز در آخرین مرحله با اقتدار خواهند ایستاد. وعده قطعی الهی نصرت و پیروزی است.

 

همان خدایی که در طبس آمریکا را به تیر غیب دچار کرد، همان خدا امروز ما را به جنگ با اینها کشانده است و به حول قوّه الهی ما پیروزیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS