دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظریه های هنجاری Normative Theory

No image
نظریه های هنجاری Normative Theory

كلمات كليدي : نظريات هنجاري، رسانه، دولت، توسعه، سيبرت

نویسنده : قاسم كرباسيان

نظریه‌هایی که بر اساس شرایط ارزشی و ایدئولوژیک، با قاطعیت بیان می‌کند که ارتباط چگونه باید شکل گیرد و به انجام برسد، نظریه‌های هنجاری خوانده می‌شوند.[1]

نظریه‌های مختلفی برای طبقه‌بندی نظام‌های رسانه‌ای ملی توسط صاحب‌نظران ارائه شده که خاستگاه این نظریات تجویزی را باید مشاهدات صاحب‌نظران دانست.

اولین تلاش برای بیان مقایسه‌ای نظریه‌های عمده این عرصه، توسط "سیبرت"(Sibert) و همکارانش در سال 1956م صورت گرفته است. طبقه‌بندی سیبرت، که نظریه‌های عمده در مورد مطبوعات را به 4 طبقه تقسیم کرده است، هنوز معتبر است؛ اما برخی مانند "مک‌کوایل"، دو نوع جدید را به طبقه‌بندی وی افزودند و طبقه‌های شش‌گانه را تشکیل دادند.[2]

نظریه‌های هنجاری پیرامون رسانه‌های جمعی

نظریات هنجاری یا دستوری به تبیین بایدها و نبایدهای حاکم بر وسایل ارتباط جمعی در شرایط مختلف می‌پردازند. این نظریات که دارای ماهیتی تعهدآور و الزام‌آورند، از وضعیت رسانه‌ها در جوامع و زمان‌های مختلف، نشأت گرفته‌اند.[3] این نظریه‌ها به ترسیم رابطه دولت، رسانه و جامعه می‌پردازند و انتظارات دولت از رسانه‌ها، ضوابط و شرایط حاکم بر آنها و توقعات مربوط به نقش اجتماعی رسانه‌ها را در جوامع مختلف بررسی می‌کنند.

این نظریه‌ها بنابر نظر "سیبرت" عبارتند از: اقتدارگرا، آزادی رسانه‌ای مسؤولیت اجتماعی رسانه‌ها و رسانه‌های شوروی؛ که بعدها نظریه‌های "رسانه‌های توسعه‌بخش" و "مشارکت دموکراتیک رسانه‌ها"، توسط دیگران بدان افزوده شد.[4]

1. نظریه اقتدارگرا یا استبدادی؛ این نظریه که به اوضاع مطبوعات در اولین جوامعی که در آنها ظاهر شدند، اشاره دارد، حاکی از فقدان استقلال و وابستگی مطبوعات آن دوران به نظام‌های دولتی است. نظریه استبدادی که تقویت‌کننده و پیش‌برنده سیاست‌های مورد نظر حکومت و دولت حاکم بود، رسانه‌ها را مطیع دولت و منافع طبقۀ حاکم قرار می‌داد.[5]

اصول اساسی این نظریه درباره رسانه‌های جمعی را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

ü رسانه‌ها نباید دست به اقدامی بزنند که موجب تضعیف قدرت موجود یا مخلّ نظم می‌شود؛

ü باید مطیع یا تابع قدرت مستقر باشند؛

ü باید از توهین به اکثریت یا ارزش‌های غالب اخلاقی و سیاسی بپرهیزند؛

ü سانسور را برای به اجرا درآوردن این اصول، می‌توان توجیه کرد؛

ü روزنامه‌نگاران یا دیگر شاغلان رسانه‌ها، در درون سازمان رسانه‌ای خود، هیچ استقلالی ندارند؛

ü حمله غیر قابل قبول به مراجع قدرت، انحراف از سیاست رسمی و یا توهین به اصول اخلاقی را باید جرم بشمار آورد.[6]

2. نظریه آزادی رسانه‌ای؛ این نظریه که ریشه در ظهور مطبوعات، فارغ از کنترل دولتی در قرن هفدهم دارد، هنوز هم به عنوان اصل اساسی مشروعیت‌بخش به مطبوعات در دموکراسی‌های لیبرال مورد توجه است.[7]

این نظر، متأثر از نوشته‌های "میلتون"، "لاک" و "میل" است؛ که معتقد است، مطبوعات به همان اندازه که در خدمت اطلاع‌رسانی، سرگرمی و در اندیشه فروش بیشتر هستند، باید در خدمت کشف حقیقت و نظارت بر دولت هم باشند.[8]

این نظریه معتقد است که زیان خاص سرکوب عقائد، آن است که نسل بشر موجود و اعقاب او را از وجود کسانی که از نشر عقیدتی با او اختلاف دارند و حتی بیشتر از کسانی که آن را حفظ می‌کنند، محروم سازند. پس بدین ترتیب، اگر عقیده‌ای صحیح است، آنها از فرصت تبدیل اشتباه به حقیقت محرومند و اگر عقیده‌ای غلط است، فرصت درک حقیقت را در برخورد با اشتباه از دست خواهند داد. ترقی جامعه، بستگی به انتخاب درست یا نادرست راه‌حل‌ها دارد.

پشتوانۀ "نظریه آزادی‌خواهی"، که در مقابل نظریه اقتدارگرا شکل گرفت، همان ارزشهای دولت لیبرال دموکراسی؛ یعنی باور به برتری فرد، خِرَد، حقیقت، پیشرفت و نهایتاً حاکمیت ارادۀ مردم است.[9]

اصول این نظریه را می‌توان بشرح زیر دانست:

ü نفی سانسور نشریات؛

ü آزادی انتشار و توزیع از قید و بند مجوز؛

ü نفی تعقیب برای حمله رسانه‌ها به حکومت، مقامات و یا احزاب سیاسی(بر عکس حمله به افراد، خیانت و تهدید امنیت)؛

ü نفی فشار و اجبار در نشر و درج مطالب در رسانه‌ها؛

ü مجاز بودن انتشار نظر اشتباه، مانند نشر حقیقت در مسائل عقیدتی و باورها؛

ü نفی محدودیت در گردآوری اطلاعات برای انتشار؛

ü نفی محدودیت برای صادرات، واردات، ارسال و دریافت پیام از مرزهای کشور؛

ü استقلال حرفه‌ای برای روزنامه‌نگاران در درون سازمان خودشان، به میزان قابل ملاحظه.[10]

3. نظریۀ مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها؛ این نظریه که مدیون یک اقدام آمریکایی؛ یعنی تشکیل کمیسیون آزادی مطبوعات در سال 1974م بود،[11] معتقد است، رسانه‌ها علاوه بر اطلاع‌رسانی و سرگرمی و فروش، باید موجب تضارب آراء شده و مباحث را رشد دهند. در این نظریه، رسانه، بوسیله عمل مصرف‌کننده، عقاید جامعه و اخلاق حرفه‌ای کنترل می‌شود و در بخش پخش، بخاطر محدودیت‌های فنی که در تعداد فرکانس‌ها وجود دارد، توسط مراجع دولتی کنترل می‌شود.[12]

برخی اصول این نظریه از این قرار است:

ü رسانه‌ها موظف به فراهم آوردن تریبون آزاد برای افرادی که سخن مهمی دارند، می‌باشند و بطور کلی باید کثرت‌گرا باشند؛

ü باید تعهداتی را در مورد جامعه انجام دهند؛

ü باید از هرچیزی که احتمال دارد به جرم، خشونت، بی‌نظمی یا تهاجم به اقلیت‌ها شود، جلوگیری کنند؛

ü رسانه‌ باید در چهارچوب قانون و نهادهای مستقر خودگردان، عمل کند؛

ü روزنامه‌نگاران و متخصصان رسانه‌ها باید در مقابل جامعه و بازار پاسخگو باشند.[13]

4. نظریه مسلکی(رسانه‌های شوروی)؛ نظریه تمامیت‌خواه شوروی، بعد از انقلاب 1917 روسیه، به عنوان الگویی که بیشتر رسانه‌های شوروی از آن تبعیت می‌کردند، در آمد.

ایده کلی این تئوری بر این مبنا استوار است که در یک جامعه سوسیالیستی، طبقه کارگر قدرت را در اختیار دارد و برای حفظ این قدرت، لازم است ابزار «تولید فکری» را نیز کنترل کند. بنابراین تمامی رسانه‌ها باید تحت کنترل سازمان‌های کارگری و در نهایت کمونیستی باشند و نباید در راستای تعارض سیاسی عمل کنند.

برخی اصول اصلی این نظریه به شرح زیر است:

ü رسانه‌ها باید در خدمت طبقۀ کارگر و تحت کنترل آنها باشند؛

ü نباید به تملیک خصوصی درآیند(برخلاف نظریه آزادی‌خواهی که در آن رسانه‌ها عمدتاً خصوصی هستند)؛

ü باید از نهضت‌های مترقی داخل یا خارج کشور دفاع کنند؛

ü باید تصویری کامل و عینی از جهان، براساس اصول مارکیستی- لنینستی ارائه دهند.[14]

5. نظریه رسانه‌های توسعه‌بخش؛ عناصر هنجاری این نظریه که بر نظام‌های رسانه‌ای بسیاری از کشورهای در حال توسعه، حاکم است، از این قرارند:

ü رسانه‌ها باید وظایف توسعه‌بخشی مثبتی را که مبتنی بر سیاست تثبیت‌شدۀ ملی است، بپذیرند؛

ü امکان محدود کردن آزادی رسانه‌ها براساس اولویت‌های اقتصادی و نیازهای توسعه‌ای؛

ü اولویت رسانه‌ها باید فرهنگ و زبان ملی باشد؛

ü اولویت خبری رسانه‌ها، باید انتشار اخبار کشورهای در حال توسعه باشد؛

ü آزادی توأم با مسئولیت، برای شاغلین در رسانه‌ها؛

ü کنترل رسانه‌ها توسط دولت، از طریق سانسور، یارانه و کنترل مستقیم.[15]

در واقع اوضاع خاص کشورهای جهان سوم، چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی و عدم انطباق چهار نظریه هنجاری قبلی بر آنها، افزایش آگاهی ملت‌ها و تمایل به مبارزه با شیوه‌های تازه سلطه استعماری و نیل به استقلال فرهنگی و ارتباطی همراه با طرح موضوع نظم نوین ارتباطی در یونسکو، بستر پیدایش نظریه رسانه‌های توسعه‌بخش را فراهم آورد.

6. نظریه مشارکت دموکراتیک رسانه‌ها؛ خاستگاه این نظریه که نظریه‌های حاکم را به مبارزه می‌طلبد، جوامع توسعه‌یافتۀ لیبرال است.

این نظریه که به نفی وجود رسانه‌های یکنواخت، متمرکز، پرهزینه، بی‌تفاوت و تحت کنترل دولت معتقد است، طرفدار چندگانگی ، محلی بودن، نهادزدایی، جابجایی نقش‌های دریافت‌کننده و فرستنده، کنش متقابل و تعهد می‌باشد.

برخی اصول این نظریه عبارتند از:

ü مخالفت با کنترل متمرکز سیاسی یا دولتی رسانه‌ها؛

ü حق دسترسی برای همه نسبت به رسانه‌ها؛

ü رسانه‌ها در درجۀ اول متعلق به مخاطبین خود هستند؛ نه سازمان‌های رسانه‌ای یا مشتریان رسانه‌ها؛

ü حق داشتن رسانه‌ برای گروه‌ها و سازمان‌ها و اجتماعات محلی؛

ü رسانه‌های تعاملی و مشارکتی، بهتر از رسانه‌های پهن‌دامنه، یک‌سویه و حرفه‌ای است.[16]

مقاله

نویسنده قاسم كرباسيان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
آغاز سال سی و شش

آغاز سال سی و شش

جشنواره به انتها رسید و تقریبا آنانی جایزه گرفتند که حقشان بود( به فهرست نامزدها کاری ندارم) از انچه گذشت، چیزی در خاطرم نماند جز یادداشت اقای مهدویان که برخی را آزرده کرد و باز عذرخواهی ایشان در یادداشتی بعد تر که نشانه معرفت و ادب او بود.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
برای جشنواره چه لباسی بپوشیم؛ نگاهی به پوشش هنرمندان در ایام جشنواره

برای جشنواره چه لباسی بپوشیم؛ نگاهی به پوشش هنرمندان در ایام جشنواره

جشنواره مد و مدل و لباس، ترکیبی آشنا برای توصیفی جهت دار از جشنواره فیلم فجر است. جهت و سمت و سویی که شاید کمتر نویسنده یا هنرمند داخلی عزمی برای مقابله با آن داشته باشد. چرا که منتقدان پوشش هنرمندان، در چارچوب قوانین و سیاست‌های رسمی کشور به میدان آمده‌اند و از حق نمی‌توان گذشت که سخنشان پشتوانه‌های قدرتمندی دارد.
Powered by TayaCMS