دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احتضار

No image
احتضار

كلمات كليدي : احتضار، محتضر، استقبال الي القبله، تلقين، كلمات فرج

نویسنده : محسن بي باك

لغة و اصطلاحاً

احتضار، باب افتعال از الحضور و در لغت به معنای حالت نزع و سوق یعنی به حال مرگ افتادن و جان دادن است.[1] به شخص در حال مرگ و جان دادن محتضر گفته می‌شود.

احتضار در اصطلاح فقه به همان معنای لغوی خود به کار رفته است.[2] در علت نامیدن شخص در حال مرگ به محتضر مواردی ذکر شده است؛[3] همچون: حضور ملائکه نزد مریض یا حضور ائمه خصوصاً[4] امیرالمؤمنین یا حضور مؤمنین برای تشییع و...

احتضار در شریعت

مادة احتضار به معنای مورد نظر در اینجا، در آیات قرآن نیامده است البته آیاتی در مورد محتضر به غیر ماده احتضار وجود دارد همچون: «فلولا اذا بلغت الحلقوم و أنتم حینئذ تنظرون»[5] پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد توانایی بازگرداندن آن را ندارید و شما در این حال نظاره می‌کنید و کاری از دستتان ساخته نیست.

در این مورد روایتی از أبی بصیر از امام صادق (ع) وارد شده است که از معنای آیه سؤال کرد و امام فرمودند: مؤمن در حال احتضار جایگاه خود را در بهشت مشاهده می‌کند و می‌گوید مرا به دنیا بازگردانید تا به اهل دنیا از آنچه می‌بینم خبر دهم.[6]

در کتب روایی احادیثی آمده است که بیانگر وظائف، آداب و خصوصیات حالت احتضار می‌باشد. در روایتی از امیرالمؤمنین آمده است که پیامبر اکرم در مورد محتضر به توجه او به سمت قبله امر کردند و این کار را موجب توجه و اقبال ملائکه و خداوند به محتضر دانستند.[7]

احکام

احکام مربوط به احتضار به سه دسته واجب، مستحب و مکروه تقسیم می‌شوند.[8]

واجب هنگام احتضار

تنها عملی که در مورد وجوبش هنگام احتضار بحث شده است، رو به قبله قرار دادن شخص محتضر است.[9]

آراء فقیهان

در حکم استقبال به سوی قبله بین عالمان فقه اختلاف است. دیدگاه مشهور وجوب است.[10] و در مقابل مشهور عده‌ای قائل به استحباب شده‌اند.[11]

عمده دلیل قائلین به وجوب روایات این باب است که از حیث سند و دلالت مورد نقد قرار گرفته است.

یکی از اموری که بر وجوب استقبال به آن استدلال شده است، استمرار سیره مسلمین بر ملتزم شدن به این امر در جمیع اعصار بوده است. اما از آنجا که سیره مسلمین در موارد زیادی به امور مستحبی واقع شده است لذا نمی‌توان سیره را دلیل بر وجوب دانست.[12]

نوع وجوب

رو به قبله گذاشتن محتضر واجب کفایی است[13] و بر شخصی که عالم به حال احتضار و متمکن از امتثال است واجب می‌باشد. برخی بر این باورند که اگر محتضر قادر بر این باشد که رو به قبله بخوابد بر خود او نیز واجب است.[14]

در وجوب استقبال فرقی نیست که محتضر صغیر باشد یا کبیر، عبد باشد یا حرّ، اما شرط است که مسلمان[15] یا در حکم[16] مسلمان باشد.[17]

کیفیت استقبال

نحوه استقبال به سوی قبله در محتضر با نحوه استقبال میت در داخل قبر متفاوت است. در محتضر به این گونه است که او را به پشت قرار داده و کف دو پا و صورت او را به سمت قبله قرار می‌دهند به گونه‌ای که اگر محتضر در این حالت بنشیند، رو به قبله است. در این مسئله بین علماء شیعه اختلافی نیست بلکه ادعای اجماع شده است.[18]

زمان وجوب استقبال

آنچه از کلمات فقیهان استفاده می‌شود اینکه وجوب استقبال از نزدیکی زمان مرگ یعنی شروع حالت احتضار تا تحقق وفات استمرار دارد اما اینکه بعد از تحقق مرگ تا زمان غسل میت هم ادامه داشته باشد محل اختلاف است. بعضی باقی ماندن میت تا زمان غسل به همان حالت رو به قبله را به نحوی معتبر دانسته‌اند.[19]

موارد سقوط وجوب

1- در جایی که قبله مشتبه شود، استقبال قبله واجب نیست.[20] برخی از فقیهان احتمال قوی داده‌اند که در فرض اشتباه قبله اگر جهت مغرب و مشرق معلوم باشد، استقبال به ما بین مشرق و مغرب واجب است به جهت روایاتی که ما بین آن دو را قبله می‌دانند.[21]

2- وقتی استقبال به کیفیت یاد شده ممکن نبوده وجوب ساقط می‌شود. البته این احتمال هم داده شده است که در صورت تعذر کیفیت خاص، استقبال به صورت نشسته یا به پهلوی راست یا چپ در صورت عدم تمکن از نشستن واجب باشد.[22]

مستحبات

مستحبات قبل از موت

1- تلقین: تلقین عبارت است از متابعت مریض از تلقین دهنده در آنچه می‌گوید و اگر مریض قادر به سخن گفتن نباشد باز هم مستحب است چون او کلام تلقین دهنده را می‌فهمد و آن را بر ذهن خود جاری می‌کند.[23]

مفاد تلقین:

الف- شهادتین: گفتن ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و أن محمدا عبده و رسوله.[24]

ب- اقرار به ائمه اثنی عشر و سایر اعتقادات حقه.[25]

ج- کلمات خرج: لا اله الا الله الحلیم الکریم لا اله الا الله العلی العظیم سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع و ما فیهن و ما بینهم و رب العرش العظیم و الحمدالله رب العالمین.[26]

2- انتقال محتضر به مصلی

منظور از مصلی مکانی از خانه محتضر که در آن زیاد نماز می‌خواند.[27] از اخبار بدست می‌آید که این نقل زمانی است که خروج روح از محتضر به سختی باشد.[28]

3- تلاوت قرآن نزد محتضر[29]

مستحبات بعد از موت[30]

1- بستن چشمان او 2- برهم گذاردن دهان او 3- دراز کردن دستها به پهلوهایش 4- کشیدن و دراز کردن دو پایش 5- پوشاندن او به لباسی 6- روشن کردن چراغ در مکان فوت اگر در شب مرده باشد 7- اعلام و خبر دادن فوت به مؤمنین 8- تعجیل در تجهیز میت مگر در صورتی که مرگ او مشتبه شود که در این صورت یا به علامات موت مراجعه می‌شود و یا تا سه روز صبر می‌کنند.[31]

مکروهات

1- قرار دادن آهن بر روی شکم محتضر 2- حضور جنب یا حائض نزد محتضر این حکم مختص به وقت احتضار است و با تحقق موت از بین می‌رود.[32] 3- تنها رها کردن او 4- لمس کردن محتضر در حال جان دادن 5- تکلم زائر نزد او 6- گریه کردن نزد او

مقاله

نویسنده محسن بي باك

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS